1 524
Підписники
Немає даних24 години
-17 днів
-130 днів
Архів дописів
1 524
Repost from انجمن علمی روانپزشکان ایران
آیین تجلیل از استاد فرهیخته، دکتر محمد صنعتی
پاسداشت یک عمر اندیشه، دانش و تلاش ماندگار
برخی نامها فراتر از یک عنوان علمی، بخشی از تاریخ و هویت یک حرفهاند.
استاد دکتر محمد صنعتی از چهرههای برجسته روانپزشکی ایران هستند که با سالها تلاش علمی، آموزشی و فرهنگی و نگاهی ژرف به روان انسان، سهمی ارزشمند در پیوند روانپزشکی با روانکاوی، ادبیات و فرهنگ ایران داشتهاند.
انجمن علمی روانپزشکان ایران مفتخر است در مراسم اختتامیه چهلودومین همایش سالانه خود، از ایشان بهعنوان پیشکسوت منتخب سال ۱۴۰۵ تجلیل کند.
این مراسم فرصتی است برای ادای احترام به استادی که اندیشه، قلم و نگاه نقادانهاش الهامبخش نسلهای مختلف روانپزشکان بوده است.
📅 جمعه ۲۴ مهرماه ۱۴۰۵
🕰 مراسم اختتامیه همایش
📍 سالن اصلی، مرکز همایشهای بینالمللی بیمارستان میلاد، تهران
🔹 «روانپزشکی در زمانه ناپایدار»
🌐 www.ipaconference.ir
#دکتر_محمد_صنعتی #تجلیل_از_پیشکسوتان #همایش_چهل_و_دوم #روانپزشکی_در_زمانه_ناپایدار
1 524
Repost from چهل و دومین همایش انجمن علمی روانپزشکان ایران
📣 برنامه نهایی چهلودومین همایش سالانه انجمن علمی روانپزشکان ایران منتشر شد
با خرسندی، برنامه نهایی همایش با حضور استادان، روانپزشکان، پژوهشگران و صاحبنظران حوزه سلامت روان منتشر میشود.
🗓 ۲۱ تا ۲۴ مهرماه ۱۴۰۵
📍 تهران، مرکز همایشهای بینالمللی شهید غرضی (بیمارستان میلاد)
چهار روز برنامه علمی شامل سمپوزیومها، سخنرانیهای کلیدی، کارگاههای تخصصی، ارائه مقالات و برنامههای علمی ویژه با محوریت مسائل روز روانپزشکی و سلامت روان در انتظار شرکتکنندگان خواهد بود.
از همکاران گرامی دعوت میکنیم با مطالعه برنامه نهایی، نشستها و کارگاههای موردنظر خود را از پیش انتخاب کنند.
🔹 چهلودومین همایش سالانه انجمن علمی روانپزشکان ایران
🔹 با شعار: «روانپزشکی در زمانه ناپایدار»
🌐 ipaconference.ir
#همایش_چهل_و_دو
#همایش_سالانه
#انجمن_علمی_روانپزشکان_ایران
1 524
👥 راههای خرید ویرایش جدید کتاب «آموزش روانپزشکی با نمونههای بالینی»
👤 وب سایت انتشارات ارجمند
-
1 524
Repost from روانپزشكى تروما
🔘 معرفی کتاب «آموزش روانپزشکی با نمونههای بالینی»
☑️ ایدهی نگارش این کتاب از علاقهی دانشجویان پزشکی به شنیدن نمونههای بالینی در کلاسهای روانپزشکی شکل گرفت. این اثر مکملی برای کتابهای مرجع است و به مخاطبان کمک میکند تا شناختی دقیقتر از تابلوی بالینی اختلالات روانپزشکی پیدا کنند و تصویری ملموستر از فضای بالینی داشته باشند. هرچند این کتاب نخست برای استفادهی دانشجویان پزشکی، پزشکان عمومی و دستیاران روانپزشکی تدوین شد، روانشناسان، روانپرستاران، کاردرمانگران و مددکاران اجتماعی نیز در بخش قابل توجهی از کتاب از جملهی مخاطبان آن هستند.
☑️ ویژگیهای متمایز این کتاب عبارت است از: ۱) تأکید بر تشخیص و درمان؛ ۲) ارائهی نمونهی بالینی پیش از شرح بیماری؛ و ۳) رعایت اختصار.
