uk
Feedback
Escapism

Escapism

Відкрити в Telegram

«گاهی فرار، شجاعانه‌ترین انتخاب است. اما، ما از واقعیت نمی‌گریزیم؛ آن را روایت می‌کنیم.»/ "روایت‌هایی از تنهایی، فیلم، موسیقی، ادبیات و فرار از شلوغی دنیا." برای صحبت: t.me/HidenChat_Bot?start=6733052343

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
1 633
Підписники
-5324 години
+4027 днів
+1 25230 день

Триває завантаження даних...

Схожі канали
Немає даних
Виникли проблеми? Будь ласка, оновіть сторінку або зверніться до нашого support-менеджера.
Хмара тегів
Немає даних
Виникли проблеми? Будь ласка, оновіть сторінку або зверніться до нашого support-менеджера.
Вхідні та вихідні згадування
---
---
---
---
---
---
Залучення підписників
липень '26
липень '26
+1 007
в 3 каналах
червень '26
+923
в 6 каналах
Дата
Залучення підписників
Згадування
Канали
10 липня0
09 липня0
08 липня+18
07 липня+29
06 липня+137
05 липня+367
04 липня+21
03 липня+40
02 липня+321
01 липня+74
Дописи каналу
هیچ‌وقت خودت را با فصلِ شکوفه دادنِ دیگران مقایسه نکن. بعضی درخت‌ها دیرتر گل می‌دهند، اما بهار را زیباتر می‌کنند. @OurEscapismway

