uk
Feedback
ㅤ𝗇𝗈 𝗆𝖺𝗉 𝗇𝖾𝖾𝖽𝖾𝖽 (rest)

ㅤ𝗇𝗈 𝗆𝖺𝗉 𝗇𝖾𝖾𝖽𝖾𝖽 (rest)

Відкрити в Telegram

ㅤㅤ𝖶𝖺𝗋𝗆 𝖧𝗈𝗆𝖾 𝖺𝗀𝖺𝗂𝗇𝗌𝗍 𝗍𝗁𝖾 𝖢𝗈𝗅𝖽 𝖶𝗈𝗋𝗅𝖽 . ㅤㅤㅤ 𝗍𝖺𝗅𝗄 𝗍𝗈 𝖠𝗀𝖺𝗇 : @everlongaubot ㅤㅤㅤ𝖤𝗏𝖾𝗋𝗅𝗈𝗇𝗀 '𝗌 𝖽𝖺𝗂𝗋𝗒 : @staarxlights

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
601
Підписники
+124 години
-47 днів
-230 днів

Триває завантаження даних...

Схожі канали
Немає даних
Виникли проблеми? Будь ласка, оновіть сторінку або зверніться до нашого support-менеджера.
Хмара тегів
Немає даних
Виникли проблеми? Будь ласка, оновіть сторінку або зверніться до нашого support-менеджера.
Вхідні та вихідні згадування
---
---
---
---
---
---
Залучення підписників
жовт '26
жовтень '26
+3
в 0 каналах
вересень '26
+60
в 3 каналах
Get PRO
серпень '26
+155
в 10 каналах
Get PRO
липень '26
+56
в 11 каналах
Get PRO
червень '26
+494
в 27 каналах
Дата
Залучення підписників
Згадування
Канали
05 жовтня+1
04 жовтня+1
03 жовтня0
02 жовтня0
01 жовтня+1
Дописи каналу
2
و چرا این رو زودتر نگفتم؟ حقیقتا برای من دیروز انگار چهارشنبه بود =))
154
3
می‌خوام یک صحبتی باهاتون داشته باشم، احساس می‌کنم بهتره برای یک مدتی اورلانگ نداشته باشیم بهتره. اول اینکه این رو نمی‌گم تا توی دلتون بهم فحش بدید یا چیزی، واقعا می‌گم اگه درصدی این موضوع ناراحت و اذیتتون می‌کنه می‌تونید دراپ کنید و لفت بدید، ترجیح می‌دم با ریدرهام دوست باشم، نیازی نیست که جنگ بگیریم مگه نه؟ دوم، صادقانه خودم هم می‌دونم آدم مسئولیت‌پذیری نیستم و تقریبا هفته‌های زیادی رو بدون اورلانگ گذروندیم، ولی در بدترین شرایط می‌تونستم چهار خط بنویسم، الان مغزم دوتا کلمه رو هم نمی‌تونه کنار هم قرار بده، پس فکر می‌کنم اگه مدتی کاپلمون رو وسط آشپزخونه ول کنم بهتر باشه تا اینکه آشغال دست سوم تحویلتون بدم؛ پس یه مدت استراحت می‌کنم و بعد برمی‌گردم :(
244
4
دلام
242
5
‌ ‌ ‌‌‌ ㅤ ⊹ #Tidemark ⊹ جزر و مد میاد و می‌ره اما همیشه ردی از خودش رو روی ساحل به‌جا می‌ذاره. پرث تاناپون بعد از حادثه‌ای که
‌ ‌ ‌‌‌ ㅤ ⊹ #Tidemark ⊹ جزر و مد میاد و می‌ره اما همیشه ردی از خودش رو روی ساحل به‌جا می‌ذاره. پرث تاناپون بعد از حادثه‌ای که براش اتفاق افتاده و بیرون اومدن از کما، متوجه می‌شه که چندین ماه از زندگیش رو از دست داده. پس از سال‌ها سخت درس خوندن برای رسیدن به رویاهاش، تمام گذشته‌ای که به یاد نمیاره و آینده‌ای که همیشه می‌خواسته رو پشت سرش رها و شبانه به جزیره‌ای دور از مرکز شهر سفر می‌کنه؛ جایی که هیچ‌کس اون رو نمی‌شناسه و آدم‌ها با ترحم بهش خیره نمی‌شن. سفر ناگهانی پرث، دوست صمیمیش، نانی رو هم ناخواسته درگیر می‌کنه و در طی این سفر، هردو با افراد جدیدی آشنا می‌شن که زندگی‌شون رو تغییر می‌دن. ‌ ‌ ‌⊹ Characters ⊹ ‌
227
6
Немає тексту...
165
7
راستی انون‌های این هفته رو توی بات جواب می‌دم :((
162
8
به چنل انون یک سر بزنید
142
9
سلام امیدوارم حالتون خوب باشه 🩷🫂 من دارم یک فیکشن از پرث سانتا مینویسم و اگر دوست داشتین خوشحال میشم که بخونید و ازم حمایت کنید 🥹 https://t.me/ViciousVengeance
140
10
Немає тексту...
224
11
به اسلایدهاش هم ری‌اکت بدین لطفا :( اگر سخنی بود : @everlongaubot پووین‌نگهدار تا سه‌شنبه‌ی بعدی✋🏻(اگه فکر می‌کنید نمی‌رسم کور خوندید پاییز تاثیر داره روی من با اینکه آب‌وهواش شبیه پاییز نیست البته.)
213
12
الان هم می‌رم بخوابم باز، ببخشید دیگه خوبی بدی‌ای چیزی اگه بود :((
48
13
صبح هم بیدار شدم رفتم یک مردشور خونه‌ای به اسم مدرسه رسیدم خونه پنچر شدم از گرما😍
51
14
بعد از اینکه اون پیام رو دادم بیهوش شدم باورتون می‌شه...
25
15
کی میزاریش پسسسس😭😭😭😭
26
16
sticker.webp
425
17
201+1
201
420
18
200+1
200
381
19
𝖺𝖿𝗍𝖾𝗋
𝖺𝖿𝗍𝖾𝗋
338
20
𝖻𝖾𝖿𝗈𝗋𝖾
𝖻𝖾𝖿𝗈𝗋𝖾
294