☑️ در ویراست دوم کتاب، بخش روانپزشکی کودک و نوجوان افزوده شد. در ویراست سوم نیز، علاوه بر بازبینی و بهروزرسانی، موضوعاتی چون تاریخ روانپزشکی جهان و ایران، پزشکی مبتنی بر شواهد، استدلال بالینی (تفکر نقّاد، علم و شبهعلم)، سلامت روان و نیکزیستی، کمکهای اولیهی روانشناختی در بحرانها، درمانهای ابزاری، و روانپزشکی قانونی به کتاب اضافه شدند.
☑️ این کتاب، نخستین جلد از مجموعهی «روانپزشکی با نمونههای بالینی» و دارای ۳۹۰ صفحه (بهجز ضمیمهها) شامل ۱۸ بخش، ۱۶۳ نمونه، ۶۱ جدول، و واژهنامههای انگلیسی به فارسی و فارسی به انگلیسی است.
☑️ فهرست مطالب
بخش اول: روانپزشک، روانشناس و مشاور
بخش دوم: تاریخ روانپزشکی
بخش سوم: پزشکی مبتنی بر شواهد و استدلال بالینی
بخش چهارم: سلامت روان و نیکزیستی
بخش پنجم: تکنیکهای مصاحبه با بیمار
بخش ششم: اختلالات اضطرابی
بخش هفتم: اختلالات وسواسی-اجباری
بخش هشتم: اختلالات مرتبط با عامل تنشزا
بخش نهم: اختلالات خلقی
بخش دهم: اختلالات سایکوتیک
بخش یازدهم: اختلالات علامت جسمانی
بخش دوازدهم: اختلالات مصرف مواد
بخش سیزدهم: اختلالات عملکرد جنسی
بخش چهاردهم: اورژانسهای روانپزشکی
بخش پانزدهم: اختلالات شخصیت
بخش شانزدهم: درمان
فصل ۱- کلیات درمانهای دارویی
فصل ۲- درمان دارویی بیخوابی و پرخوابی
فصل ۳- رواندرمانیها
فصل ۴- درمانهای ابزاری
بخش هفدهم: روانپزشکی کودک و نوجوان
بخش هیجدهم: روانپزشکی قانونی
-
1 524
Repost from روانپزشكى تروما
🔘 منتشر شد:
ویرایش سوم کتاب «آموزش روانپزشکی با نمونههای بالینی»
#انتشارات_ارجمند
-
1 524
Repost from روانپزشكى تروما
🔘 هیأت بورد رشته روانپزشکی؛ ۲۵ شهریور ۱۴۰۵؛ مرکز آموزشی درمانی روانپزشکی ایران
-
1 524
Repost from شبکه کمک
❇️ ۱۰ سپتامبر؛ روز جهانی پیشگیری از خودکشی
🔹هر سال ۱۰ سپتامبر، برابر با ۱۹ شهریور، به عنوان «روز جهانی پیشگیری از خودکشی» گرامی داشته میشود؛ روزی برای افزایش آگاهی عمومی، کاهش انگ و سکوت پیرامون مشکلات سلامت روان و یادآوری این پیام مهم که بسیاری از موارد خودکشی قابل پیشگیری هستند.
🔹این روز نخستین بار در سال ۲۰۰۳ با ابتکار «انجمن بینالمللی پیشگیری از خودکشی» و با همکاری سازمان جهانی بهداشت پایهگذاری شد تا توجه دولتها، نهادهای اجتماعی، متخصصان و مردم به ضرورت پیشگیری و حمایت بهموقع از افراد در معرض خطر جلب شود.
▫️«تغییر روایت درباره خودکشی»
🔹شعار جهانی این مناسبت در سال ۲۰۲۶ «Changing the Narrative on Suicide»؛ «تغییر روایت درباره خودکشی» است؛ شعاری که برای دوره سهساله ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶ انتخاب شده است. هدف آن، عبور از سکوت، قضاوت و انگزنی و حرکت به سوی گفتوگویی مسئولانه، همدلانه و مبتنی بر حمایت است. این رویکرد در عین حال تأکید میکند که پیشگیری تنها مسئولیت فرد یا خانواده نیست و سیاستگذاری عمومی، دسترسی به خدمات سلامت روان و حمایت اجتماعی نیز نقش مهمی دارند.