2
وقتی کنترل اوضاع از دستم خارجه و دیگه کاری از دستم بر نمیاد که انجام بدم:
وقتی کنترل اوضاع از دستم خارجه و دیگه کاری از دستم بر نمیاد که انجام بدم:
308
3
پشتِ بعضی لبخندها، آنقدر اشک و پشتِ بعضی قله‌ها، آنقدر سقوط پنهان است که وقتی به مقصدشان می‌ رسند، دیگر نمی‌ توانی بگویی خوش‌شانس بودند؛ فقط با احترام نگاه می‌ کنی و می‌ گویی: «این جایگاه، مزدِ تمامِ روزهایی بود که تسلیم نشد.» @OurEscapismway
438
4
شما شک کن، دلیلش پیدا می‌شه. @OurEscapismway
570
5
بعضی سکوت‌ها، از هزار فریاد دردناک‌ترند... --Anesthesia @OurEscapismway
بعضی سکوت‌ها، از هزار فریاد دردناک‌ترند... --Anesthesia @OurEscapismway
592
6
بعضی عشق ها قرار نیست سهمت باشند؛ فقط تاوانشان سهم توست...
651
7
آدمی را زخم‌ هایش نساختند؛ بارهایی ساختند که با وجودِ زخم، زمین نگذاشت. @OurEscapismway
631
8
گفتم: «شب...» صبح، بی‌آنکه چیزی بگوید، پاسخم را با نور نوشت. @OurEscapismway
689
9
هر روز و هر لحظه از خودم میپرسم؛ نکنه داره هدر می‌ره...
هر روز و هر لحظه از خودم میپرسم؛ نکنه داره هدر می‌ره...
669
10
🌿 فرداد شاپ پلاس 🌿 ✨ جدیدترین مدل‌های صندل، دمپایی و کیف رسید ✨ 👡 مدل‌های شیک زنانه، مردانه و بچگانه 👜 کیف‌های کاربردی و
🌿 فرداد شاپ پلاس 🌿 ✨ جدیدترین مدل‌های صندل، دمپایی و کیف رسید ✨ 👡 مدل‌های شیک زنانه، مردانه و بچگانه 👜 کیف‌های کاربردی و جذاب ✅ سبک و راحت ✅ مناسب استفاده روزانه ✅ کیفیت عالی با قیمت مناسب 📦 ارسال به سراسر کشور 🚚 🔥 مدل‌های جدید رو از دست ندهید! 🛒 ثبت سفارش: @far485905 📲 کانال ما در بله: ble.ir/join/9NobLoXb8X [▶️▶️▶️▶️▶️▶️▶️ عضویت ◀️◀️◀️◀️◀️◀️◀️◀️](ble.ir/join/9NobLoXb8X) کانال تلگرام: https://t.me/fardadshoppluss https://t.me/fardadshoppluss https://t.me/fardadshoppluss #صندل #دمپایی #فرداد_شاپ_پلاس
71
11
همینجوری که نشستم دارم چایی میخورم. یهو یادم میاد بعضیا قبلا چجوری باهام رفتار کردن و دلم میخواد با پتک بزنم تو سرشون؛ اینقدر بزنم که برن ته زمین. @OurEscapismway
930
12
گاهی زندگی پر از درد، جدایی و پایان‌های ناخواسته است و بعضی چیزها را نمی‌توان تغییر داد. با این حال، نباید در ترس و غم ماند؛ باید واقعیت را پذیرفت، اشک‌ها را پاک کرد و به مسیر زندگی ادامه داد...
727
13
با اینکه دنیا هیچ شباهتی به قصه‌ها ندارد، باز هم آدم دلش می‌خواهد قصه‌ای باشد برای کسی. نه قهرمان. نه معجزه. فقط چند صفحه که هیچ‌وقت دلِ یک نفر به بستنشان راضی نشود. آخر، آدم‌ها بیشتر از آنکه از مرگ بترسند، از فراموش شدن می‌ترسند. از اینکه روزی برسد که اسمشان هیچ لرزشی در صدای کسی نیندازد. که عکس‌هایشان فقط چند فایل قدیمی باشند، پیام‌هایشان در میان هزار گفت‌وگوی دیگر دفن شود، و صدایشان از حافظه‌ی جهان بی‌هیاهو پاک شود. دلِ آدم به ماندنِ در تاریخ خوش نیست. دلش می‌خواهد در حافظه‌ی یک نفر خانه داشته باشد. جایی که هر بار باران می‌بارد، هر بار آهنگی قدیمی پخش می‌شود، یا فنجانی چای بخار می‌کند، بی‌اختیار نامش از دلِ سکوت عبور کند. قصه‌ها برای پایانِ خوش به یاد نمی‌مانند. برای شخصیت‌هایی به یاد می‌مانند که بعد از تمام شدنِ کتاب، هنوز از ذهنِ خواننده نرفته‌اند. کاش ما هم برای یک نفر همان شخصیت باشیم. کسی که بعد از تمام شدنِ همه‌چیز، بعد از فاصله، بعد از سکوت، بعد از سال‌ها... هنوز گاهی در شلوغ‌ترین روزهای زندگی‌اش بی‌هیچ دلیلی به یادمان بیفتد و برای چند ثانیه احساس کند جای کسی در این دنیا خالی مانده است. @OurEscapismway
706
14
چقدر اذیت شدم؛ برای چیزی که حتی تقصیر من نبود. بارِ اشتباهی را به دوش کشیدم که هرگز متعلق به من نبود. مدام خودم را زیر سؤال بردم، هزار بار گذشته را مرور کردم، دنبال اشتباهی گشتم که وجود نداشت. تاوانِ تصمیم‌های دیگران را من دادم، زخمِ حرف‌هایی را خوردم که سزاوارش نبودم، و شب‌های زیادی را با احساس گناهی گذراندم که هیچ سهمی در آن نداشتم. بعضی دردها از خودِ اتفاق تلخ‌ترند؛ دردِ اینکه بی‌گناه باشی، اما مجازات شوی. دردِ اینکه حقیقت را بدانی، اما نتوانیم کسی را قانع کنی. و دردِ اینکه آن‌قدر خودت را سرزنش کنی تا فراموش کنی، از همان ابتدا، تقصیر تو نبوده است. بعضی آدم‌ها می‌روند، بعضی اتفاق‌ها تمام می‌شوند؛ اما رنجِ تاوان دادن برای گناهی که هرگز مرتکبش نشده‌ای، مدت‌ها در جان آدم می‌ماند. @OurEscapismway
623
15
گاهی تمامِ دوست داشتن، در سکوتِ برگ‌ هایی‌ ست که بی‌صدا به باد اعتماد می‌ کنند. کاش دل، مثل رود، بی‌ آنکه بپرسد، به سمتِ تو جاری می‌ شد؛ آن وقت هیچ فاصله‌ ای، معنای دوری نداشت. @OurEscapismway
573
16
هیچوقت درباره گذشته کسی کنجکاو نشید! قشنگ‌ترین باغچه هارو هم بیل بزنی یه کرم توش پیدا میشه...
151
17
Modern love نیورک تایمز یک ستونی داره به اسم ستونِ عشق مدرن. که مردم‌داستان های عاشقانه ای که براشون اتفاق افتاده رو میفرستن
Modern love نیورک تایمز یک ستونی داره به اسم ستونِ عشق مدرن. که مردم‌داستان های عاشقانه ای که براشون اتفاق افتاده رو میفرستن این سریال از داستان های واقعی مردم تو ستونِ عشق مدرن نیورک تایمز ساخته شده. @OurEscapismway
663
18
عشق،تنها جنگی‌ ست که برنده‌ اش هم زخمی از میدان بیرون می‌ آید. @OurEscapismway
1 021
19
@OurEscapismway
856
20
«انگار این کابوس تموم‌شدنی نیست...» هر شب با خودت قرار می‌گذاری که فردا فرق داشته باشد. که از خواب بیدار شوی و همه‌چیز کمی سبک‌تر شده باشد. اما صبح، همان درد زودتر از تو چشم‌هایش را باز می‌کند. روزها از پی هم می‌آیند. تقویم بی‌وقفه ورق می‌خورد. فصل‌ها عوض می‌شوند، درخت‌ها دوباره سبز می‌شوند، باران می‌بارد، آفتاب طلوع می‌کند... فقط یک چیز سر جایش مانده است. آن خستگیِ بی‌نام که هر روز کمی عمیق‌تر در آدم ریشه می‌دواند. کابوس، همیشه در تاریکی اتفاق نمی‌افتد. گاهی زیر نور ظهر است. میان خنده‌ی آدم‌ها. وسط یک خیابان شلوغ. وقتی همه‌چیز از بیرون کاملاً عادی به نظر می‌رسد. هیچ‌کس نمی‌بیند آدمی که روبه‌رویش ایستاده، چند شب است حتی یک لحظه آرام نگرفته. آدم از گریه کردن خسته نمی‌شود. از جنگیدن هم نه. از امید بستن و هر بار با دست‌های خالی برگشتن خسته می‌شود. و بعد، یک روز می‌فهمی دیگر از تمام شدن کابوس حرفی نمی‌زنی. فقط دلت می‌خواهد برای چند ساعت، ذهنت دست از دویدن بردارد. شاید آرامش همین باشد... اینکه برای چند دقیقه، هیچ چیز درونت فریاد نزند. @OurEscapismway
774