زنیدیگر.
Відкрити в Telegram
258
Підписники
Немає даних24 години
+67 днів
+3130 днів
Архів дописів
257
هرشب قبل خواب ناخودآگاه بهت فکر میکنم. با هر نوری که به پنجره میخوره، با هر صدای دادی که به گوشم میرسه یا وقتایی که میبینم یکنفر داره میدوعه. فکر نکنم از ذهنم پاک بشی هرچقدر هم که بگذره دلم برای تو یک جور دیگهایی خونه.
257
اگر عرزشی بودم پسر شاه چنان تلاشی برای پس گرفتن حکومت میکرد و زن و بچم رو میگایید که در داستان و افسانهها نیر قفل است.
257
“تاحالا انقدر از زنده بودن شرمنده نبودم”
Don't worry, you're not going to live much longer anyway.
257
حس میکنم محتوای اینجا خیلی آنهپی شده. ولی چون برای هپی بودن مبلغی دریافت نمیکنم اوکیه.
