uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку 👈

‌ ‌blue hour !! (💤)

‌ ‌blue hour !! (💤)

Відкрити в Telegram

Just midnight thoughts turning into love stories Wanna talk ?? : @HelikaIsHerebot Archive : @bluehouranon

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
954
Підписники
-224 години
-117 днів
+1930 днів
Архів дописів
نرمال‌ترین رابطه با خانواده مال هونگه اما حتی اون هم اونقدری نرمال نیست که هونگ بتونه راحت از مشکلاتش بهشون بگه چون خب می‌دونید کمک خرج خانواده بودن و مسئولیت داشتن سخته، نمی‌خواد کسی رو ناامید کنه

https://t.me/boylovetales/21990 خیلی مچکرم جدی برام سوال بود کرکتر سینرز و رابطه‌ی نرمال با خانواده؟؟

:)))) آره این دنیا توی ذهن ما نویسنده‌ها همیشه خیلی عمیق‌تر از دنیاییه که میاد روی کاغذ

https://t.me/boylovetales/22020 به عنوان یه نویسنده چیزهایی می‌دونم که فقط برای خودمه و کسی قرار نیست اون‌ها رو بفهمه و تو داری اون قسمت‌هایی که هیچ‌کس قرار نیست بخونه رو بهمون می‌گی و من خیلی دوست دارم این بخش‌ها رو بدونم

ویلیام فقط می‌ترسه که برادرش دیگه هیچ‌وقت برنگرده یا برگرده اما دیگه ویلیام رو نخواد.

و هنوز... ویلیام دیگه از ترک شدن نمی‌ترسه، ویلیام اینقدر ترک شده توی تمام زندگیش که دیدن رفتن آدم‌ها براش عادیه، سخته اما عادیه، همون‌قدر که دیدن رفتن است سخت اما عادی بود.

شاید هم چند سال؟ چند سال طول کشیده تا ویلیام ۹ ساله بفهمه مادر و برادرش دیگه برنمی‌گردن؟

https://t.me/boylovetales/21983 دارم فکر میکنم چندشب چندماه یا چندسال طول کشیده اون ترس تبدیل بشه به خشم رهاشدن؟ برای ویلیامی که زندگی اونو شبیه خودش نکرده بود تا همیشه دلم میسوزه. دلتنگ پرث میشه هنوزم؟ هنوزم میترسه پرث ترکش کنه؟ مشت‌های الانش همون گریه های بچگی‌شه؟

(خودم هم با سینرز گریه می‌کنم. طبیعیه.)

:))))

https://t.me/boylovetales/22015 اینقدر که من بابت سینرز گریه کردم سر رد شدن توسط آدمی که سه سال دوستش داشتم گریه نکردم احتمالا

https://t.me/boylovetales/22009 نه به ریدرهای بدبختش

منظورم اینه که عاشقتونم

https://t.me/boylovetales/22005 نمیدونم نگار منظورت اینه برم بمیرم یا نصف شبی براشون گریه کنم؟

شاید معمار بود مثلا؟ از اونجایی که درس‌ موردعلاقه‌ش بوده و همیشه دوستش داشته.

شاید اگه پونگ‌ساپاک به جای بیگاری کشیدن از پوند و پرث فقط بچه‌های بی‌سرپرست رو حمایت کرده بود، پوند الان یه شغل آروم و یه رابطه خالی از وحشت داشت.

ببینید پونگ‌ساپاک و جاکراپاتر زندگی چند نفر رو به نابودی کشوندن رسما.

the beauty of saint sinners' pondphuwin.

احمق‌ها.