uk
Feedback
women's

women's

Відкрити в Telegram

woman, life, freedom. i am not free while any woman is unfree.

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
907
Підписники
Немає даних24 години
+937 днів
+25130 днів
Архів дописів
اگر پست جدید رو دوست داشتید نشر بدید 🩶.

اگر پست جدید رو دوست داشتید، نشر بدید🩶.

why feminism is still necessary. چرا هنوز به فمینیسم نیاز داریم؟
اگر فمینیسم برای مبارزه با نابرابری شکل گرفت، حالا که زنان در بسیاری از نقاط جهان به حقوقی دست پیدا کرده‌اند که نسل‌های قبل برای آن مبارزه می‌کردند، شاید این سؤال به وجود بیاید: پس چرا هنوز به فمینیسم نیاز داریم؟
امروز زنان در بسیاری از جوامع حق تحصیل، رأی دادن، کار کردن، مالکیت و حضور در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی را دارند؛ حقوقی که همیشه برای زنان بدیهی نبوده‌اند. پس ممکن است تصور کنیم فمینیسم دیگر کار خودش را انجام داده است.
اما مسئله اینجاست که برابری فقط با تغییر قانون به وجود نمی‌آید. ممکن است قانونی بگوید زن و مرد از حقوق برابر برخوردارند، اما این به‌تنهایی نمی‌تواند تمام کلیشه‌ها و نگرش‌هایی را که از کودکی درباره‌ی زن بودن و مرد بودن یاد می‌گیریم از بین ببرد. نمی‌تواند تضمین کند که همه‌ی انسان‌ها فرصت‌ها، امنیت و آزادی یکسانی را در زندگی واقعی تجربه کنند.
فمینیسم فقط درباره‌ی حقوقی نیست که زنان ندارند؛ درباره‌ی دیدن نابرابری‌هایی هم هست که گاهی آن‌قدر عادی شده‌اند که دیگر متوجه‌شان نمی‌شویم. از کودکی، ممکن است به دخترها و پسرها یاد داده شود که چگونه باید رفتار کنند، چه چیزی برایشان مناسب است، چه نقشی در خانواده داشته باشند و چه انتخاب‌هایی برایشان قابل قبول باشد.
بعضی از این تفاوت‌ها می‌توانند انتخاب‌های شخصی باشند؛ مسئله زمانی شکل می‌گیرد که چیزی که باید یک انتخاب باشد، به دلیل فشار اجتماعی تبدیل به یک اجبار شود. اینجاست که فمینیسم یک سؤال مهم مطرح می‌کند: آیا این واقعاً انتخاب من است، یا چیزی است که از من انتظار می‌رود؟
البته نابرابری جنسیتی فقط به کلیشه‌ها محدود نمی‌شود. خشونت علیه زنان، آزار و تبعیض، نابرابری در برخی فرصت‌های شغلی و اقتصادی، فشارهای اجتماعی درباره‌ی ظاهر و رفتار زنان و نادیده گرفته شدن بعضی تجربه‌های آنان، همچنان در بسیاری از جوامع موضوع بحث هستند.
اما تجربه‌ی همه‌ی زنان هم یکسان نیست. تجربه‌ی یک زن می‌تواند تحت تأثیر عواملی مثل شرایط اقتصادی، فرهنگ، محل زندگی و طبقه‌ی اجتماعی قرار بگیرد. به همین دلیل، نمی‌توان تجربه‌ی زن بودن را به یک داستان واحد محدود کرد.
همین موضوع یکی از دلایلی است که فمینیسم در طول زمان به دیدگاه‌ها و شاخه‌های مختلفی تقسیم شده است. فمینیسم یک جریان کاملاً یکدست نیست و حتی میان فمینیست‌ها درباره‌ی بعضی مسائل اختلاف نظر وجود دارد. اما نقطه‌ی مشترک بسیاری از این دیدگاه‌ها، تلاش برای فهم و کاهش نابرابری و بررسی ساختارهایی است که می‌توانند بر زندگی انسان‌ها تأثیر بگذارند.
فمینیسم قرار نیست بگوید زنان همیشه حق دارند و مردان همیشه مقصرند. قرار نیست زن و مرد را دشمن یکدیگر بداند یا برای همه‌ی زنان یک شکل از زندگی را تعریف کند. در عوض، فمینیسم ما را تشویق می‌کند چیزهایی را که همیشه طبیعی فرض کرده‌ایم، دوباره بررسی کنیم.
چرا بعضی رفتارها برای یک جنس پذیرفته‌تر از جنس دیگرند؟ چرا بعضی انتخاب‌ها برای زنان هزینه‌ی اجتماعی بیشتری دارند؟ و چرا چیزی که برای سال‌ها عادی بوده، لزوماً باید عادلانه هم باشد؟ شاید هنوز به فمینیسم نیاز داریم، نه به این دلیل که هیچ چیز تغییر نکرده است؛ بلکه به این دلیل که تغییر ممکن است.
زنانی که پیش از ما برای حق تحصیل، رأی، مالکیت و حضور اجتماعی مبارزه کردند، جهانی را که تحویل گرفته بودند بدون تغییر رها نکردند. آن‌ها سؤال کردند، اعتراض کردند و چیزهایی را که روزی طبیعی و تغییرناپذیر به نظر می‌رسید، به چالش کشیدند.
فمینیسم از یک سؤال ساده شروع شد: چرا جنسیت باید ارزش و حقوق یک انسان را تعیین کند؟ هنوز به فمینیسم نیاز داریم، چون این سؤال هنوز در همه‌جای جهان پاسخ یکسانی ندارد. و تا زمانی که جنسیت بتواند بر آزادی، امنیت، فرصت‌ها یا جایگاه اجتماعی یک انسان تأثیر بگذارد، گفت‌وگو درباره‌ی برابری تمام نشده است. فمینیسم شاید در نهایت درباره‌ی یک چیز باشد. اینکه جنسیت، نباید سرنوشت یک انسان را تعیین کند.