▫️پیشگیری از خودکشی در ایران؛ فراتر از یک مسئله فردی
🔹در ایران نیز متخصصان بر ضرورت تغییر نگاه به خودکشی تأکید دارند. در نشستی که امسال به مناسبت این روز برگزار شد، رئیس سازمان بهزیستی کمبود نیروی متخصص سلامت روان را یکی از چالشهای جدی این حوزه دانست. مسئولان بهزیستی همچنین تأکید کردهاند که خودکشی را نمیتوان تنها به شرایط فردی نسبت داد و عوامل خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی نیز باید همزمان مورد توجه قرار گیرند.
🔹از سوی دیگر، آگاهی عمومی درباره خدمات موجود هنوز محدود است. بر اساس اعلام سازمان بهزیستی، کمتر از ۱۰ درصد مردم با خط مشاوره ۱۴۸۰ آشنا هستند و حدود ۳۰ درصد نیز اورژانس اجتماعی ۱۲۳ را میشناسند؛ در حالی که این خدمات میتوانند بخشی از شبکه حمایت و مداخله در بحران باشند. تلفن ۱۲۳ در سراسر کشور فعال است و تیمهای سیار مداخله در بحران نیز خدمات تخصصی ارائه میکنند.
▫️از سکوت تا اقدام
🔹در نشست دیگری که در آستانه این روز در دانشگاه علوم پزشکی تهران برگزار شد، بر یک تغییر مهم در نگاه به مسئله تأکید شد: خودکشی صرفاً نتیجه یک بحران فردی نیست، بلکه میتواند حاصل برهمکنش فشارهای تحصیلی و شغلی، فرسودگی روانی، انزوای اجتماعی، انگ مراجعه به خدمات سلامت روان و ضعف در شناسایی و مداخله بهموقع باشد. به همین دلیل، خانواده، دانشگاه، محیط کار، نظام سلامت و رسانه همگی بخشی از شبکه پیشگیری هستند.
🔹روز جهانی پیشگیری از خودکشی یادآوری میکند که شنیدن، گفتوگوی بدون قضاوت، جدی گرفتن نشانههای بحران و فراهم کردن امکان دسترسی به کمک حرفهای میتواند اهمیت حیاتی داشته باشد. تغییر روایت از همینجا آغاز میشود؛ از اینکه رنج را ببینیم، درباره آن مسئولانه صحبت کنیم و کمکخواستن را نشانه ضعف ندانیم.
☎️ صدای مشاور بهزیستی: ۱۴۸۰
☎️ اورژانس اجتماعی: ۱۲۳
@KomakNetwork
1 524
Repost from روانپزشكى تروما
🔘 زندگی در میانه ترومای جمعی
☑️ دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی؛ سهشنبه، هفدهم شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۰ صبح
-
1 524
Repost from روان، کودک و نوجوان
🎥 آیا شما هم سوگوارِ انتظاراتتان هستید؟
در قسمت چهارم مجموعه مراقبت از کودکان با نیازهای ویژه، دکتر فریبا عربگل دربارهی موضوعی صحبت میکنند که کمتر کسی جرئتِ حرف زدن از آن را دارد: «سوگ والدین».
✅ مراحل سوگ را بشناسید.
✅ تفاوت سوگ طبیعی و پیچیده را درک کنید.
✅ یاد بگیرید چطور با «پذیرش»، کیفیتِ رابطه با فرزندتان را متحول کنید.
یک گفتگوی التیامبخش برای تمام والدین.
