uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку 👈

کدینگ ۵۰۴ | coding 504

کدینگ ۵۰۴ | coding 504

Відкрити в Telegram

ما به شما کمک میکنیم تا سریعتر زبان انگلیسی را بیاموزید, ادمین شما @O2021 کانال های دوره های ما👇🏻👇🏻 @Friends_en @Coding_Toefl @Extra_en @Joey_en نظرات و نتایج 👈 @coding_comments

Показати більше

📈 Аналітичний огляд Telegram-каналу کدینگ ۵۰۴ | coding 504

Канал کدینگ ۵۰۴ | coding 504 (@coding_504) у мовному сегменті Фарсі є активним учасником. На даний момент спільнота об'єднує 52 726 підписників, посідаючи 3 320 місце в категорії Освіта та 6 620 місце у регіоні Іран.

📊 Показники аудиторії та динаміка

З моменту свого створення невідомо, проект продемонстрував стрімке зростання, зібравши аудиторію у 52 726 підписників.

За останніми даними від 13 жовтня, 2026, канал демонструє стабільну активність. Хоча за останні 30 днів спостерігається зміна кількості учасників на -305, а за останні 24 години на 0, загальне охоплення залишається високим.

  • Статус верифікації: Не верифікований
  • Рівень залученості (ER): Середній показник залученості аудиторії становить 1.81%. Протягом перших 24 годин після публікації контент зазвичай збирає 0.87% реакцій від загальної кількості підписників.
  • Охоплення публікацій: В середньому кожен допис отримує 957 переглядів. Протягом першої доби публікація в середньому набирає 457 переглядів.
  • Реакції та взаємодія: Аудиторія активно підтримує контент: середня кількість реакцій на один пост – 0.
  • Тематичні інтереси: Контент зосереджений навколо ключових тем, таких як t.me/o2021, ایدی, مکالمه, listen, لغت.

📝 Опис та контентна політика

Автор описує ресурс як майданчик для висловлення суб'єктивної думки:
“ما به شما کمک میکنیم تا سریعتر زبان انگلیسی را بیاموزید, ادمین شما @O2021 کانال های دوره های ما👇🏻👇🏻 @Friends_en @Coding_Toefl @Extra_en @Joey_en نظرات و نتایج 👈 @coding_comments”

Завдяки високій частоті оновлень (останні дані отримано 14 жовтня, 2026), канал підтримує актуальність та високий рівень охоплення публікацій. Аналітика показує, що аудиторія активно взаємодіє з контентом, що робить його важливою точкою впливу в категорії Освіта.

52 726
Підписники
Немає даних24 години
-627 днів
-30530 днів
Архів дописів
تخفیف ویژه برای تهیه مجموعه کامل سریالها تخفیف ۴۰ درصدی 245 هزارتومان فقط۱۵۰ هزارتومان برای تهیه ی مجموعه کامل سریالها در فرو
تخفیف ویژه برای تهیه مجموعه کامل سریالها تخفیف ۴۰ درصدی 245 هزارتومان فقط۱۵۰ هزارتومان برای تهیه ی مجموعه کامل سریالها در فروش ویژه عدد 55 را به ایدی زیر ارسال کنید👈🏻 🆔 @O2021

ابتدا داستان را به صورت روزنامه وار بخوانید. سپس با خواندن موشکفانه، داستان رو دوباره بخونید و این موارد رو چک کنید: ۱. لغت های جدید ۲. ساختارهای گرامری ۳. عبارت کاربردی ۴. تلفظ 🗣 @coding_504 🗣

