Parmi's Diaryᥫ᭡
Відкрити в Telegram
Nursing Stu🩺 🦢. ݁₊ ⊹ . ݁ اینجا باهم درس میخونیم، صحبت میکنیم، کتاب میخونیم و کلی خاطره میسازیم💞✨ ارتباط🍓: http://t.me/BluChtBot?start=65a0af05bcddac8d8c
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
591
Підписники
-1024 години
+317 днів
-5430 днів
Архів дописів
اما سوگ مثل اکلیل است
هیچوقت کامل نمیرود
یک روز بیهوا یک دانهی ریزش را میبینی.
روی گردنت،بالای پلکت، روی گونهات یا یک جای غیرمنتظره از صورتت.
کوچک است، خیلی کوچک
اما جوری برق میزند که مستقیم میرود توی چشمت.
سهم من از زندگی|خاطره خطیبی
واقعاً برگشتن به قدرت بدنی بعد از یه کم فاصله گرفتن سخته.
امروز نسبت به یه ماه پیش سبکتر کار کردم، ولی عضلههام حسابی میلرزیدن.
Repost from زندگی در پیشِ رو☁️
امروز صبح
چیزی که هر لحظه زمزمه میکنم ؛
ستارهای در آسمان زمین ما نیست که نیفتاده باشد.
چه جوانانی! اسماعیل، میبینی؟ چه جوانانی! بسیاریشان هنوز صورت عشق را بر سینه نفشردهاند...
گفت نمردیم و چه چیزها دیدیم. گفتم ای کاش مرده بودیم و نمیدیدیم.
روزها در راه | شاهرخ مسکوب
امیدوارم رنجت به پایان رسد جان من،
که زندگی با تو چه ها که نکرد . . .
و تو هربار جوانه زدی