📍 لینک مشاهده:
https://youtu.be/hvbL7qF4RMM
1 524
👥 پیشگیری اجتماعی سکته مغزی
(Primordial Prevention)
✍ دکتر بابک زمانی؛ یادداشت روز دوشنبه روزنامه شرق
👤 پیشگیری اجتماعی، که گاه از آن با عنوان «پیشگیری بنیادین» نیز یاد میشود، بهتازگی بهطور رسمی در آخرین ویرایش مراجع و گایدلاینهای پزشکی وارد شده است. با این حال، سالها پیش هرگاه در مصاحبهها میپرسیدند که مردم چه کار کنند تا سکته مغزی نکنند، میگفتیم ابتدا باید پرسید دولت چه کار کند که مردم سکته مغزی نکنند؟
👤 معنای این مفهوم آن است که وظایف اجتماعی پزشکان در تقویت پیشگیری اجتماعی، از هر طریق، بخشی از وظایف ذاتی ایشان بهعنوان پزشک به شمار میرود. پزشکان، چه بهعنوان طبیب در محل درمانی خود و چه بهعنوان مسئولان نظام سلامت کشور، وظیفه دارند به تقویت پیشگیری Primordial، یعنی اقداماتی که دولت و جامعه برای پیشگیری از سکتههای مغزی و قلبی بر عهده دارند، یاری رسانند. نهتنها این، بلکه پزشکان وظیفه دارند در سازمانهای مردمنهادی که درخواستهای عمومی را نمایندگی میکنند یا قرار است تشکیل شوند و چنین نقشی را بر عهده گیرند، نقش محوری داشته باشند. این موضوع، اگر از نقش ایشان بهعنوان تصمیمگیر اهمیت بیشتری نداشته باشد، قطعاً به همان اندازه مهم است.
👤 آشکار است که مردم برای جلوگیری از سکتههای مغزی و قلبی به هوایی پاک نیاز دارند. پزشکان، هنگامی که مسئولیتی در نهادهای دولتی و بهداشتی میپذیرند، نهتنها بهعنوان یک انسان، بلکه بهعنوان یک طبیب، همانگونه که در برابر نسخه داروها مسئولاند، در این زمینه نیز باید احساس مسئولیت کنند. و نهتنها این، بلکه وظیفه دارند در سازمانهای محیط زیستی و سازمانهایی که هدفشان هوایی پاک و پالوده است، فعال باشند و مردم را سازماندهی کنند.
👤 به همین ترتیب، فعالیت فیزیکی شهروندان مستلزم وجود پارک، پیادهراه و مسیرهای دوچرخهسواری و دوندگی است و جز با درخواست عمومی به دست نمیآید.
👤 مقابله با دخانیات، بهویژه قلیان، جز با مشارکت و روشنگری مردم امکانپذیر نیست. اینگونه مسائل با دستورات غلاظ و شداد دولتی حل نمیشوند. در آمریکا حداقل سه سازمان بزرگ مردمنهاد تنها برای کاهش مصرف دخانیات توسط هنرپیشهها در فیلمها و سریالها فعالیت میکنند؛ یعنی کمپین به راه میاندازند، تحریم میکنند، پلاکارد به دست میگیرند و … . کاهش مصرف دخانیات در سینمای هالیوود در سالهای اخیر مشهود است. در این زمینه میتوان گفت کشور ما نهتنها بهشت قلیان برای کافیشاپها، بلکه بهشت سیگار برای کارگردانان و هنرپیشهها نیز به شمار میرود؛ چیزی که امکانات فیگوراتیو فراوانی در اختیار آنان میگذارد و نواقص ایشان را در نمایش احساسات و عواطف آدمی میپوشاند. کمپین ناموفق «قلیانها را گلدان کنیم» که سالها پیش در کشور ما راه افتاد، نشانهای از عدم درک اهمیت چنین حرکتهای مردمنهادی است.
👤 در دنیای امروز، بسیاری از آنچه ما برای خوردن انتخاب میکنیم، پیشتر نوعی فرایند آمادهسازی را گذراندهاند. تنها دولت است که میتواند، زیر فشار و مطالبه سازمانهای مردمنهاد، بر نحوه تهیه این مواد و میزان نمک و سایر املاح آنها نظارت داشته باشد.
👤 در خاتمه باید گفت اگرچه در حال حاضر بر نقش استرس در بروز سکتههای مغزی تا اندازهای اغراق میشود، اما نقش استرس و مهمتر از آن، شرایطی که موجب استرس شدهاند، مانند جنگ و بحرانهای اجتماعی، در بروز سکتههای قلبی و مغزی قابل انکار نیست؛ عواملی که نهتنها بروز سکتههای مغزی را تشدید میکنند، بلکه اقدامات پیشگیری و درمان آن را نیز با اشکالات جدی روبهرو میسازند.
