uk
Feedback
:)Elahe's_daily

:)Elahe's_daily

Відкрити в Telegram

English teacher 👩‍🏫 Psychology student🧠 ارتباط با من : 👇🤍 https://t.me/HarfChatBot?start=79502e713510

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
224
Підписники
Немає даних24 години
-17 днів
-130 день
Архів дописів
بعضی غم‌ها رو نمیشه یک‌شبه رها کرد؛ 🥀 نه چون دوستشون داریم، بلکه چون بخشی از خاطرات، آدم‌ها و روزهای خوبمون بهشون گره خورده. 💔 اما زندگی یه حقیقت مهم داره: آدم‌ها از غم عبور نمی‌کنن چون فراموش می‌کنن؛ از غم عبور می‌کنن چون کم‌کم یاد می‌گیرن در کنارش زندگی کنن. 🌱 بعضی زخم‌ها هیچ‌وقت کامل از بین نمی‌رن، اما با گذر زمان دیگه تمام هویت ما نمی‌شن. ⏳ نور همیشه برنمی‌گرده چون تاریکی تموم شده؛ گاهی برمی‌گرده چون ما یاد گرفتیم با وجود تاریکی، باز هم قدم برداریم. ✨

Repost from N/a
روانشناسی می‌گه: گاهی اوقات تنها دلیلی که باعث می‌شه چیزی که غمگینت می‌کنه رو رها نکنی اینه که اون تنها چیزی بوده که تورو خوشحال می‌کرده. Join: @ifazii_text

همه ما در قفسی زندگی می‌کنیم که خودمان ساخته‌ایم. قفس‌هایی از ترس، از انتظارات، از قوانینی که هرگز نوشته نشده‌اند. من تمام عم
همه ما در قفسی زندگی می‌کنیم که خودمان ساخته‌ایم. قفس‌هایی از ترس، از انتظارات، از قوانینی که هرگز نوشته نشده‌اند. من تمام عمرم تلاش کردم از این قفس فرار کنم، اما هر بار که فکر می‌کردم آزادم، دیدم که فقط قفس عوض کردم. اکنون می‌فهمم که آزادی واقعی در فرار نیست، بلکه در پذیرش است. باید قفس را بشناسم، باید بدانم کجا هستم، و بعد می‌توانم تصمیم بگیرم که بمانم یا بروم. روز خوبی رو براتون میخوام✨️🤍🤝

Repost from N/a
گاهی در زندگی عادی، ما درگیر مسائل روزمره‌ایم: رابطه، کار، خانواده، دلخوری‌ها، برنامه‌ها و نگرانی‌های معمول. اما ناگهان رخدادی مثل مرگ عزیز، جدایی، بیماری یا مهاجرت ما را از این جریان بیرون می‌کشد و با پرسش‌های بنیادین روبه‌رو می‌کند: زندگی یعنی چه؟ مرگ چه معنایی برای من دارد؟ چه چیز واقعاً مهم است؟ اینجا از امر روزمره به امر هستی‌شناسانه پرتاب می‌شویم. اما در بحران‌هایی مثل جنگ، بمباران یا تهدید جمعی، ماجرا برعکس است. این‌بار ما از روزمرگی به هستی نمی‌رویم؛ بلکه امر هستی‌شناسانه با چهره‌ی مرگ، فقدان و ناامنی به زندگی روزمره هجوم می‌آورد. ناگهان خانه، بدن، شهر، عزیزان و آینده دیگر بدیهی نیستند. در موقعیت اول، جهان هنوز کم‌وبیش پابرجاست و یک اتفاق، ما را به عمق می‌برد. اما در موقعیت دوم، خودِ جهان می‌لرزد. اضطراب در اینجا فقط یک نشانه‌ی روان‌شناختی نیست؛ بلکه تجربه‌ی خطرِ از دست دادن جهان است. به همین دلیل، در بحران، چسبیدن به امور ساده‌ی روزمره فقط انکار یا حواس‌پرتی نیست. غذا پختن، چای دم کردن، بازی با کودک، تماس گرفتن با عزیزان، مرتب کردن خانه یا ادامه دادن یک جلسه‌ی درمانی، می‌تواند تلاشی برای حفظ پیوند با جهان باشد؛ راهی برای گفتن اینکه: «هنوز زندگی ادامه دارد.» پس تفاوت این دو موقعیت مهم است: گاهی باید از روزمرگی عبور کنیم تا با حقیقت‌های بنیادین زندگی روبه‌رو شویم؛ و گاهی باید به روزمرگی چنگ بزنیم تا زیر فشار حقیقت‌های بنیادین از هم نپاشیم. شاید در وضعیت‌های بحرانی، همین کارهای کوچک، شکل عمیقی از بقا باشند. گاهی چای دم کردن، فقط چای دم کردن نیست؛ اعلام آرامی است از اینکه: ما هنوز هستیم، و جهان هنوز کاملاً فرو نریخته است.

