آهو خانوم
Відкрити в Telegram
436
Підписники
-824 години
-317 днів
+5630 днів
Архів дописів
436
بچهها و حیوونها من رو دوست دارن. بزرگترها ندارن. منم ترجیح میدم به جای اون مارهای شیطانی توسط موجودات بیگناه دوست داشته بشم.
-خدای خشم
436
"تو اگر دغدغه ات مردم و شام و یمن است
من دلم پیش غریبی ست که نامش وطن است
گندمی را که تو از کیسه ی ما می بخشی
سهم نانی ست که در سفره ی امثال من است
دست بخشندگی ات قسمت ما نیست ولی
تا به ما میرسی افسوس که دستت بزن است
هر کجا حق کسی خورده شود غمگینی
تا دم از حق بزنم مشت نثار من است
باغ همسایه به تدبیر شما آباد است"
436
مردی در باران، مقابلِ پنجرهای تاریک
ایستاده و آرزو میکند برق رفته باشد، نه زن.
کتاب: سیاهی چسبناک شب
436
شکسپیر گفت: هدف هنر این است که به زندگی شکلی بدهد.
و زندگی من -ذهن آشفتهی من- به شکل گرفتن نیاز داشت. من دچار سردرگمی شده بودم.
کتاب: دلایلی برای زنده ماندن
436
دوست دارم تو رویا فرو برم. موسیقی گوش کنم. و وقتی موسیقی گوش میکنم، صدای سکوت اطرافم رو بشنوم. بعدشم دوست دارم کتاب بخونم، دیوانه وار تا تمام زندگیهایی رو که من نتونستم بشناسم تجربه کنم.
کتاب: مهمانسرای دو دنیا