👤 بنابراین، پیشگیری اجتماعی ـ که اکنون جزو وظایف ذاتی پزشکان به شمار میرود ـ حکم میکند که آنان در همه حال صلحطلب باشند، با جنگطلبی مقابله کنند و در بحرانهای اجتماعی جانب اصلاح و مدارا را بگیرند. حضور اجتماعی و قابل رؤیت چنین جریانها و تفکراتی در میان مردم، بهویژه در بحرانهای اجتماعی، نیرویی عیر قابل انکار در جهت صلح و مدارا خواهد بود.
https://t.me/bzyad
1 524
Repost from روانپزشكى تروما
🔘 یادآوری پیشنهاد انجمنهای علمی و سازمانهای مردمنهاد به تاریخ پنجم اسفند ۱۴۰۳، برای تعیین روز «آگاهی از ضربهی روانی»:
جناب آقای دکتر محمدرضا ظفرقندی
وزیر محترم بهداشت، درمان و آموزش پزشکی
با سلام و احترام.
نظر به اهمیت آگاهسازی عمومی در ارتباط با نقش مهم ضربهی روانی (تروما) در زندگی فردی و اجتماعی مردم و تابآوری جامعه، انجمنها و تشکلهای زیر پیشنهاد میکنند روزی به عنوان نماد یادآوری اثر مخرب ضربهی روانی و لزوم آمادگی جامعه برای مقابله با آن در کشور تعیین شود. به همین منظور، در برخی از کشورها نیز روزهایی با عناوین مختلفِ مرتبط با تبعات ضربهی روانی و اختلال استرس پس از سانحه نامگذاری شده و هر سال گرامی داشته میشود.
بر این اساس، پیشنهاد میشود روز هفتم تیر، مصادف با حمله شیمیایی عراق به سردشت، به عنوان «روز آگاهی از ضربهی روانی» اعلام و در تقویم رسمی کشور گنجانیده شود.
_
1 524
Repost from روانپزشكى تروما
+4
🔘 بازنشر پیامهای آموزشی به مناسبت روز پیشنهادی «آگاهی از ضربهی روانی»
-
1 524
Repost from انجمن علمی روانپزشکان ایران
📎 اطلاعرسانی مهم
ابلاغ استاندارد کد مصاحبه تشخیصی ۹۰۰۰۴۵
1 524
Repost from انجمن علمی روانپزشکان ایران
📎 پیام همدردی و تسلیت
دیدگاههای انجمن علمی روانپزشکان ایران
در مورد حوادث تلخ دیماه ۱۴۰۴
انجمن علمی روانپزشکان ایران بر خود فرض میداند کشتهشدن جمعی از هموطنانمان را به ملت شریف و داغدار ایران تسلیت بگوید و همدردی خود را در قبال این ضایعه فراموشنشدنی ابراز نماید. ما همچنین خشونت عریانی را که شاهدش بودیم، بهشدت محکوم میکنیم.
برای یافتن ریشههای بحران لازم نیست راه درازی بپیماییم و دست به تئوریسازیهای غریب بزنیم. حاکمیت باید با پذیرش مسئولیت، با نگاهی به احوالات جامعه و نوع حکمرانی جاری، به اصلاح عملکرد خود و دیدن ریشههای اصلی نارضایتی، ناکامی، دلزدگی و ناامیدیهای روزافزون مردم بپردازد.
در شرایط بحرانی کنونی، صرفاً از طریق سادهسازی یا روایتسازی، بهویژه از طریق نمایش خشونت آشکار یا رفتار توهینآمیز رسانهای نمیتوان پاسخگوی پیچیدگی وضعیت کنونی بود؛ روشی که نهتنها نمیتواند تسکینی بر درد مردم باشد، بلکه به تداوم چرخهای از تنش و خشونت خواهد انجامید. عدم پذیرش مسئولیت، نهتنها احساس امنیت روانی شهروندان را تضعیف میکند، بلکه مؤلفههای اساسی سلامت روان اجتماعی، از جمله اعتماد متقابل، احساس تعلق و امید به آینده را نیز با آسیب مواجه میسازد.