why feminism is still necessary. چرا هنوز به فمینیسم نیاز داریم؟
اگر فمینیسم برای مبارزه با نابرابری شکل گرفت، حالا که زنان در بسیاری از نقاط جهان به حقوقی دست پیدا کرده‌اند که نسل‌های قبل برای آن مبارزه می‌کردند، شاید این سؤال به وجود بیاید: پس چرا هنوز به فمینیسم نیاز داریم؟
امروز زنان در بسیاری از جوامع حق تحصیل، رأی دادن، کار کردن، مالکیت و حضور در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی را دارند؛ حقوقی که همیشه برای زنان بدیهی نبوده‌اند. پس ممکن است تصور کنیم فمینیسم دیگر کار خودش را انجام داده است.
اما مسئله اینجاست که برابری فقط با تغییر قانون به وجود نمی‌آید. ممکن است قانونی بگوید زن و مرد از حقوق برابر برخوردارند، اما این به‌تنهایی نمی‌تواند تمام کلیشه‌ها و نگرش‌هایی را که از کودکی درباره‌ی زن بودن و مرد بودن یاد می‌گیریم از بین ببرد. نمی‌تواند تضمین کند که همه‌ی انسان‌ها فرصت‌ها، امنیت و آزادی یکسانی را در زندگی واقعی تجربه کنند.
فمینیسم فقط درباره‌ی حقوقی نیست که زنان ندارند؛ درباره‌ی دیدن نابرابری‌هایی هم هست که گاهی آن‌قدر عادی شده‌اند که دیگر متوجه‌شان نمی‌شویم. از کودکی، ممکن است به دخترها و پسرها یاد داده شود که چگونه باید رفتار کنند، چه چیزی برایشان مناسب است، چه نقشی در خانواده داشته باشند و چه انتخاب‌هایی برایشان قابل قبول باشد.
بعضی از این تفاوت‌ها می‌توانند انتخاب‌های شخصی باشند؛ مسئله زمانی شکل می‌گیرد که چیزی که باید یک انتخاب باشد، به دلیل فشار اجتماعی تبدیل به یک اجبار شود. اینجاست که فمینیسم یک سؤال مهم مطرح می‌کند: آیا این واقعاً انتخاب من است، یا چیزی است که از من انتظار می‌رود؟
البته نابرابری جنسیتی فقط به کلیشه‌ها محدود نمی‌شود. خشونت علیه زنان، آزار و تبعیض، نابرابری در برخی فرصت‌های شغلی و اقتصادی، فشارهای اجتماعی درباره‌ی ظاهر و رفتار زنان و نادیده گرفته شدن بعضی تجربه‌های آنان، همچنان در بسیاری از جوامع موضوع بحث هستند.
اما تجربه‌ی همه‌ی زنان هم یکسان نیست. تجربه‌ی یک زن می‌تواند تحت تأثیر عواملی مثل شرایط اقتصادی، فرهنگ، محل زندگی و طبقه‌ی اجتماعی قرار بگیرد. به همین دلیل، نمی‌توان تجربه‌ی زن بودن را به یک داستان واحد محدود کرد.
همین موضوع یکی از دلایلی است که فمینیسم در طول زمان به دیدگاه‌ها و شاخه‌های مختلفی تقسیم شده است. فمینیسم یک جریان کاملاً یکدست نیست و حتی میان فمینیست‌ها درباره‌ی بعضی مسائل اختلاف نظر وجود دارد. اما نقطه‌ی مشترک بسیاری از این دیدگاه‌ها، تلاش برای فهم و کاهش نابرابری و بررسی ساختارهایی است که می‌توانند بر زندگی انسان‌ها تأثیر بگذارند.
فمینیسم قرار نیست بگوید زنان همیشه حق دارند و مردان همیشه مقصرند. قرار نیست زن و مرد را دشمن یکدیگر بداند یا برای همه‌ی زنان یک شکل از زندگی را تعریف کند. در عوض، فمینیسم ما را تشویق می‌کند چیزهایی را که همیشه طبیعی فرض کرده‌ایم، دوباره بررسی کنیم.
چرا بعضی رفتارها برای یک جنس پذیرفته‌تر از جنس دیگرند؟ چرا بعضی انتخاب‌ها برای زنان هزینه‌ی اجتماعی بیشتری دارند؟ و چرا چیزی که برای سال‌ها عادی بوده، لزوماً باید عادلانه هم باشد؟ شاید هنوز به فمینیسم نیاز داریم، نه به این دلیل که هیچ چیز تغییر نکرده است؛ بلکه به این دلیل که تغییر ممکن است.
زنانی که پیش از ما برای حق تحصیل، رأی، مالکیت و حضور اجتماعی مبارزه کردند، جهانی را که تحویل گرفته بودند بدون تغییر رها نکردند. آن‌ها سؤال کردند، اعتراض کردند و چیزهایی را که روزی طبیعی و تغییرناپذیر به نظر می‌رسید، به چالش کشیدند.
فمینیسم از یک سؤال ساده شروع شد: چرا جنسیت باید ارزش و حقوق یک انسان را تعیین کند؟ شاید هنوز به فمینیسم نیاز داریم، چون این سؤال هنوز در همه‌جای جهان پاسخ یکسانی ندارد. و تا زمانی که جنسیت بتواند بر آزادی، امنیت، فرصت‌ها یا جایگاه اجتماعی یک انسان تأثیر بگذارد، گفت‌وگو درباره‌ی برابری تمام نشده است. فمینیسم شاید در نهایت درباره‌ی یک چیز باشد. اینکه جنسیت، نباید سرنوشت یک انسان را تعیین کند.

