ALL LIPS GO BLUE.rest❗️
Відкрити в Telegram
319
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 день
Архів дописів
Repost from let's غیبت
آناهیتا اذرشب امروز ساعت ۴:۳۴ دقیقه
تو اعتراض اعدام نشدن این سه عزیز جاوید نام شد.
@madzteam
نمیدونم چقدر درسته ولی جز توییت زدن و امید داشتن کار دیگهای از دستمون برنمیاد
Repost from ݁˖ ⋆ 𝒜𝑠𝑡𝑟𝑜𝑑𝑖𝑛𝑔
اگه دنیای دیگهای هم وجود داشته باشه ، امیدوارم بهترینش برای اونا باشه. زیباترینش برای اونا باشه . همهی چیزهایی که ازشون گرفته شد رو داشته باشن و هیچ خاطرهای از این زندگی به یاد نیارن.
Repost from 𝖾𝗇𝗁𝖺 ﹙🖤﹚
فرزند ایران و جان فدای میهن ابوالفضل سپاهی
فرزند ایران و جان فدای میهن علیرضا سپاهی
فرزند ایران و جان فدای میهن امیر حسین صفری
Repost from N/a
‼️بنا بر گزارشها، #ابوالفضل_سپاهی، #علیرضا_سپاهی و #امیرحسین_صفری قرار است امروز هنگام اذان صبح به دلیل اعتراضات دیماه اصفهان بهصورت علنی اعدام شوند.‼️
چند متن توییت متفاوت
URGENT🚨: #AbolfazlSepahi, #AlirezaSepahi, and #AmirhosseinSafari are reportedly due to be publicly executed at dawn today over the Dey protests in Isfahan.
URGENT🚨:#AbolfazlSepahi, #AlirezaSepahi, and #AmirhosseinSafari are reportedly facing public execution at dawn today in relation to the Dey protests in Isfahan.
URGENT🚨: According to reports, #AbolfazlSepahi, #AlirezaSepahi, and #AmirhosseinSafari are set to be publicly executed at dawn today over their alleged involvement in the Dey protests in Isfahan.`‼️‼️‼️تا اذان کیری صبح وقت داریم‼️‼️‼️
اهم
گوزن بابانوئل صحبت میکنه🧑💻❗️
از اونجایی که ۲۰ روز تا امتحاناتم بیشتر نمونده، نمیتونم چیزی بنویسم الان.
هروقت که تموم شدن، میشینم براتون ادامه رو مینویسم؛ اما الان وقتش رو ندارم... ببخشید اگه یه وقفهی زیاد میخوره اما نصفه ول نمیکنم و چنل رو نمیبندم، امیدوارم شما هم وسط راه گوزنِ نویسنده رو ول نکنید.
℘ ᪵His favourite barber . pt.5
"با اینکه لبهاش برای حرف زدن تکون نمیخوردن، صداشون رو میشنیدم، خیلی واضح. حتی مثل این میموند که لبهای منم باهام قهر کردن.. چون بهم نمیگفتن لبهاش چی میگن.. حتی راهنمایی هم نکردن! شاید هم من اونقدر محوش شده بودم که نشنیدم، میترسم اگه ازشون بپرسم"summary? click on clock "⏱" #His_favourite_barber
℘ ᪵His favourite barber . pt.4
"حق با توئه جونگوونا، تعمیر کردن مغز کوچیکت کار منِ ساعت فروش نیست، اما میتونم یاد بگیرم! همونطور که الان یاد گرفتم قدمهامو چجوری برات بردارم؛ اما انصاف نیست که فکر کنی در آشفتهترین حالتت آرومم، چون اولین قدم رو با پاهام برمیدارم.. دومی رو با لبام"summary? click on clock "⏱" #His_favourite_barber
℘ ᪵His favourite barber . pt.3
"برام مهم نیست دو تا قلبِ کنار اسمه مالِ کدوم خریه... گرمای نگاهش که روی صورتم میلغزه، انگار پیچهای مغزم یکییکی شل میشن؛ بعد هم همهچیز از هم میپاشه و قطعههاش به هر طرفی پرت میشن؛ اما چشمام این دفعه خوب و دقیق نمیبینه.. انگار تو مسخرهام کردی و خدا زده تو کمرم که نمیتونم قطعات رو پیدا کنم. بعد تو بگو؛ کدوم ساعتفروشی هست بلد باشه همچین خرابیای رو تعمیر کنه؟"summary? click on clock "⏱" #His_favourite_barber
℘ ᪵His favourite barber . pt.2
"چشمای تیرهاش.. نه گرم بودن، نه آروم، بعید میدونم که اون دوتا زیاد بخندن یا نه؛ این یک ثانیه برای جونگوون، اونقدر کوتاه به نظر میرسید که بشه نادیدهاش گرفت و اونقدر طولانی که نشه فراموش کرد. "summary? click on clock "⏱" #His_favourite_barber
℘ ᪵His favourite barber . pt.1
" عادت داشتم همیشه خاموش بسوزم و خاکستر شم؛ اما تو همش روی چیز های بیهوده وقتت رو میذاشتی و باورم داشتی. بهم امید میدادی تا من روشن بسوزم؛ فرقش رو کسی مثل من متوجه نمیشه اما باز هم اصرار داری منو قانع کنی که فرق دارن، منی رو قانع کنی که همین الانش هم خاکسترم."summary? click on clock "⏱" #His_favourite_barber