‌Superhero High School دبیرستان قهرمانان #داستان_کوتاه_انگلیسی “This is my cousin’s new school. It’s called Superhero High. This morning she’ll show us around.” پسر: اینجا مدرسه جدید دخترعموی من است. اسمش دبیرستان ابرقهرمان است. امروز او اینجا را به ما نشان می‌دهد. “First, I’ll put my uniform on. This is our headmaster, Mr Kent’s, office.” دختر: اول اونیفورمم را می‌پوشم. اینجا دفتر مدیر مدرسه ما آقای کنت است. “Hello, have you seen my pen?” آقای کنت: سلام. خودکار من را ندیدید؟ “He’s very strong.” پسر: او خیلی قوی است. “Let’s go to my first class. This is the ‘How to get dressed and undressed in a telephone box’ class.” دختر: بیا به اولین کلاسمان برویم. این کلاس «چطور در کیوسک تلفن عمومی لباس‌هایمان را در آوریم و بپوشیم» است. “Try again Peter.” معلم: بازهم سعی کن پیتر. “Wow, and I thought maths was difficult.” پسر: فکر می‌کردم ریاضی سخت است. “Quick the next class is starting.” دختر: عجله کن. کلاس بعدی الآن شروع می‌شود. “Which class is it?” پسر: چه کلاسی است؟ “It’s the ‘How to see through walls’ class.” دختر: کلاسِ «چطور آن‌طرف دیوار را ببینیم» “Okay Rania. How many pens is Brad holding?” معلم: بسیار خوب رانیا. براد چند مداد در دست دارد؟ “Seven?” رانیا: هفت‌تا؟ “No.” معلم: نه. “I can’t see any pens.” رانیا: من هیچ مدادی نمی‌بینم. “Try these special glasses.” معلم: این عینک مخصوص را امتحان کن. How many pens is Brad holding? معلم: براد چند مداد در دست دارد؟ “Three?” رانیا: سه تا؟ “Well done. That’s correct” معلم: آفرین. درسته. “This is my favourite class. We learn how to fly in here” دختر: این کلاس محبوب من است. ما یاد می‌گیریم پرواز کنیم. “It’s lunch time. Let’s eat. دختر: وقت ناهار است. بیا باهم غذا بخوریم. “You really have a great school. Everything is super!” پسر: مدرسه شما واقعاً درجه یک است! “Not everything is great. Wait until you taste the food.” دختر: همه چیز درجه یک نیست. صبر کن تا مزه ی غذا رو بچشی! “Mmm. I think you need a super chef too!” پسر: فکر کنم به یک سرآشپز درجه یک هم احتیاج دارید! #Short_story_46 👩🏼‍🏫 @coding_504 👨🏻‍🏫

اگه میخوای خودت رو به بهترین شکل برای فردا آماده کنی، کارای امروزت رو به بهترین شکل انجام بده. 👤 هریت جکسون Join 👉 @Coding_
اگه میخوای خودت رو به بهترین شکل برای فردا آماده کنی، کارای امروزت رو به بهترین شکل انجام بده. 👤 هریت جکسون Join 👉 @Coding_504 | @OfficialEnglishTwitter

تخفیف ویژه برای تهیه مجموعه کامل سریالها تخفیف ۴۰ درصدی 245 هزارتومان فقط۱۵۰ هزارتومان برای تهیه ی مجموعه کامل سریالها در فرو
تخفیف ویژه برای تهیه مجموعه کامل سریالها تخفیف ۴۰ درصدی 245 هزارتومان فقط۱۵۰ هزارتومان برای تهیه ی مجموعه کامل سریالها در فروش ویژه عدد 55 را به ایدی زیر ارسال کنید👈🏻 🆔 @O2021

⚪️Hamlet ⚪️شاهزاده هملت #داستان_کوتاه_انگلیسی ⚪️ @Yekta_English_Movies ⚪️

ابتدا داستان را به صورت روزنامه وار بخوانید. سپس با خواندن موشکفانه، داستان رو دوباره بخونید و این موارد رو چک کنید: ۱. لغت های جدید ۲. ساختارهای گرامری ۳. عبارت کاربردی ۴. تلفظ 🗣 @coding_504 🗣

