Saamentv | شبکه جهانی ثامن
Відкрити в Telegram
شبکه جهانی ثامن شـبکه مهر و دانش روابط عمومی : 989023008688+
Показати більше1 612
Підписники
Немає даних24 години
-67 днів
-1730 днів
Архів дописів
Repost from Saamentv | شبکه جهانی ثامن
کلیپ خطار إجاني
حضرت رقیه سلام الله علیها
حاج ملاباسم کربلایی
@saamentv
Www.saamen.tv
Repost from Saamentv | شبکه جهانی ثامن
مقتل خوانی حضرت رقیه سلام الله علیها
حجت الاسلام والمسلمین علوی تهرانی
@saamentv
Www.saamen.tv
Repost from Saamentv | شبکه جهانی ثامن
چشماتو ببند خیال کن کربلایی
حاج امیر کرمانشاهی
شبکه جهانی ثامن
شبکه مهر و دانش
@saamntv
Repost from Saamentv | شبکه جهانی ثامن
سالروز شهادت حضرت زین العابدین علیه السلام تسلیت باد.
امام سجّاد عليه السلام فرمودند :
هرگاه نماز مى گزارى [چنان باش كه گويى]نماز آخرين را به جاى مى آورى .
بحار الأنوار ، ج78 ، ص160
@saamentv
www.saamen.tv
Repost from Saamentv | شبکه جهانی ثامن
هنگامی که فریاد العطش کودکان را شنید پس سوار اسبش شد و نیزه و مشک را برداشت و به سوی فرات تاخت پس چهار هزار نگهبان فرات او را محاصره و تیر بارانش کردند پس انان را کنار زد و هشتاد نفرشان را به درک رساند تا به اب رسید از مرکب پایین امد و مشتی اب برداشت پس یاد تشنگی امام علیه السلام و اولادشان افتاد و اب را ریخت و کفت به خدا قسم تا سرورم تشنه باشد ابی ننوشم:
یا نَفسُ مِن بعدِ الحسین هُونی
و بعدَهُ لاکُنتَ أن تَکُونِی
هذا الحُسَینُ واردُ المَنُون
و تَشرَبینَ بارِدَ المَعین
هیهاتَ مَا هَذَا فِعالُ دِینِی
و لافِعَالُ صادِقِ الیَقِینِ
پس مشک را پر کرد و بر دوش راست خود انداخت و به سوی خیمه حرکت کرد پس راهش را بستند و بر او حمله کردند و شروع به حمله کرد و رجز میخواند:
لا أرهَبُ المَوتَ إذا المَوتُ رَقَا
حَتَّی اَواری فی المَصَالیتِ لَقَی
نفسی لِنَفس المُصطَفی الطُّهرِ وَقَا
إنّی أنا العبّاسُ اُغدُو بِالسَّقا
و لا اَخَافُ الشَّرَّ یوم المُلتَقَی
پس انان را پراکنده کرد ، زید بن ورقا در پشت نخل به کمین او نشست و حکیم بن طفیل او را یاری می داد. پس به دست راستش ضربه ای زد و دستش جدا گشت .
شمشیر را به دست چپ گرفت و حمله میکرد و رجز میخواند :
والله إن قَطَعتُمُوا یَمِینی إنّی
اُحامی أبداَ عَن دینی
و عَن امام صادق الیقین
نجلِ النّبی الطّاهر الأمین
سپس حکیم بن طفیل بر دست چپ ضربه ایی زد و جدا نمود ،حضرت اباالفضل فرمود :
یا نفسُ لاتَخشَی مِنَ الکُفّار
و اَبشری برحمة الجبّار
مع النّبیّ السّیّد المختار
قَد قَطَعوا بِبَغیِهِم یَساری
فأصلِهِم یا ربّ حَرَّ النّار
مشک را بر دندان کرفت و بر اسبش تاخت
از هر طرف محاصره اش کردند و تیر بارانش کردند پس تیری به مشک خورد و ابش بر زمین ریخت و تیر دیگری بر سینه مبارکش نشست و تیری بر چشمشان زدند .
انگاه حکیم بن طفیل با عمود اهنین بر سرش کوبید و از روی اسب به زمین افتاد و بر سرشان ریختند و پاهایشان را قطع نمودند.
سپس فریاد زد یا اخا ادرک اخا
امام علیه السلام به بالای سرشان امدند و فرمودند :
الان انکسر ظهری و قلت حیلتی و انقطع رجائی و شمت بی عدوی
@saamentv
Repost from Saamentv | شبکه جهانی ثامن
روایت هفتم ؛ حضرت علی اصغر
امام علیه السلام به خیمه بازگشت و به حضرت زینب سلام الله علیها فرمود :
نوزادم را به من بدهید تا با او وداع کنم پس شیرخواره را اوردند ،ام کلثوم گفت :
ای برادرم این کودک سه روز است که تشنه است.
