uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

‌ ‌ 𝖬𝗂𝗇𝗀𝗈𝗆𝗂

‌ ‌ 𝖬𝗂𝗇𝗀𝗈𝗆𝗂

Відкрити в Telegram

❀ one boy, a million reasons to smile ✮⋆˙ Annon: @MingomiBotbot

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
226
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
🍸‌ ‌ ‌ Going Seventeen ep 163 ( Don't lie #2)

sticker.webp0.00 KB

کیم واقعا نمیشه یه توک پا بیای ویورس :(

𖦹 610 Day's until we meet our papay again
𖦹 610 Day's until we meet our papay again

sticker.webp0.00 KB

𖦹 611 Day's until we meet our papay again
𖦹 611 Day's until we meet our papay again

خوب دیگه تموم شد خدافظ

#حامی_حمایت_از_جاشوا

کیم راضی شدی بچه رو ناقص کردی

جاشوا درباره دوچرخه‌سواریش با مینگیو صحبت می‌کنه.
🦌: من دویدن رو [بیشتر از فوتبال] دوست دارم، با سونگکوان و اسکوپس دویدن رو امتحان کردم، با جونهی هم دوچرخه‌سواری کردم. 🪽: ولی اعضا وقتی یک بار با جاشوا این کارو انجام میدن، دیگه تکرارش نمی‌کنن. چیزی که در موردش عجیبه اینه که معمولا وقتی با هم دوچرخه‌سواری می‌کنین، همزمان با هم رفتن لذت‌بخشه، درسته؟ ولی بچه‌ها حتی نمی‌تونن بهش برسن و جاشوا خودش مستقیم می‌ره جلو 🦌: ولی مینگیو سبک [دویدن/دوچرخه‌سواری] منو دوست داره. 🪽: مینگیو مثلا ۴۰ کیلومتر دوچرخه‌سواری می‌کنه. 🦌: از اون طرف، من دیگه الان با مینگیو دوچرخه‌سواری نمیرم. هیچ‌وقت تا این حد دوچرخه‌سواری نکرده بودم. شاید فقط در حد دوچرخه‌های دارونگی؟ مینگیو چند تا دوچرخه داشت و یکی‌شون رو بهم قرض داد. گفت: هیونگ، بریم یه دوری بزنیم، به نظر میاد قراره خوش بگذره. این اولین بارم بود که می‌رفتم دوچرخه‌سواری و تا وقتی به خونه رسیدیم خیلی سختی کشیدم. روز بعد که بیدار شدم، حتی نمی‌تونستم از تخت بیام بیرون، پاهام تکون نمی‌خوردن.

بزارم خلاصه توضیح بدم بهتون همدیگه رو میکشتن

🗞: اگه رومیت مینگیو بودی، چه واکنشی نشون می‌دادی؟ 🪽: من؟ اگه هم‌اتاقی اون بودم؟ 🗞: آره، و اتاقت رو هم نشون داده بود. 🪽: واو. 🪽: از قبل هم همین‌طوری بوده، ولی من و مینگیو از نظر شخصیتی خیلی با هم سازگار نیستیم. اون خیلی از حوله استفاده می‌کنه و وقتی رفتم خونه‌ش، یه عالمه حوله روی زمین ریخته بود. نمی‌دونم چرا این کارو می‌کنه، ولی اگه حوله خودم بود، واقعا بدم می‌اومد روی زمین باشه. 🗞: سونتین همیشه درباره حوله‌ها حرف می‌زنه. 🪽: وقتی بحث وقت گذروندن با هم باشه، من بیشتر از همه با اون وقت می‌گذرونم، ولی وقتی بحث زندگی کردن با هم باشه، احتمالا مینگیو هم منو به‌عنوان هم‌اتاقی انتخاب نمی‌کنه.