‌ Hamlet شاهزاده هملت #داستان_کوتاه_انگلیسی Many years ago in Denmark there was a prince called Hamlet. سال‌ها پیش در دانمارک شاهزاده‌ای به نام هملت زندگی می‌کرد. One day Hamlet’s father, the king, dies suddenly and Hamlet is very sad. روزی از روزها پدر هملت که پادشاه دانمارک بود ناگهان می‌میرد و هملت خیلی ناراحت می‌شود. After this Hamlet’s mother, Gertrude, gets married again very quickly. She marries her husband’s brother, Claudius, and Claudius is now the king! بعدازآن گرترود مادر هملت خیلی زود با کلادیوس برادر شوهرش ازدواج می‌کند و حالا کلادیوس پادشاه است! “Aargh! How could you do this to me!” هملت با خودش می‌گوید: «چطور توانستی این کار را با من بکنی!» One night Hamlet’s friend, Horatio, tells him that there is a ghost in the castle. It is the ghost of Hamlet’s father! شبی هوراشیو دوست هملت به او می‌گوید که شبحی در قصر است. آن شَبَح پدر هملت بود! “Claudius killed me with poison! Hamlet, you must punish Claudius for me!” شبح به هملت می‌گوید: «کلادیوس مرا با زهر مسموم کرد! هملت، تو باید به خاطر من کلادیوس را به سزای کارش برسانی. Hamlet is confused. He doesn’t know if he believes the ghost and he doesn’t know what to do. هملت گیج می‌شود. نمی‌داند که باید حرف‌های آن شبه را گوش کند یا نه و نمی‌داند چه کند. Hamlet now acts very strangely. He is mean and angry, and he upsets his girlfriend, Ophelia. حالا هملت کارهای عجیبی می‌کند. بدجنس و عصبانی است و نامزدش اوفیلیا را می‌رنجاند. “Go away! Leave me alone!” هملت به اوفیلیا می‌گوید: «از من دور شو! تنهایم بگذار!» “Oh, he is so mean!” اوفیلیا می‌گوید: «آه، چقدر بدجنس شده است!» One day a group of actors come to the castle and Hamlet makes a plan. He asks the actors to change their play. The new play will show a king poisoned like Hamlet’s father. یک روز یک گروه هنرپیشه وارد قصر می‌شوند و هملت نقشه‌ای می‌کشد. او از هنرپیشه‌ها می‌خواهد نقش‌هایشان را عوض کنند. نمایشنامه جدید ماجرای پادشاهی است که مثل پدر هملت مسموم شده است. “With this play I will catch the king.” هملت با خود می‌گوید: «من با این نمایشنامه پادشاه را گیر می‌اندازم.» When Claudius watches the play he looks very worried and runs away. Hamlet sees him and he knows the truth. وقتی کلادیوس نمایش را تماشا می‌کند بسیار نگران شده و فرار می‌کند. هملت او را می‌بیند و حقیقت را می‌داند. Claudius is very worried about Hamlet now and makes a plan with Ophelia’s brother, Laertes. حالا کلادیوس نگران خطری است که هملت برایش دارد و با لرتیز برادر اوفیلیا نقشه‌ای می‌کشد. “You will fight him and we will put poison on the sword and in his drink too.” کلادیوس می‌گوید: «تو با هملت مسابقه شمشیرزنی می‌دهی و ما شمشیر را زهرآلود می‌کنیم و در جام نوشیدنی‌اش هم زهر می‌ریزیم.» Laertes and Hamlet fight. Laertes cuts Hamlet, but in the fight Hamlet takes Laertes’ sword and cuts him with it too! لرتیز و هملت می‌جنگند. لرتیز هملت را خونی می‌کند اما در حین جنگ، هملت شمشیر لرتیز را می‌گیرد و با آن، لرتیز را هم خونی می‌کند. “Here, Hamlet, drink this.” گرترود به هملت می‌گوید:«این رو بگیر و بنوش هملت.» “No, thank you, Mother. I’m not thirsty.” هملت می‌گوید:« نه ممنون مادر. من تشنه نیستم.» “No, don’t!” کلادیوس فریاد می‌زند: «نه نخورش!» “It was him! He poisoned us all!” «خودشه! اون همه ما رو مسموم کرد!» Finally, Hamlet knows he must stop Claudius. سرانجام هملت می‌فهمد که باید کلادیوس را به سزایش برساند. “Aargh! Have this and this!” هملت به‌سوی کلادیوس حمله کرده و او را می‌کشد: «بگیر که اومد! این هم نوش جانت!» All the royal family are now poisoned and Hamlet tells his friend that there must be a new king. حالا تمام اعضای خانواده سلطنتی مسموم شده‌اند و هملت به دوستش می‌گوید باید کسی پادشاه شود. “Goodbye, my prince.” دوست هملت با او وداع می‌کند: «شاهزاده من بدرود و خداحافظ.» #Short_story_45 🛡 @coding_504 ⚔