پس امام به سوی لشکر امد ، در حالی که کودکش را در دست کرفته بود تا مقابل لشکر ایستاد وبا پروردگارش نجوا میکرد و میفرمود :
خدایا این اخرین گوهر از اندوخته من است و به زودی او را هم در راهت تقدیم میکنم ، و فرمود :
ای قوم، برادرم و فرزندانم و یارانم را به شهادت رساندید و کسی غیر از این طفل باقی نمانده است ،ایا نمی بینید چگونه از تشنگی اتش گرفته است ، ای مردم اگر به من رحم نمی کنید بر این کودک رحم کنید
در این هنگام تیر سه شعبه مسمومی از سوی حرمله بن کاهل اسدی پرتاب شد پس در گلویش نشست . پس گوش تا گوش کودک را درید.
امام علیه السلام تیر را از گلویش بیرون کشید و خونش را گرفت و به اسمان پرتاب کرد و قطره ای از ان بازنگشت.پس او را به خونش اغشته کرد و می فرمود :
انچه بر من وارد می شود اسان است چون بر خدا پوشیده نیست
پس ندایی از اسمان امد :
ای حسین او را واگذار که دایه ایی در بهشت برای اوست .
@saamentv
Repost from Saamentv | شبکه جهانی ثامن
روایت ششم ؛ قاسم بن الحسن علیه السلام
حمید بن مسلم میگويد: شخصی همچون ماه، خارج شد. در دستش شمیر بود.
به جنگ آمد، رجز خواند، جنگ شديدی کرد و ۳۵ نفر راکشت.
عمرو بن سعد گفت من بر او سخت می گیرم. من گفتم سبحان الله، همان ها که احاطه اش کرده اند کفايت میکنند.گفت من کارش را تمام میکنم. ضربه شمشیری بر فرق او زد تا اينکه پسر به زمین افتاد و فرياد زياد ای عمو جان.
امام حسین همچون باز شکاری نزديک شد و همچون شیری خشمگین نبرد میکرد، عمرو را با شمیشری زد که از آرنج قطع شد. ان نانجیب فريادی زدی که صدای فرياد در تمام لشکر شنیده شد؛ لشکر هجوم آورد تا عمرو را از دست امام حسین نجات دهند، و قاسم زير سم اسبان لگدمال شد.
گرد و غبار که کنار رفت ديدم امام علیه السلام بالای سر قاسم نشست،و او پا به زمین میکشید. و امام میفرمود : نفرين برکسانی که تو را کشتند و پیغمبر را روز قیامت دشمن خود کردند.سخت است بر عمويت که او را صدا بزنی و نتواند جوابت دهد يا جوابت دهد و برای تو فايده ای نداشته باشد.
سپس بدن قاسم را برداشت و من می ديدم که پاهای قاسم به زمین کشیده می شد و حال آنکه سینه او به سینه امام حسین علیه السلام چسبیده بود.
@saamentv
Repost from Saamentv | شبکه جهانی ثامن
روایت پنجم ؛ عبدالله بن حسن علیه السلام
هنوز به سن بلوغ نرسیده بود. چون تنهایی عموی بزرگوارش را مشاهده کرد، از خیمه خارج و به طرف میدان جنگ شتافت.
فلحقته زینب لتحبسه فأبی،
فقال لها الحسین إحبسیه یا اخیة؛
حضرت زینب(ع) به دنبالش آمد که مانع رفتن او به میدان شود، ولی نوجوان، حاضر به مراجعت نمی شد. امام علیه السلام صدا زد:
خواهرم! دست او را بگیر ونگذار به میدان بیاید، اما عبدالله مصمم بود از عموی بزرگوارش حمایت کند تا خود را به عمو رسانید.
«بحر بن کعب» خواست با شمشیر به امام حسین(ع) حمله کند، اما «عبدالله» دست خود را سپر قرار داد وگفت :
«ویلک یابن الخبیثة! أتقتل عمی»؟
شمشیر به دست عبدالله جوان خورد و دستش به پوست آویزان شد. اینجا بود که عبدالله مادرش را صدا زد.
«فأخذه الحسین(ع) وضمه إلیه و قال یابن أخی إصبر علی ما نزل بک واحتسب فی ذلک الخیر، فإن الله یلحقک بآبائک الصالحین؛
حضرت او را در کنار خود گرفت و فرمود:
ای پسر برادر! بر این مصایب صبر کن و این ها را خیر بدان، همانا خداوند تو را به اجداد طاهرینت ملحق می کند».
ابصار العین، ص3 .
ملهوف، ص24.
@saamentv
