uk
Feedback
𝑴𝒊𝒅𝒏𝒊𝒈𝒉𝒕 𝑻𝒆𝒂𝒓𝒔

𝑴𝒊𝒅𝒏𝒊𝒈𝒉𝒕 𝑻𝒆𝒂𝒓𝒔

Відкрити в Telegram

من از نهایتِ شب حرف می‌زنم، من از نهایتِ تاریکی... لینک ناشناسم،برای وقتایی که نیاز دارید به حرف زدن: @Midnight_Tearsbot

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
259
Підписники
+624 години
+337 днів
+4530 днів
Архів дописів
یه شب مهتابی بود..mp32.43 MB

2:50 رفت آنکه پیش پایش دریا ستاره کردی چشمان مهربانش یک قطره ناسترده رفت آن سوار کولی با خود تو را نبرده می رفت گرد راهش از دود آه تیره نیلو فرانه در باد پیچیده تاب خورده سودای همرهی را گیسو به باد دادی سودای همرهی را گیسو به باد دادی رفت آن سوار و با خود یک تار مو نبرده رفت آن سوار و با خود یک تار مو نبرده....

کولی..mp34.68 MB

Голосове повідомлення01:35

Голосове повідомлення01:35

خسته و در به در شهر غمم. .mp33.24 MB

تنهاو خسته در کوچه ی غم. دیدی؟ کسی جز غم من را یاد نکرد کسی جز غم چشمان و قلبم را تسخیر نکرد انگار نیمه ی گمشده غم در تاریخ ب
تنهاو خسته در کوچه ی غم. دیدی؟ کسی جز غم من را یاد نکرد کسی جز غم چشمان و قلبم را تسخیر نکرد انگار نیمه ی گمشده غم در تاریخ بودم.
خودنوشت

03 Ghasam Nakhour.mp312.10 MB

Голосове повідомлення01:35

خدا کند انگورها برسند جهان مست شود تلوتلو بخورند خیابان‌ها به شانه‌ی هم بزنند رئیس‌جمهورها و گداها مرزها مست شوند و محمّد علی بعد از ۱۷ سال مادرش را ببیند و آمنه بعد از ۱۷ سال، چین‌های کودکش را لمس کند. خدا کند انگورها برسند هندوکش دخترانش را آزاد کند. برای لحظه‌ای تفنگ‌ها یادشان برود دریدن را کاردها یادشان برود بریدن را قلم‌ها آتش را آتش‌بس بنویسند. خدا کند کوهها به هم برسند دریا چنگ بزند به آسمان ماهش را بدزدد به میخانه‌ شوند پلنگ‌ها با آهوها. خدا کند مستی به اشیاء سرایت کند پنجره‌‌ها دیوارها را بشکنند و تو همچنانکه یارت را تنگ می‌بوسی مرا نیز به یاد بیاوری. محبوب من محبوب دور افتاده‌ی من با من بزن پیاله‌ای دیگر به سلامتی باغ‌های معلق انگور.

خدا کند انگورها برسند جهان مست شود تلوتلو بخورند خیابان‌ها به شانه‌ی هم بزنند رئیس‌جمهورها و گداها مرزها مست شوند و محمّد علی بعد از ۱۷ سال مادرش را ببیند و آمنه بعد از ۱۷ سال، چین‌های کودکش را لمس کند. خدا کند انگورها برسند هندوکش دخترانش را آزاد کند. برای لحظه‌ای تفنگ‌ها یادشان برود دریدن را کاردها یادشان برود بریدن را قلم‌ها آتش را آتش‌بس بنویسند. خدا کند کوهها به هم برسند دریا چنگ بزند به آسمان ماهش را بدزدد به میخانه‌ شوند پلنگ‌ها با آهوها. خدا کند مستی به اشیاء سرایت کند پنجره‌‌ها دیوارها را بشکنند و تو همچنانکه یارت را تنگ می‌بوسی مرا نیز به یاد بیاوری. محبوب من محبوب دور افتاده‌ی من با من بزن پیاله‌ای دیگر به سلامتی باغ‌های معلق انگور.

هر کسی را غم خویش است و دل سعدی را همه وقتی غم آن تا چه کند با غم دوست بیا که در غم عشقت مشوشم بی تو بیا ببین که در این غم چه ناخوشم بی تو آن را که غمی چون غم من نیست چه داند کز شوق توأم دیده چه شب می‌گذراند…
-سعدی

file_124036.mp33.22 MB

هر کسی را غم خویش است و دل سعدی را همه وقتی غم آن تا چه کند با غم دوست بیا که در غم عشقت مشوشم بی تو بیا ببین که در این غم چه ناخوشم بی تو آن را که غمی چون غم من نیست چه داند کز شوق توأم دیده چه شب می‌گذراند… سعدی

iUTEZJVRxpwNbshj.mp35.92 MB

شرح حال؟ جامه ای از غم های عالم بر تنم.