📺 اشتباه مانیکا دوست پسر یا برادر؟ 2⃣ قسمت های کوتاهی از سریال محبوب فرندز با زیرنویس انگلیسی و فارسی 🇺🇸 A short movie . Listen to it If you wanna improve your English 👈🏻 فوق العاده موثر برای تقویت مکالمه و لیسنینگ برای تهیه ی مجموعه کامل سریال فرندز با دو زیرنویس انگلیسی و فارسی در فروش ویژه عدد 5 را به ایدی زیر ارسال کنید👈🏻 🆔 T.me/O2021 🇺🇸 Join @Coding_504 | @Friends_en

⚪️‌ George and the dragon ⚪️جورج و اژدها #داستان_کوتاه_انگلیسی ⚪️ @Yekta_English_Movies ⚪️

ابتدا داستان را به صورت روزنامه وار بخوانید. سپس با خواندن موشکفانه، داستان رو دوباره بخونید و این موارد رو چک کنید: ۱. لغت های جدید ۲. ساختارهای گرامری ۳. عبارت کاربردی ۴. تلفظ 🗣 @coding_504 🗣

‌ George and the dragon جورج و اژدها #داستان_کوتاه_انگلیسی Once upon a time there was a brave knight called George. George had lots of adventures as he travelled by horse across many lands. روزی روزگاری شوالیه شجاعی به نام جورج زندگی می‌کرد. جورج سوار بر اسبش از سرزمین‌های زیادی عبور کرده و ماجراهای بسیاری داشت. One day he came to a small village and met a man who lived in a cave next to the village. روزی او به روستای کوچکی رسید و مردی را دید که در غاری نزدیک روستا زندگی می‌کرد. The hermit told the knight about the awful things that were happening there. A terrible dragon had come to live in the lake and attacked the village every day. مرد غارنشین اتفاقات وحشتناکی که در آنجا افتاده بود برای شوالیه تعریف کرد. اژدهای وحشتناکی برای زندگی به دریاچه آمده بود و هرروز به روستا حمله می‌کرد. The villagers didn’t know what to do. First, they gave the dragon all their food, but the dragon just took the food and still attacked the village. مردم روستا نمی‌دانستند چه کنند. اول، همه‌ی خوراکی‌ها و غذاهایشان را به اژدها دادند اما اژدها غذاهایشان را خورد و باز هم به مردم روستا حمله می‌کرد. So then the villagers gave the dragon all the animals from their farms. The dragon took all the animals, but continued to attack the villagers. سپس همه حیوانات مزرعه‌هایشان را به اژدها دادند. اژدها همه حیوانات را خورد ولی باز هم به حمله‌هایش به مردم روستا ادامه داد. So then they gave the dragon all their gold and jewels. The dragon took all their money, but still was not satisfied. سپس مردم همه طلاها و جواهراتشان را به اژدها بخشیدند اما او باز هم راضی نشد. The king sent his army to try and capture the dragon, but the dragon was too strong and the knights of the army were too scared and they ran away. پادشاه ارتش خود را برای گرفتن اژدها فرستاد اما اژدها خیلی قوی بود و شوالیه‌های ارتش خیلی ترسیدند و فرار کردند. With nothing left to give, the king could only think of one thing to help protect his people. He sent his only daughter, the princess, to the lake to wait for the dragon. پادشاه که دیگر هیچ‌چیزی نداشت که به اژدها بدهد برای حفاظت از مردم روستا به یک‌چیز فکر کرد. او تنها دخترش را به دریاچه فرستاد تا در انتظار اژدها بماند. When George heard this he rode as fast as he could to the lake. Just then the dragon jumped out from the lake and was going to eat the princess. وقتی جورج این‌ها را شنید، با نهایت سرعت به سمت دریاچه تاخت. در همان لحظه بود که اژدها از دریاچه بیرون آمد تا شاهزاده را بخورد. George attacked the dragon. He fought very bravely, won the fight and killed the dragon. George and the princess returned to the village and everyone was very pleased that they would have no more problems with the dragon. جورج به اژدها حمله کرد. او شجاعانه با اژدها جنگید و پیروز شد و اژدها را کشت. جورج و شاهزاده خانم به روستا برگشتند و همه از اینکه دیگر اژدها برایشان مشکل درست نمی‌کند خوشحال بودند. Today, the story of George’s bravery is remembered and George is known as the patron saint of many countries. امروزه همه داستان شجاعت جورج را به یاد دارند و جورج قدیس حامی بسیاری از کشورها است. #Short_story_44 🐲 @coding_504 🐉