نوشته بود «فراموشی ناسزاست برای ما، ما تا ابد داغداریم.»

از ناراحت بودن و دست روی دست گذاشتن چیزی درنمیاد... 😔 بعضی روزها باید با بغض از خواب بیدار شد، با دلِ گرفته درس خوند، با ذهن
از ناراحت بودن و دست روی دست گذاشتن چیزی درنمیاد... 😔 بعضی روزها باید با بغض از خواب بیدار شد، با دلِ گرفته درس خوند، با ذهنِ خسته کار کرد و با چشم‌های گریون ادامه داد. زندگی صبر نمی‌کنه تا حال‌مون خوب بشه؛ گاهی باید همزمان که دلتنگیم، جلو بریم. همزمان که می‌ترسیم، تصمیم بگیریم. 💪 همزمان که خسته‌ایم، تلاش کنیم. 🔥 قرار نیست همیشه قوی باشیم؛ اما مهم اینه که متوقف نشیم. گاهی رشد کردن دقیقاً از جایی شروع میشه که فکر می‌کردیم دیگه توان ادامه دادن نداریم. 🌱 اشک‌هامون سر جاش، غم‌هامون سر جاش، اما مسیرمون هم سر جاش... ✨ و ما ادامه میدیم. 🙌 دقیقا همونجایی ک میگم ولش کن بعدا بچه ها یادم میارن ک من وجود دارم برای اینکه کمکشون کنم ....🥹

بچه ها خیلی به من لطف دارید من حالم واقعا خوب نیست با اتفاقاتی که برام پیش اومده... ممنونم که حالمو می‌پرسید 🤍

ضحاک مُرد؟ نه. ضحاک فقط لباس عوض کرد.مارها هنوز روی شانه‌های این سرزمین‌اند،فقط دیگر دیده نمی‌شوند. دیگر مغزِ جوانان رادر دیگ‌های آشکار نمی‌ریزند؛ آرام‌تر می‌خورند،بی‌صدا‌تر.هر روز نه دو جوان،که یک نسل ؛ آرام‌آرام قربانی می‌شود.یکی در خیابان، یکی در زندان،یکی زیر فشارِ نان، یکی زیر بارِ «امیدی که هیچ‌وقت نرسید». مادرها هنوزچشم‌به‌راه‌اند. پدرها هنوزشب‌ها بی‌صدا می‌شکنند. و شهرهنوزاز خنده خالی‌تر می‌شود.آن‌روزمارها مغز می‌خواستندتا ضحاک زنده بماند؛امروز خون می‌خواهندتا «وضعیت» حفظ شود. و مانسلی هستیم که نه کاملاً کشته شد،نه اجازه داشت زندگی کند. می‌گویند تاریخ تکرار می‌شود؛اما حقیقت این است: ما هنوزدر همان داستانیم، فقط فریدون دیر کرده.

وقتی می‌خواستی راه رفتن یاد بگیری، نه کلاس رفتی، نه آموزش دیدی… فقط زمین خوردی، گریه کردی، دوباره بلند شدی، و باز امتحان کردی… تا بالاخره پا گرفتی و راه افتادی. 🚶‍♀ زندگی هم همونه… 🌍✨ قرار نیست از اول همه‌چیز رو بلد باشی؛ فقط باید شروع کنی، اشتباه کنی، دوباره ادامه بدی… تا کم‌کم قشنگ یاد بگیری چطور جلو بری. 🦋🌈

شاید یکم سخت بره جلو ولی میشه و جوابه ....✨️🤝
شاید یکم سخت بره جلو ولی میشه و جوابه ....✨️🤝

Here we go...😁

Repost from N/a
Let's study✏️📚 8:30_10:00 10:30_12:00 12:30_1:30

هستید از صبح زود پارت بذارم دخترا؟!

