blue hour !!
Відкрити в Telegram
Just midnight thoughts turning into love stories Wanna talk ?? : @HelikaIsHerebot Archive : @bluehouranon
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
1 013
Підписники
-124 години
+297 днів
+4430 днів
Архів дописів
1 010
Repost from ℘ 𝗈𝗇𝖼𝖾 𝗎𝗉𝗈𝗇 𝗈𝗎𝗋 𝗋𝗎𝗂𝗇
📼 .⋆♱ #Maroon tape nine
جورى رفتار نكن انگار من هم دارم بالاخره اون مكان امنی که آدماى عادى ازش صحبت مىكنن رو تجربه مىكنم. چون حتی اگر اينطورى باشه من نمىتونم... من نمىتونم به مادرم، به اين خانواده پشت كنم. من وفادارى رو با خون امضا كردم، پس اين كار رو با من و خودت نكن. به پاى من خونريزى نكن.«مشتاقِ دیدار، داداش کوچیکه.»
1 010
یعنی اینجوری نیست که در باز بوده باشه آئو بیاد داخل یه سلامی بده از روی مرام و بعد بره. خیلی عمیق بدبخت و بیچاره هستیم در رابطه با تانابونها چون خیلی خیلی قوی هستن فقط شانس آوردیم این دو نفر (سانتا و آئو) توی فصل دوم دوست میشن.
1 010
اصلا نمیتونید حدس بزنید آئو چقدر به سانتا نزدیکه بچهها اگه یادتون بیاد سانتا گفت "یکی از دوستهام داره گالری افتتاح میکنه" و اون دوستش کی بود؟ فورث. تمام مهمانهای حاضر توی اون گالری اون شب "دعوت" شده بودن. =)))
1 010
درود بر شما
نه پرث آئو رو به چهره نمیشناسه، صرفا به اسم و اینکه وارث تانابونهاست میشناسه چون دیداری نداشتن تا به حال و حرفهایی که توی عمارت خودشون زد (آئو رو به سانتا معرفی کرد) حرفهایی بود که پوند بهش زده قبلا یعنی بر اساس آموزشهای پوند بود
1 010
سلام😭😭
من گیج شدم. فهمیدیم که ولنتاین همون آئوست ولی خب مگه پرث آئو رو از قبل نمیشناخت و توی گالری دیدنش نباید بهش شک میداد؟؟ یا دارم یه سری دیتیل رو جا میندازم
1 010
راستی اگه پروموت کردید یا چنلی جایی نظری چیزی دادید بذارید بمونه فردا صبح فوروارد میکنم لطفا.😭
