uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку 👈

زنی‌دیگر.

زنی‌دیگر.

Відкрити в Telegram

نمی‌دونم. شما چی؟ @Themainwomanbot

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
258
Підписники
+124 години
+137 днів
+3230 днів
Архів дописів
پنج نفر بیان.

کسی چرا راجع به سیگار قهوه‌ای حرفی نمی‌زنه؟ مختص زمانی که به بختت فکر کردی و این واقعیت خورد تو صورتت که برای همیشه تو ایران گیر افتادی.

کسی چرا راجع به سیگار قهوه‌ای حرفی نمی‌زنه؟ مختص زمانی که به بختت فکر کردی و این واقعیت خورد تو صورتت که همیشه تو ایران گیر افتادی.

کسی چرا راجب سیگار قهوه‌ای حرفی نمی‌زنه؟ مختص زمانی که به بختت فکر کردی و این واقعیت خورد تو صورتت که همیشه تو ایران گیر افتادی.

سیگار انقدر گرون شده فیلتر که هیچی کاغذش هم باید دود کنم از این به بعد.

photo content

@Themainwomanbot یچی بگین که برای دقایقی بتونم وجودیت مسخره و بی‌معنی جهان رو نادیده بگیرم.

بدون خیلی پارم اگه دیدی دارم قر می‌دم. Fr

11 - Tavajjoh - Farzad Ghadimi Pozx (320).mp35.14 MB

تا کمالگرا به این فکر کنه که چه خواهد شد، عملگرا یه موش رو تو زیرزمین نفله کرده و پی اون یکیه.

تا کمالگرا به این فکر کنه که کدوم مسیر خطر کمتری داره، عملگرا رفته یه دستش هم به آب داده و تو راه برگشته.

I waited a lot for "بلاخره," but in the end, I went back to "ای کاشکی" and "هنوز."

Repost from -On selF M-
و "هنوز" واژه منزجر کننده ایه

تا کمالگرا به این فکر کنه که چرا زندگی انقدر سطحی و پوشالیه؟ عملگرا رسیده طبقه سیزدهم و درحال رسیدگی به اپیزود پایانیه.

تا کمالگرا دنبال این بگرده که منشا این همه پوچی از کجاست؟ عملگرا رسیده طبقه سیزدهم و آماده پرشه.

Do I find it so hard When I know in my heart I'm letting you down every day Letting you down every day Why do I keep on running away? ...

از بی‌حسی نیست. خایه‌ش رو ندارم. آقا نمی‌تونم رو به رو شم با مشکلات الان داستان چیه؟ می‌خوام جا بزنم، رها کنم یا اصلا فرار کنم. اونقدر دور بشم که هیچکس دستش بهم نرسه.

نمی‌دونم چطور توضیح بدم ولی این گریه نکردن دیگه بخاطر قرصا نیست، حس می‌کنم اگه شروع کنم به گریه کردن دیگه متوقف نمیشم و من برای این چیزا وقت ندارم. فعلا همه احساساتم رو سرکوب می‌کنم تا ببینیم چی میشه.

پلنم از فردا تا یکماه آینده اینه که هرروز تا حد مرگ غصه بخورم. هیچوقت برای هیچکدوم از پلنام توی زندگی انقدر انگیزه نداشتم.