یسب پایتم👌🤍

تنها راه نجات خوابیدنه. وقتی میخوابم ناراحت نیستم، عصبانی نیستم، تنها نیستم، غمگین نیستم.... شب همگی بخیر 😊

دوست هنرمندممم همیشه یهویی هست که بهم یه نکته بگه و یه تلنگر بشه واسم .... میخوام بگم واقعا بهترین بودی همیشه و هستی 🥲🫶 (هی
دوست هنرمندممم همیشه یهویی هست که بهم یه نکته بگه و یه تلنگر بشه واسم .... میخوام بگم واقعا بهترین بودی همیشه و هستی 🥲🫶 (هیچ وقت برای انجام کاری که دوست داریم دیر نیست)

سلام سلام امیدوارم حال دلتون خوب باشه بیاید یکم حرف بزنیم راجب هر چیزی که درگیرتون کرده 🤍🦋 @eli_83_dailylifebot تا جایی ک بتونم سعی میکنم بشنومتون 🥹

وایب این روزهای من؟ ✨🧩 خندیدن با بچه‌ها، بازی کردن، یاد گرفتن و یاد دادن... هر جلسه کلی انرژی ازشون می‌گیرم و آخر کلاس با یه
وایب این روزهای من؟ ✨🧩 خندیدن با بچه‌ها، بازی کردن، یاد گرفتن و یاد دادن... هر جلسه کلی انرژی ازشون می‌گیرم و آخر کلاس با یه لبخند بزرگ‌تر از قبل برمی‌گردم. 🤍 گاهی فکر می‌کنم من بیشتر از اونا از این لحظه‌ها لذت می‌برم؛ از شیطنت‌هاشون، از سوال‌های بامزه‌شون و از دنیای قشنگی که دارن. 🌈🌱🦋

کسی که هدف داره، حتی اگه راهش سخت باشه باز ادامه می‌ده و جلو می‌ره، چون می‌دونه دنبال چیه. ولی کسی که هدف نداره، حتی اگه همه‌
کسی که هدف داره، حتی اگه راهش سخت باشه باز ادامه می‌ده و جلو می‌ره، چون می‌دونه دنبال چیه. ولی کسی که هدف نداره، حتی اگه همه‌چی براش راحت باشه هم زیاد پیشرفت نمی‌کنه، چون نمی‌دونه دقیقاً باید به کجا بره. اداشتن هدف باعث می‌شه آدم انگیزه بگیره و توی مسیرش ثابت‌قدم بمونه. 🤍🌱

این روزها واقعاً همه‌مون تو یه فضای پر از ابهام و فشاریم. نه برنامه‌ها خیلی مشخصه، نه آدم می‌دونه قراره چی بشه. طبیعی هم هست که تو همچین شرایطی، تحمل بعضی چیزا سخت‌تر بشه و آدم زودتر تحت فشار قرار بگیره. فکر می‌کنم الان بیشتر از هر وقت دیگه‌ای نیاز داریم همدیگه رو بفهمیم. چه تو دانشگاه، چه تو کار، چه حتی تو خانواده. واقعاً یه جمله، یه رفتار یا حتی یه لحن می‌تونه حال یکی رو بهتر کنه یا بدترش کنه. الان وقت اینه که یه کم بیشتر همدیگه رو درک کنیم، نه اینکه فشار رو بیشتر کنیم. قرار نیست کسی از وظایفش کم بذاره، ولی میشه با یه نگاه انسانی‌تر و آروم‌تر جلو رفت. آخرش هم واقعاً خیلی وقتا همین که حس کنیم یکی شرایط‌مون رو می‌فهمه، خودش کلی از بار ذهنی آدم رو کم می‌کنه.