i'm busy obsessing over gay boys❕
Відкрити в Telegram
به این کاربر دست بزنید جیغ میزنه. 💬 @ilistenidontjudgebot
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
513
Підписники
+424 години
+497 днів
+9830 днів
Архів дописів
انشاء الله که هیچ اتفاق بدی نمیفته و قسمت آخر مراسم ازدواجشونه 🕯🪔
میتونم بپذیرم اما فقط اگر پیاو زنده بمونه و اون زخم باعث بشه جونگیو به خودش بیاد و انقدر اذیتش نکنه..
وای اگه به دراماتیکترین حالت جونگیو بخواد تیر بخوره پیاو خودش رو بندازه جلوش و خونی بیفته تو بغلش چی؟!
یعنی الان اگر به این کرکتر بگم "حرف بزنیم یا بمیریم؟" میگه "فقط بمیریم." 💔
برای پیاویی که هم مادرش رو دوست داره هم جونگیو رو آرزوی سلامتی دارم. آرزوی سلامتی در برابر دوستپسری که برگشته ازش انتقام بگیره و تحت فشارش گذاشته و هم در برابر مادری که دیگه حاضره کاملاً ارادی دستش رو به خون آلوده کنه ولی لو نره. امیدوارم که وقتی بخوان جونگیو رو بکشن سپر بلا نشی پسرم :)
اگر تا الان داشتین به ایشون فحش میدادین باید بگم خیلی بیتربیت هستین، ایشون خودشون تو فندوم هستن.
"تو کسی هستی که میخوامش" و "تمام تلاشم رو میکنم، فقط بخاطر تو!" میتونست دیالوگ اسماتتون باشه بیعرضه های دوزاری!! :((
وای پیاو انقدر گناه داره که تا مدتها میتونه دلیل گریه زاری دوران pms ام باشه.
جونگیو میخوای یه تیر خالی کنی تو کتف راستش قربونت برم؟ 😭 اونموقع صددرصد درک عمیقی پیدا میکنه ( به امام زمان ولش کن ).
و مطمئنم فقط من لعنتی نیستم که وقتی با این تن صدایی که به وضوع از نوجوونیش بمتر شده سر پیاو داد میزنه، لذت میبر-
بخشی از نوت رو وقتی حالش خوب بوده نوشته و بخش دیگه رو وقتی عصبانی بوده و بخش های دیگه رو شاید وقتی از تنهایی بغض کرده. برای همین تو ذهنش یه جا آرومه و لحظهی بعد ریتم تند میشه و همینقدر همه چیزش درعین نظم، درهَمه! و تا پیاو عمیقاً درکش نکنه، نمیتونه بنوازه.
حتی انتقام شخصیت اصلی داستان هم تلفیقی از موسیقی و خشم و انواع احساساته. بنظرم من بیشتراز این یه سناریو نمیتونست با موسیقی حل بشه.
لطفاً ریتمش رو با روحت حس کن = لطفاً فقط ننوازش، حس کن که دارم با اون آهنگ چیو بهت میگم این تمام احساساتیه که من تحربه کردم. میخوام توام بفهمیش. این فقط یه آهنگ نیست این نوت داره باهات حرف میزنه و از جونگیویی که تمام این ۹ سال رو گذروند میگه.
واقعاً واسه استوری لاین زانو میزنم. قطعهای که جونگیو نوشته همون قطعهایه که وقتی با پیاو خوش و خرم بود یکمش رو نوشت. بعد اتفاقاتی که براش افتاد ادامهاش داده و برای همین انقدر نوت فراز و نشیب داره و یه جا آرومه و یه لحظه بعد مثل یه آدم اعصبانی فوران میکنه!
پیاو هنوز قلباً انقدر به جونگیو اعتماد داره که یه دور وقتی داشت تو اتاقش رژه میرفت به تمام حرف های جونگیو و اینکه چقدر عجیبه و شبیه کسیه که اتفاقاً همه چیز رو یادشه، فکر کرد اما بازم با خودش به این نتیحه که "اون فراموشی نگرفته" نرسید.