در چنین شرایطی که داغ و غم جامعه با نگرانی ناشی از جنگ احتمالی پیچیدهتر شده است، مردم نیازمند مسئولیتپذیری، همدلی، تسلیبخشی و امکان سوگواری هستند، نه قدرتنمایی، تهدید و مجازاتهای شدید. باید احساسات غالب در جامعه را به رسمیت شناخت و برای ترمیم آن تلاش کرد؛ اگر زمانی برای ترمیم باقی مانده باشد.
برخوردهای سطحی یا نمایشی با اندوه اجتماعی، بهجای کمک به ترمیم روانی جامعه، ممکن است احساس طرد، خشم پنهان و بیاعتمادی را تقویت کند. رسانهها، بهویژه رسانههای رسمی، نقش فراموششدهٔ مهمی در بازتاب واقعیت رنج شهروندان و فراهمکردن بستری برای گفتوگویی انسانی و مسئولانه دارند.
انجمن علمی روانپزشکان ایران، در چارچوب مسئولیت حرفهای و اجتماعی خود، بر ضرورت کاهش فوری خشونت، حفاظت از حقوق و جان بازداشتشدگان، در نظر گرفتن انصاف و رأفت، رعایت اصول دادرسی شفاف، پرهیز از برخوردهای شدید و شتابزده و حمایت روانی از خانوادههای داغدیدگان با تأکید بر فراهمسازی امکان سوگواری، پایبندی عملی به اصول اخلاقی، حقوق بشر و موازین انسانی تأکید میکند. چشمپوشی بر این میزان رنج انسانی، نه با اخلاق سازگار است و نه با مبانی علمی سلامت روان.
ما همدردی صمیمانهٔ خود را با قربانیان و بازماندگان این رویدادهای تلخ اعلام میکنیم و بر این باوریم که تنها از مسیر خردورزی، مسئولیتپذیری و تلاش برای یافتن راهحلهای غیرخشونتآمیز میتوان از تداوم این روند آسیبزا جلوگیری کرد و زمینهٔ ترمیم سلامت روان جامعه را فراهم ساخت.
شنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۴
هیات مدیره انجمن علمی روانپزشکان ایران
#بیانیه
#هیات_مدیره
1 524
Repost from روانپزشكى تروما
🔘 ترومای جمعی دیماه: شکست شاهکلید
➖ بخش دوم و آخر
✍️ امیر شعبانی
سوگ: محور نادیدهگرفتهشدهی ترومای جمعی
اعتبارزدایی نظاممند از ترومای جمعی مردم در قالب ادبیات رسمی و رسانهای، اجرای سوگواری مؤثر را نیز دشوار کرد. بنابراین بازماندگان نه فقط با فقدان عزیزان، بلکه با سوگی بیمجال، بیروایت و بهرسمیتنشناخته مواجه شدند. در ادبیات روانپزشکی تروما، از این وضعیت با عنوان disenfranchised grief یاد میشود؛ سوگی که امکان بیان عمومی، نمادسازی، و دریافت همدلی اجتماعی را ندارد. چنین سوگی نه پردازش میشود و نه پایان مییابد؛ بلکه به شکلی مزمن، در لایههای زیرین روان فردی و جمعی باقی میماند و ممکن است به نسلهای بعدی نیز منتقل شود. اما در این مقطع، پیشامد آسیبزای دیگری نیز مترتب شد: بهکارگیری تصنعی و نامربوط واژههای «سوگواری» و «همدلی» توسط برخی از مسئولان، و حتی تمسخر و تحقیر رسانهایِ قربانیان.
هنگامی که روایت مسلط، فقدان را کوچک، مبهم یا نامشروع جلوه میدهد، سوگ نیز در نگاه او از مشروعیت روانی و اجتماعی ساقط میشود. در چنین شرایطی، بازماندگان نهتنها فرصت سوگواری متناسب را از دست میدهند، بلکه در تجربه فقدان خود نیز دچار تردید، انزوا و خاموشی میشوند. آنها ممکن است با مشاهده نادیدهانگاری سازمانیافتهی مصیبت خود، این برخورد را نوعی خیانت تلقی کنند؛ یک خیانت نهادی (institutional betrayal) که موجد آسیبِ افزودهی دیگری است. این «انسداد سوگواری»، تروما را از تجربهای دردناک اما بالقوه قابل پردازش و ترمیم، به وضعیتی مزمن و منجمد تبدیل میکند.
