🐾 MEOWZ
Відкрити в Telegram
࿐ 우주 속 romantic, 설명 못 할 magic 🐾 ྀི. ﹙ @jaywoniibot ﹚ 🐈⬛🐈 ~۲۶۰۴۲۸
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
239
Підписники
-124 години
-57 днів
-2030 днів
Архів дописів
239
ریج بیت های پایان ناپذیر یانگ جونگوون به بوفیش 😂
🐈: بهتره باهاشون (عروسک ها) حرف نزنی. 🐈⬛: من خیلی با عروسک ها حرف میزدم، چون دوستی نداشتم. 🐈: یکی دیگه بخوررر~~ 🐈: دو تا بخور، جی... این خیلی خوشمزه ست. 🐈⬛: *با حرص و شدت میخوره* 🐈: وای🤣🤣👏🏻👏🏻 🐈: فکر کردم داره فیلم اولدبوی رو فیلم برداری میکنه. 🐈: داری اختاپوس میخوری؟ 🐈: *اداش رو درمیاره* اون هلوها رو اینجوری میخوره...😁
239
هر چی نینی یانگ بخواد بهش دو دستی میده 😭
🐈: اوه، بیخیال. 🐈⬛: همیشه بعد از تعریف کردن داستان های ارواح هلو بخورید. 🐈: اون هلوها خوشمزه به نظر میان. 🐈: منم یه کم میخوام... منم میخوام. 🐈⬛: *هلو رو به جونگوون میده*
239
پارک جونگ سونگ هر کاری وایفیش میگه انجام میده🙂↔️
🐈⬛: و این از همه چیزایی بود که آماده کرده بودیم... 🐈: اول خودتو تکون بده، جی. 🐈: نه، اینجوری نه. 🐈: اینجوری. 🐈⬛: *حرکت جونگوون رو تقلید میکنه* اینم از داستان های امروز.
239
خنده های از ته دل جونگوون 😭
🐈⬛: یه نشونه بد دیگه هم هست. 🐈:هاها 😂😂😂😂 🐈: اون منو انتخاب میکنه. 🐈⬛: این افتضاحه، مشکلت چیه؟ 🐈⬛: امشب دیگه نمیتونم بخوابم. 🐈: وای😂😂🤣🤣
239
جونگوون واقعا عاشق اینه جی رو بترسونه تا ریکشنش رو ببینه 🤭
🐈: اون عروسک هایی که قبلا گفتم رو یادتونه؟ 🐈⬛: اووووه 😧 🐈: همه چشماتونو ببندید. 🐈⬛: اوه خدای من. 🐈: خب، چشماتونو باز کنید. *عروسک رو سمت جی پرت میکنه* 😁 🐈⬛: وااااا 😱 🐈: سراشون شکست! 🐈⬛: چرا اونا رو سمت من پرت کردی؟ دیوونه ای؟! 🐈: سر هاشون کنده شد! حالا چیکار میکنی، جی؟ *دوباره کله های عروسک رو به جی پرت میکنه* 🐈⬛: اییی 🐈: جی، حالا چیکار میکنی؟ 🐈⬛: مشکلت چیه؟! 🐈: دوباره به سمت جی پرت میکنه 🐈⬛: اووف، جدی میگی؟! 🐈⬛: مشکلت چیه؟! ×۲ 🐈: اوه نه، سرهاشون کنده شد. 🐈⬛: معلومه که بهشون ضربه زدم! خودت اونا رو سمت من پرت کردی! 🐈: هیهی😁😁😁😁 🐈: قیافهات همین الان واقعا افسانهای بود...
239
جونگوون هیچ فرصتی برای کرم ریختن روی جی هیونگش از دست نمیده 😭
🐈: اون کیسه قرمز رو یادتونه که به عنوان طلسم بهش داده بود؟ حدس بزن توش چی بود. 🐈⬛: مو. 🐈 : بازش کن ببین. 🐈⬛: *بازش میکنه* 🐈⬛: اییییی 🐈: وای😂😂😂 🐩: اون چیه؟ موئه؟ 🐈: موئه. *سمت جی پرت میکنه* 🐈⬛: هیییییی
239
مطمئنم سونگهون توی اون لحظه بین این دوتا میخواد بره خونه 😭
🐈⬛: حتی اگه گروه رو نشناسی، همین که اینترو آهنگ Immigrant Song رو بشنوی، میگی عه این آهنگه! 🐈⬛: میدونی چی میگم؟ 🐈: نه 🐈⬛: *اینترو آهنگ میخونه* 🐈: توش خوبی 🐈: راگناروک
239
خیلی بامزه هر وقت جی صحبت میکنه، همیشه به جونگوون نگاه میکنه. 🥹
🐈⬛: اون موقع ها، توی دهه ۱۹۸۰، داشتم با کوله پشتی توی بریتانیا سفر میکردم. 🐈⬛: *به جونگوون نگاه میکنه* من عاشق سفرم میدونی که.
239
وقتی کوچیک ترین رفتار جونگوون براش بامزه😭
🐈: داستان تو کجا اتفاق افتاده؟ 🐈: مال من توی میانماره! 🐈: میان میان میانمار 🐈⬛: *میخنده* 🐈: این خنده دار بود؟
239
یک ثانیه از برنامه نگذشته جیوون دارن سروکله میزنن 😂
🐈⬛: به دفترچه خاطرات خونین خوش اومدین. 🐈⬛: امروز هم استودیو دوباره حس ترسناکی داره. 🐈: همتون امروز درست و حسابی آماده شدین؟ 🐈⬛: مال من امروز قراره حسابی کشنده باشه. 🐈: مال منم امروز واقعا ترسناکه. 🐈⬛: اممم، من یه داستان نسبتا معروف اوردم که بیشتر موزیسین ها میشناسنش. 🐧: مال من انقدر معروفه که احتمالا همتون میشناسینش. 🐈: مال من معروف نیست. 🐈⬛: پس اون دروغگوئه 🐈: من قبلا اصلا مال خودم نشنیده بودم!
239
+1
🐈: هوا گرمه 🐈: ولی اشکالی نداره، چون دفتر خنکه. 🐈: آره، بعد از یه تمرین کوتاه اومدم اینجا~
