𝘋𝘦𝘢𝘵𝘩 𝘵𝘰 𝘣𝘪𝘳𝘵𝘩
Відкрити в Telegram
Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
191
Підписники
-124 години
-67 днів
-930 днів
Архів дописів
Repost from N/a
موهام داره بلند میشه
پوستم صاف تر شده
بیشتر میخندم و خوشحالم
هر شب با ذوق میخوابم
دیگه بی اشتها نیستم
همیشه لبخند رو لبامه
مثل این که یه پسری خوب تربیت شده:)
دیگر حضورش برایم ارزش نداشت ، وقتی یادم می آمد که من داشتم میسوختم و او جوری رفتار میکرد که انگار غریبه و گناهکاری بیش نیستم .
اونجا که خانم هایده میخونه "وای به حالش ،رسواش می کنم من " پیداست اسکرین شات های سنگینی داره از طرف.
بدترین حس اینه که برای کسی وقت بذاری،
که حتی حاضر نباشه چند دقیقه برای تو وقت بذاره.