📺 لو رفتن رابطه ی مانیکا و چندلر 😂😂🤣 قسمت های کوتاهی از سریال محبوب فرندز با زیرنویس انگلیسی و فارسی 🇺🇸 A short movie . Listen to it If you wanna improve your English 👈🏻 فوق العاده موثر برای تقویت مکالمه و لیسنینگ برای تهیه ی مجموعه کامل سریال فرندز با دو زیرنویس انگلیسی و فارسی در فروش ویژه عدد 5 را به ایدی زیر ارسال کنید👈🏻 🆔 T.me/O2021 🇺🇸 Join @Coding_504 | @Friends_en

دموی آهنگ"Diamonds"با صدای ریحانا __________ @coding_504

آهنگ زیبای Diamonds 💎 از ریحانا 💎 @coding_504 💎

‌ 🎧 Diamond 🎧 🎼Rihanna🎙 Shine bright like a diamond روشن و درخشان  مثل یه الماس بدرخش Shine bright like a diamond روشن و درخشان  مثل یه الماس بدرخش  Find light in the beautiful sea, I choose to be happy نور و روشنایی رو در دریایی زیبا پیدا کردم ، خوشحالی رو انتخاب کردم You and I, you and I , we’re like diamonds in the sky تو و من، تو و من؛ ما مثل الماس های توی آسمونیم You’re a shooting star I see, a vision of ecstasy تو یه ستاره دنباله داری که میبینم،(تصوری هست که از اکستازی بدست اومده و یا) تصوری الهام آوری When you hold me, I’m alive وقتی در آغوش تو هستم زنده ام We’re like diamonds in the sky مثل الماس های توی آسمونیم  I knew that we’d become one right away من میدونستم که ما سریع یکی میشیم Oh, right away خیلی سریع At first sight I felt the energy of sun rays در اولین نظر ، من پرتو (درخشش) های خورشید رو حس کردم I saw the life inside your eyes زندگی رو در چشمات دیدم  So shine bright tonight پس امشب بدرخش You and I تو و من We’re beautiful like diamonds in the sky مثل الماس های توی آسمون زیباییم Eye to eye چشم تو چشم So alive بسیار روشن و سرزنده We’re beautiful like diamonds in the sky مثل الماس های توی آسمون زیباییم  Shine bright like a diamond روشن و درخشان  مثل یه الماس بدرخش Shine bright like a diamond روشن و درخشان  مثل یه الماس بدرخش Shining bright like a diamond مثل یه الماس میدرخشی We’re beautiful like diamonds in the sky مثل الماس های توی آسمون زیباییم  Shine bright like a diamond روشن و درخشان  مثل یه الماس بدرخش Shine bright like a diamond روشن و درخشان  مثل یه الماس بدرخش Shining bright like a diamond مثل یه الماس میدرخشی We’re beautiful like diamonds in the sky مثل الماس های توی آسمون زیباییم  Palms rise to the universe, as we moonshine and molly دستامونو به سمت جهان و کائنات بلند میکنیم،درحالی که