uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку 👈

𝖣𝗎𝗇𝗁𝗂𝗅𝗅 فیکشن انهایپن

𝖣𝗎𝗇𝗁𝗂𝗅𝗅 فیکشن انهایپن

Відкрити в Telegram

Where words breathe and frames bleed. منبع فیکشن‌های انگلیسی، ترجمه شده‌ و سناریوهایِ انهایپن Unknown 1: @Grimmoorbot Unknown 2: http://t.me/HidennChat_bot?start=1884109743

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
1 239
Підписники
-224 години
-157 днів
-3430 днів
Архів дописів
الان تابستون فن داریم اینجا؟❤️

Intp, weak hero

گرما منو کشت

اسکرول میکنین لطفا؟

سین سین

عجب چیزی

Repost from N/a

Repost from N/a

فورواردم بستی زن

کسدستی کردم ...

اسکرول لطفا

Repost from N/a
‍𐙚  ꫂ❁  𝑩𝒍𝒐𝒐𝒎 𝑨𝒈𝒂𝒊𝒏 ꫂ❁  𝐶𝑜𝑢𝑝𝑙𝑒: Jayhoon ꫂ❁ 𝑆𝑖𝑑𝑒 𝐶𝑜𝑢𝑝𝑙𝑒: Heesun
این داستان، داستان یه عشق آتشین مثل رمان‌های بچگی‌هامون نیست. داستانی از جنس درد و التیامه. داستان دو آدمه که یاد می‌گیرن بیشتر تکیه‌گاه باشن تا دو عاشقِ مجنون، داستان دو آدمه که زخم‌های هم رو در سکوت درمان می‌کنن.
𝑁𝑜𝑤 𝑟𝑒𝑎𝑑→ Chapter THREE³ ‌⋆˚✿˖° 𝘢𝘯𝘰𝘯 #BloomAgain ───ʚ˚ɞ ─── @Auhypen 𓂃 ٠࣪ ִֶָ☾.

-‌ Start ; mad puppy .

🤍🌟 🤩‌𝖾‌𝗁𝗂‌𝗇‌𝖽 𝗍‌𝗁‌𝖾 𝗏𝖾𝗂𝗅
🤍🌟 🤩‌𝖾‌𝗁𝗂‌𝗇‌𝖽 𝗍‌𝗁‌𝖾 𝗏𝖾𝗂𝗅

‍ he survived. that was supposed to be enough for him. n maybe they closed the case,  but not the story. ‌ ‌ ‌so just today, we're living together! June 2024-January 2026 ‌ ‌

Repost from N/a
‍𐙚  ꫂ❁ 𝒕𝒉𝒆 𝑳𝒆𝒈𝒆𝒏𝒅 𝒏𝒆𝒙𝒕 𝒅𝒐𝒐𝒓 ꫂ❁  𝐶𝑜𝑢𝑝𝑙𝑒: Hoonjay
پارک سونگهون، کاپیتان تیم هاکی، یک دفعه‌ای از تیم میره. دست بچشو میگیره، شهر رو ترک میکنه و تو جایی ساکت و آروم ساکن میشه که غمش رو فراموش کنه. اما چرا شبا وقتی از پنجرش به بیرون زل میزد، فقط اتاق خواب همسایه‌ی جذابش، جونگسونگ، به چشمش میومد؟
𝑁𝑜𝑤 𝑟𝑒𝑎𝑑→ Chapter NINE⁹ ‌⋆˚✿˖° 𝘢𝘯𝘰𝘯 #LND ───ʚ˚ɞ ─── @auhypen 𓂃 ٠࣪ ִֶָ☾.

Repost from N/a
‍𐙚 #Prank 𝗝𝗮𝘆𝘄𝗼𝗻 𝘢𝘶 𝘸𝘩𝘦𝘳𝘦 : جی حوصله‌اش سر رفته و میخواد دوست‌پسرش جونگوون رو ایسگا کنه. ولی وون اصلا جواب خوبی
‍𐙚 #Prank 𝗝𝗮𝘆𝘄𝗼𝗻 𝘢𝘶 𝘸𝘩𝘦𝘳𝘦 :
جی حوصله‌اش سر رفته و میخواد دوست‌پسرش جونگوون رو ایسگا کنه. ولی وون اصلا جواب خوبی بهش نمیده.
𓍼 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦 : 𝘱𝘳𝘢𝘯𝘬𝘪𝘯𝘨/𝘧𝘭𝘶𝘧𝘧/𝘤𝘰𝘮𝘦𝘥𝘺/𝘴𝘩𝘰𝘳𝘵 ഒ 𝙖𝙣𝙤𝙣 T.me/auhypen  𓂃 ٠࣪ ִֶָ☾.

آلبوم های دیوید بوئی و کتاب های قدیمی، قهوه ی تلخ و لباس ها هم رنگ اون تلخی. ریموس همیشه میدونست زندگی علاقه ای به اون نداره اون مهربون تر از این حرف ها بود که زندگی بهش اجازه موندن بده. اومدن جیک این سرنوشت رو تغییر نداد، تنها جادویی به اون زندگی کوتاه اضافه کرد. "من فقط داشتم ازش برای تو مراقبت میکردم" خورشید زندگی ریموس زودتر از یک شمع سوخته خاموش شد. زمستون و ابر هاش جلوی اون رو گرفتن و زمستون ابدی رو رقم زدن.