blue hour !! (💤)
Відкрити в Telegram
Just midnight thoughts turning into love stories Wanna talk ?? : @HelikaIsHerebot Archive : @bluehouranon
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
962
Підписники
-224 години
-67 днів
+2830 днів
Архів дописів
Repost from ℘ 𝗈𝗇𝖼𝖾 𝗎𝗉𝗈𝗇 𝗈𝗎𝗋 𝗋𝗎𝗂𝗇
📼 .⋆♱ #Maroon tape nine
جورى رفتار نكن انگار من هم دارم بالاخره اون مكان امنی که آدماى عادى ازش صحبت مىكنن رو تجربه مىكنم. چون حتی اگر اينطورى باشه من نمىتونم... من نمىتونم به مادرم، به اين خانواده پشت كنم. من وفادارى رو با خون امضا كردم، پس اين كار رو با من و خودت نكن. به پاى من خونريزى نكن.«مشتاقِ دیدار، داداش کوچیکه.»
یعنی اینجوری نیست که در باز بوده باشه آئو بیاد داخل یه سلامی بده از روی مرام و بعد بره. خیلی عمیق بدبخت و بیچاره هستیم در رابطه با تانابونها چون خیلی خیلی قوی هستن فقط شانس آوردیم این دو نفر (سانتا و آئو) توی فصل دوم دوست میشن.
اصلا نمیتونید حدس بزنید آئو چقدر به سانتا نزدیکه بچهها اگه یادتون بیاد سانتا گفت "یکی از دوستهام داره گالری افتتاح میکنه" و اون دوستش کی بود؟ فورث. تمام مهمانهای حاضر توی اون گالری اون شب "دعوت" شده بودن. =)))
درود بر شما
نه پرث آئو رو به چهره نمیشناسه، صرفا به اسم و اینکه وارث تانابونهاست میشناسه چون دیداری نداشتن تا به حال و حرفهایی که توی عمارت خودشون زد (آئو رو به سانتا معرفی کرد) حرفهایی بود که پوند بهش زده قبلا یعنی بر اساس آموزشهای پوند بود
سلام😭😭
من گیج شدم. فهمیدیم که ولنتاین همون آئوست ولی خب مگه پرث آئو رو از قبل نمیشناخت و توی گالری دیدنش نباید بهش شک میداد؟؟ یا دارم یه سری دیتیل رو جا میندازم
راستی اگه پروموت کردید یا چنلی جایی نظری چیزی دادید بذارید بمونه فردا صبح فوروارد میکنم لطفا.😭