شراب مینوشیم و اکستازی مصرف میکنیم Feel the warmth, we’ll never die گرما رو احساس کن، ما هیچوقت نمیمیریم We’re like diamonds in the sky مثل الماس های توی اسمان  You’re a shooting star I see, a vision of ecstasy تو یه ستاره دنباله داری که میبینم،(تصوری هست که از اکستازی بدست اومده و یا) تصوری الهام آوری When you hold me, I’m alive وقتی در آغوش تو هستم زنده ام We’re like diamonds in the sky مثل الماس های توی آسمونیم At first sight I felt the energy of sun rays در اولین نظر ، من پرتو (درخشش) های خورشید رو حس کردم I saw the life inside your eyes زندگی رو در چشمات دیدم  So shine bright tonight پس امشب بدرخش You and I تو و من We’re beautiful like diamonds in the sky مثل الماس های توی آسمون زیباییم Eye to eye چشم تو چشم So alive بسیار روشن و سرزنده We’re beautiful like diamonds in the sky مثل الماس های توی آسمون زیباییم  Shine bright like a diamond روشن و درخشان  مثل یه الماس بدرخش Shine bright like a diamond روشن و درخشان  مثل یه الماس بدرخش Shining bright like a diamond مثل یه الماس میدرخشی We’re beautiful like diamonds in the sky مثل الماس های توی آسمون زیباییم  Shine bright like a diamond روشن و درخشان  مثل یه الماس بدرخش Shine bright like a diamond روشن و درخشان  مثل یه الماس بدرخش Shining bright like a diamond مثل یه الماس میدرخشی We’re beautiful like diamonds in the sky مثل الماس های توی آسمون زیباییم  Shine bright like a diamond روشن و درخشان  مثل یه الماس بدرخش Shine bright like a diamond روشن و درخشان  مثل یه الماس بدرخش Shine bright like a diamond روشن و درخشان  مثل یه الماس بدرخش  So shine bright tonight پس امشب بدرخش You and I تو و من We’re beautiful like diamonds in the sky مثل الماس های توی آسمون زیباییم Eye to eye چشم تو چشم So alive بسیار روشن و سرزنده We’re beautiful like diamonds in the sky مثل الماس های توی آسمون زیباییم  Shine bright like a diamond روشن و درخشان  مثل یه الماس بدرخش Shine bright like a diamond روشن و درخشان  مثل یه الماس بدرخش Shine bright like a diamond روشن و درخشان  مثل یه الماس بدرخش  Shine bright like a diamond روشن و درخشان  مثل یه الماس بدرخش Shine bright like a diamond روشن و درخشان  مثل یه الماس بدرخش Shine bright like a diamond روشن و درخشان  مثل یه الماس بدرخش  Shine bright like a diamond روشن و درخشان  مثل یه الماس بدرخش 💎 @coding_504 💎

