uk
Feedback
ضلع سوم

ضلع سوم

Відкрити в Telegram

مُعَلَقْ! زن‌زندگی‌آزادی، تا ابد - در ‌ِپشتی: @TheThirdSidbot

Показати більше
Іран145 851Категорія не вказана
229
Підписники
Немає даних24 години
-37 днів
-2430 днів
Архів дописів
‌ پیاما رو گم نمیکنی؟😂😂 چقدررر زیاااااد

‌ اولویت بودن شاید تو هر جمعی باشه دوستانه یا هرچی ولی بدترین چیز ممکن اینه که یکیو دوست داشته باشی ولی اون بهت علاقه ای نداشته باشه و هیچوقت نتونی بهش بگی دوسش داری

‌ سلامممنعلیکم می‌خوام یچی بگم به اون دوست عزیزی که گفته بچه ناخواسته بود و داره نادیده گرفته میشه ، عزیز دلم نمی‌دونم دختری یا پسری ولی خب ببین منم بچه ناخواسته بودم ، البته پسر میخواستن که متاسفانه دختر شدم 😔😂 ولی خب فقط کافیه به یه ورت بگیری اصن مهم نیست ، خدا هیچکسی رو همینطوری الکی نفرستاده تو این دنیا ، درسته توجه خانواده مهمه ولی خب همه چیز نیست ، بچسپ به درس و مدرسه ات و زیاد به این موضوع که خانواده منو نمی‌خواسته و ندومبه من توجهی نمی‌بینم آوانس نده و زیاد به طرز فکرت پر و بال نده بیخیالش. ماچ بهت

‌ من تاحالا توی رابطه نرفتم چون از این میترسم که طرف یه نفر دیگه توی زندگیش باشه و دوستش داشته باشه اونم‌دوستش داشته باشه و من برم وسط و بشم نفر سوم و توی رو درباسی اونم قبول کنه واااای دخترم بیست و هفت سالمه!!!!😃

‌ من حرف زدن با دیوار رو به آدمایی که فازشون‌ معلوم نیست ترجیح میدم چونننن از اینکه اولویت آخر باشم و هیشکی محل سگ بهم نده خستم

‌ توی خانواده بچه دومی هستم وسطی، انگار الویت اخر خانواده هستم:) 15 _ 14 سالمه [بچه‌‌ی ناخواسته‌ هم هستم ]

به شدت موافقم.

‌ من اولویت دوم بودن رو به اولویت هزارم بودن ترجیح میدم چون افتضاحه تو اصلا نمیپدونی کجای کاری اصلاا با خودت چند چندی

‌ اولویتِ دوم؛ ینی نه تو انقد خوبی که الویت اول باشی و در لحطه ادم ها به تو فکر کننو تورو انتخاب کنن و نه اونقد کم که اولویت سوم باشی، هیچ وقت تکلیفت مشخص نیس فرقی نمیکنه که دوستت باشه هرچبز دیگه هیچوقت اولویت اول نبودم

مرسی از شماها که شرکت کردید

‌ دلم میخواست این حرفا رو به یکی بزنم چون تازگیا کلی از دوستامو از دست دادم. مرسی واقعاً فوق العاده بود ادامه بده.

‌ همیشه وقتی کسی با دوستش و پارتنرش قهر می‌کرد میومد سراغ من آشتی که می‌کردن دوباره من فراموش می‌شدم🙂

‌ همه میگفتن داداش تو غما جبران کنیم وقتی با ماشین چپ کردم چند دور چرخیدم و رفتم توی گارد ریل وقتی شیش ماه تمام توی بیمارستان و انواع اقسام عملای مختلف روم انجام می‌شد هیشکدومشون حتی نیومدن یه سر بهم بزنن اونجا فهمیدم که من فقط برای خودم مهمم نه هیشکس دیگه ای

‌ من همیشه راننده‌ی جمع بودم برنامه‌ریز جمع بودم، آشپز اکیپ بودم ولی هیچ‌وقت آدمِ اصلی جمع نبودم هیچ وقت کسی نبودم که بقیه به یادم باشن وقت کسی بودم که صرفا منت دیگه رو بکشه

‌ مامانم همیشه می‌گفت تو بزرگ‌تری تو کوتاه بیا بزرگ تر که شدم دیدم توی‌دوستی ها فقط منم که دارم کنار میام با همه چی با ایگنور ها با بی محلی ها با هرچیزی که ممممکنهههه! نمیدونم چرا سهم من کنار اومدن بود حتی با پارتنرم

‌ یروزی بنده تصمیم گرفتم من دیگه پیام اول ندم و از اون موقع تا الان سه ماه گذشته و هنوز کسی سراغم نیومده نه خبری از اون‌ دوستای قدیمیه نه خبری از اون اکیپ باحال و خفن

‌ همیشه من آخرین نفری بودم که از برنامه‌های دوستام باخبر می‌شدم و حس میکردم کسی دوستم نداره و برای تنوع میگن و چند بار اتفاقی استوری اکیپمون رو دیدم که همه دور هم بودن و فقط کسی به من نگفته بود

قرار بود آزمایشی باشه تا اینجا خوب بوده.. میخواستم صبحت کنم در مورد موضوع ها ولی دیدم اگه صرفاً گوش کنم شاید بهتر باشه. و اینم باید بگم اینقدر ناشناس شلوغ شده تموم پیاما داره قاطی میشه😭😂 فک کنم باید زودتر ربات خودمو بزنم. مرسی ازتووون

‌ دانیاااال فقط میخواستم بگم خیلی این سبک باحالیه همین رو ادامه بده جلو.. 💫 هم ما میشینیم و ناشناس ها رو میخونیم هم خودمون درمورد اون موضوع حرف میزنیم و سبک میشیم❤️

‌ ببین تازه دارم میفهمم رفاقت واقعی جاییه که لازم نباشه برای دیده شدن بجنگی😎😂