با حرف جونگهان موافقم

من خیلی جاشوام

مینگيو و سوتی لایو ویورسش
🗞: می‌دونستین؟ همون اتفاقی که توی لایو مینگیو افتاد؟ 🪽: اون خیلی... 🦌: من اصلا خبر ندارم. 🪽: داشت توی یه کاسه غذا می‌خورد که سطحش بازتاب داشت، ولی بعد اتفاقی تصویر خونه توش افتاد. اصلا این، درست بود؟ 🗞: اینکه آدم موقع غذا خوردن با بقیه [توی لایو] ارتباط داشته باشه خیلی خوبه، احتمالا خودش واقعا متوجه نمی‌شده چی داره توی کاسه بازتاب پیدا می‌کنه. 🦌: آها، ولی اگه این‌قدر واضح بوده، شاید می‌خواسته پزش رو بده؟ 🪽: اینم می‌تونه درست باشه، 'خونه رو نشون بدم؟' 🦌: ولی که نمی‌تونی این‌طوری واضح خونه رو به رخ بکشی، برای همین از یه کاسه استفاده کرده. 🪽: مینگیو باهوشه، پس شاید عمدا این کارو کرده. 'همه دکور خونه‌مون رو تعریف نمی‌کنن؟'

نمیتونم تصور کنم جونگهان مینگیو رو سونبه نیم صدا میزده

جونگهـان و جاشوا درباره زمانی صحبت می‌کنن که دوران کارآموزی مجبور بودن مینگیو رو سونبه‌نیم صدا بزنن.
🪽: ما یه کم دیرتر به [شرکت] پیوستیم، پس به‌جز دی‌ایت، همه سونبه ما بودن و باید نظم و ترتیب داخل گروه رو حفظ می‌کردن. برای همین اسکوپس به مینگیو گفت: بهشون بگو باهات رسمی صحبت کنن یا صدات کنن سونبه‌نیم [صرف‌نظر از سنشون] برای همین اون موقع مینگیو اومد و اینو به ما گفت. مینگیو گفت: هیونگ، از این به بعد باید منو سونبه‌نیم صدا کنی 🗞: پس این بیشتر بر اساس زمان پیوستن به شرکت بود، نه سن؟ 🦌 آره، ما باید بر اساس زمانی که به شرکت پیوسته بودیم حساب می‌کردیم، برای همین من خیلی شوکه شده بودم. 🪽: و من مجبور بودم مینگیو رو سونبه‌نیم صدا کنم.

یاخدا چه بحث پر محتوایی

جونگهـان درباره اینکه اعضا ساعت‌ها بحث می‌کردن که «بذار همین‌طور باشه» به معنی احترام گذاشتنه یا تسلیم شدنه، صحبت کرد.
🪽: بینمون ۵۰-۵۰ بود. تا ساعت ۷ صبح سر این موضوع بحث می‌کردیم. 🪽: اون موقع مینگیو، دینو، من، سونگکوان هم بود؟ این‌طوری با هم مشروب می‌خوردیم و من حدود ساعت ۴ یا ۵ صبح رفتم خواب، ولی احتمالا مینگیو و دینو تا ساعت ۷ صبح بیدار موندن و به بحث کردن ادامه دادن. 🪽: مینگیو تسلیم شدن رو انتخاب کرد، دینو احترام گذاشتن رو.

مینگيو و دینو درباره این موضوع توی حضورشون درZzanbro صحبت کردن!
🐶 چیزی که دینو دفعه اول گفت این بود: «وقتی آدم‌ها رو می‌بینم که دارن کاری انجام میدن، فقط می‌ذارم کار خودشون رو بکنن» برای دینو، این احترام گذاشتنه. اما برای من، احترام یه چیزه و اینکه بگی «بذار همین‌طور باشه» یا «بی‌خیالش شو» فقط یعنی تسلیم شدن، و این دوتا با هم فرق دارن. من باهاشون فرق دارم، پس فقط می‌ذارم کار خودشون رو بکنن.