🥳] یه خبر خیلی توپ برای فرندز فنا: برای اولین بار کتاب اورجینال فرندز چاپ شد ! 📙] درمورد کتاب: این کتاب بی نظیر با تصاویر ر
🥳] یه خبر خیلی توپ برای فرندز فنا: برای اولین بار کتاب اورجینال فرندز چاپ شد ! 📙] درمورد کتاب: این کتاب بی نظیر با تصاویر رنگی که داره مارو تو حال و هوای سریال میبره و بی شک بهترین هدیه برای عزیزانتون هست. ♡ 🐝] کتاب شامل چیاست؟ شامل دیالوگ ها مصاحبه ها بیوگرافی خاطرات نقل قول ها خود سریال و... 😎] همین کتابو تو آمازون سه چار تومن میفروشن ولی ما با قیمت ۲۰۰ تومن براتون موجود کردیم تا همه بتونن بخرن. گلاسه | تصاویر رنگی | جلد سخت | تقویت زبان قیمت : ۲۰۰ جهت سفارش🤵🏻‍♀ 👇🏽 @Bookvip

⚪️Little Red Riding Hood ⚪️شنل قرمزی #داستان_کوتاه_انگلیسی ⚪️ @Yekta_English_Movies ⚪️

ابتدا داستان را به صورت روزنامه وار بخوانید. سپس با خواندن موشکفانه، داستان رو دوباره بخونید و این موارد رو چک کنید: ۱. لغت های جدید ۲. ساختارهای گرامری ۳. عبارت کاربردی ۴. تلفظ 🗣 @coding_504 🗣

‌ Little Red Riding Hood شنل قرمزی #داستان_کوتاه_انگلیسی Little Red Riding Hood lived in a wood with her mother. One day Little Red Riding Hood went to visit her granny. She had a nice cake in her basket. شنل قرمزی به همراه مادرش در جنگلی زندگی می‌کرد. یک روز شنل قرمزی به دیدن مادربزرگش رفت. او یک کیک خیلی خوب در سبد داشت. On her way Little Red Riding Hood met a wolf. “Hello!” said the wolf. “Where are you going?” در راه گرگی را دید. گرگ گفت: سلام! کجا می‌روی؟ “I’m going to see my grandmother. She lives in a house behind those trees.” شنل قرمزی: به دیدن مادربزرگم می‌روم. خانه‌اش پشت آن درخت‌ها است. The wolf ran to Granny’s house and ate Granny up. He got into Granny’s bed. A little later, Little Red Riding Hood reached the house. She looked at the wolf. گرگ به‌طرف خانه مادربزرگ دوید و او را خورد. بعد در رختخواب او خوابید. کمی بعد شنل قرمزی به آنجا رسید. او به گرگ نگاهی کرد. “Granny, what big eyes you have!” شنل قرمزی: مادربزرگ شما چه چشم‌های بزرگی دارید! “All the better to see you with!” said the wolf. گرگ: برای اینکه تو را بهتر ببینم! “Granny, what big ears you have!” شنل قرمزی: شما چه گوش‌های بزرگی دارید! “All the better to hear you with!” said the wolf. گرگ: برای اینکه صدای تو را بهتر بشنوم! “Granny, what a big nose you have!” شنل قرمزی: مادربزرگ شما چه بینی بزرگی دارید! “All the better to smell you with!” said the wolf. گرگ: برای اینکه تو را بهتر بو کنم! “Granny, what big teeth you have!” شنل قرمزی: مادربزرگ شما چه دندان‌های بزرگی دارید! “All the better to eat you with!” shouted the wolf. A woodcutter was in the wood. He heard a loud scream and ran to the house. گرگ فریاد زد: برای اینکه تو را بهتر بخورم. هیزم‌شکنی در جنگل بود. او صدای جیغ بلندی را شنید و به‌طرف خانه دوید. The woodcutter hit the wolf over the head. The wolf opened his mouth wide and shouted and Granny jumped out.The wolf ran away and Little Red Riding Hood never saw the wolf again. هیزم‌شکن ضربه‌ای به سر گرگ زد. گرگ دهانش را باز کرد و داد زد و مادربزرگ بیرون پرید. گرگ فرار کرد و شنل قرمزی دیگر هیچ‌وقت او را ندید. #Short_story_43 🌳 @coding_504 🌳

کدینگ ۵۰۴ | coding 504 - Статистика та аналітика Telegram каналу @coding_504