𝙚𝙧𝙙𝙚𝙢𝙨𝙖𝙣𝙡𝙞𝙞🐬
Відкрити в Telegram
𝙀𝙧𝙙𝙚𝙢 Ş𝙖𝙣𝙡ı, 𝙢𝙮 𝙛𝙖𝙫𝙤𝙧𝙞𝙩𝙚 𝙨𝙩𝙤𝙧𝙮.❄️
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
288
Підписники
-224 години
+117 днів
+9730 днів
Архів дописів
287
دقیقا همیشه به این نتیجه رسیدم که هیچکس به اندازه مامانم نمیتونه رفیقم باشه
چنسال پیش یه دوست بیش از حد نزدیک و خیلی صمیمی داشتم
بعد اینکه رابطم باهاش قطع شد فهمیدم واقعا بدون دوست یا آدمای دیگه ام حالم خوبه و نیازی بهشون ندارم
درسته یوقتایی آدم حس تنهایی میکنه ولی خب فقط یوقتایی، اونم طبیعیه
اما در کل حال خوب و بدمون به این آدما وابسته نیست
287
راستش من با مامانم راحتم خیلی راحت میتونم درمورد همهچیز صحبت کنم یا بگم..
این موضوع زیادی جلو چشمم نیست که هردیقه بگم آره دوست میخوام نه
بعضی وقتا..
یا یهویی
اونم وقتی نزدیک پریودیم اینجوری میشم😂😭🩷
287
اتفاقا منم امروز یهو به خودم اومدم و به این موضوع توجه کردم.
دوست و رفیق دارما
ولی وقتی میخام درمورد اتفاقای روزم، چیزایی که خوشحالم کرده، چیزایی که ناراحتم کرده، با کسی حرف بزنم میبینم کسی نیست
وقتی یچیزی برام جالبه و میخام با کسی شیرش کنم تا درموردش باهاش صحبت کنم میبینم واقعا کسی نیست
همه فک میکنن دورم پره و کلی رفیق صمیمی و آدمای نزدیک دارم. چون ظاهرا همینه
ولی خودم از ته دل همچین حسی ندارم
وقتی میبینم فقط منم که از روزمرگیام به دوستام میگفتم ولی اونا واقعا حرف خاصی برای گفتن با من ندارن، جلوی خودمو میگیرم که دیگه راجب چیزای رندوم باهاشون صحبت نکنم
چون انگار سختشونه و به زور مکالمه رو ادامه میدن
بخاطر همین منم دلسرد میشم و دیگه دوست ندارم به کسی پیام بدم
حتی اگه اونا پیام بدن، من دیگه دلم نمیخاد حرف بزنم با کسی
هی به خودم میگم بیخیال واقعا لازم نیست این چیزارو براشون تعریف کنی، فقط تو خودت نگه دار
و دارم سعی میکنم با این موضوع کنار بیام
خلاصه که تنها نیستی و این موضوع برای همه پیش میاد. امیدوارم دوستای خیلی خوبی پیدا کنیی