گذر از سوگ جمعی نیازمند روایتی سازنده، سوگواری همگانی و دریافت حمایت است. تا زمانی که امکان ابراز «روایتی مستقل و امن» برای آسیبدیدگان وجود نداشته باشد، نه فقط ترمیم روانزخم، بلکه حتی آغاز سوگواری نیز ناممکن باقی میماند.
روایت، معنا، و بحران کاتاستروفیک
از منظر نظری، آنچه امروز شاید بیش از هر چیز سلامت روانی-اجتماعی آحاد جامعه را تهدید میکند، «فروپاشی امکان معناسازی» است. ژورن روسن (Jörn Rüsen) وضعیتی را با نام «بحران کاتاستروفیک» تعریف میکند که در آن، روایتهای پیشین دیگر قادر به توضیح گذشته، حال و آینده نیستند. نه گذشته آرامشبخش است و نه آینده قابل تصور. باورها، نگاهها و پیشفرضهای پیشین تسلادهندهی قربانیان نیستند و آنها خود را در شرایط نوظهوری مییابند که ادامه زندگی با فرمولها و دانستههای گذشته امکانپذیر نیست. پارادایمی جدید بهناگاه پدید آمده و هرچه افراد جامعه از خود، دیگران، زندگی و جهان میدانستند را زیر و زبر کرده است.
در چنین فاجعهای، روایتهای کلان رسمی و صُلب برای مدیریت و غلبه بر بحران، معمولاً به سادهسازی و یکدستسازیِ معنا گرایش پیدا میکنند؛ در حالی که تجربه زیسته مردم، چندپاره، متناقض و سرشار از فقدان است و مواجهه با روایتهای رسمی ناهمخوان با تجارب و دانستههای آنها، بر درماندگی و ناکامیشان میافزاید. این شکاف میتواند خود به عاملی برای تشدید بحران بدل شود؛ گذشته از آنکه با مخدوش کردن پردازش ذهنی اطلاعات بازماندگان تروما، خطر بقای اثر تروما در سالها و نسلهای آینده را به دنبال دارد. در این شرایط، برای ایجاد حداقلی از «امکان معناسازی و بقا»، فراهمآوری بستری برای بیان روایتهای شخصی، محلی و گروهی اهمیت حیاتی دارد.
نقش مردم و نهادهای مدنی
در چنین فضای آسیبزایی که شاهد تنزل بیش از پیش «اعتماد نهادی» هستیم، نهتنها امکان بهرهگیری کافی از خدمات نهادهای دولتی نیست، بلکه بستری برای دریافت حمایتهای اولیه یا حتی فضایی برای سوگواری متناسب جمعی و بازیابی شرایط امن روانی و اجتماعی، دور از دسترس بهنظر میآید. به این ترتیب، بهناچار خود مردم و سازمانهای مردمنهاد جایگاه مداخلهای مهمتری نسبت به آنچه در «بحرانهای هنجار» داشتهاند، پیدا میکنند و نقشهای ترمیمی اصلی به سطح خانوادهها، شبکههای اجتماعی، و نهادهای مدنی منتقل میشود.
امکانات در دسترسِ امروز، نه پتانسیلی برای ترمیم مؤثر زخمها، بلکه مجموعهای است از «مکانیسمهای بقا و کاهش آسیب»: مجالدادن به روایت، بهرسمیتشناختن سوگ، و تداوم حداقلی از پیوند اجتماعی به عنوان تلاشی برای بازسازی و بازیابی معنای زندگی.
جمعبندی
واقعیت آن است که در شرایط کنونی، شاهکلیدی برای ترمیم وجود ندارد، چرا که پیششرطهای آن ابداً فراهم نیستند. آنچه امروز ممکن است، تنها تلاشی برای کاستن از برخی پیامدهای این بحران کاتاستروفیک تمامعیار است؛ بحرانی که در آن، سوگ، معنا، و روایت، همزمان فرو میریزند. در چنین وضعیتی، روایتهای خُرد، شبکههای غیررسمی و مجالهای محدود سوگواری، هرچند نه درماناند و نه جایگزین عدالت و پاسخگویی، کمینههایی هستند برای بقای روانی و اجتماعی یک جامعه زخمی.
لینک بخش اول