حتما باید یه پست برای قائدگی و تابوهاش درست کنم

like wtf

همین الان یه ویدئو دیدم و خانومه داشت میگفت نوار بهداشتی باید نشون داده بشه، توی کیسه های مشکی حمل نشه، و باورم نمیشه دخترا داشتن بهش هیت میدادن که باید خجالت بکشه

البته فعلا باید از معتبر بودنش مطمئن بشم بعدا

با ریکت بهم بگید بعد میام چک میکنم

براش پست بذارم نشر میدید بهش کمک بشه؟

دخترش هم بیماره

هرروز میره توی گرما کار میکنه و بساط پهن میکنه برای فروش

یه خانومی هست میانساله

(لطفا ریکت ندید)

بچها

خلاصه همین، امیدوارم درک کنید

اونایی که رفتن موفق باشن و اونایی که موندن هم ممنونم و از دستم دلخور نشید بات خودش بطور خودکار لفتی هارو بن میکنه

امیدوارم درک کنید

این روزام زیاد حال روحی خوبی ندارم و نمیخوام یچیزی همینجوری گذاشته باشم برای همین پستی نذاشتم

روزیم که دوباره اینجارو زدم و صد نفر بودیم خوشحال بودم که همون صد نفر برای محتوام ارزش قائل بودن و اومدن