𝖦𝗅𝖺𝗌𝗌𝖱𝖾𝖿𝗅𝖾𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇𝗌
Відкрити в Telegram
𝖤𝗅𝗅𝖾 é𝗍𝖺𝗂𝗍 𝗆𝗈𝗇 𝐆𝐨𝐥𝐝𝐞𝐧 𝐁𝐫𝐨𝐰𝐧. › 𝖳𝗂𝗄𝖳𝗈𝗄 : @glass.reflections › 𝖨𝗇𝗌𝗍𝖺𝗀𝗋𝖺𝗆: @gl4ssreflections._ ♍ . 𝖲𝗁𝖾/𝖧𝖾𝗋 . 𝖨𝖭𝖥𝖩-𝖠 . 𝖧𝗎𝗆𝖺𝗇𝗂𝗍𝗂𝖾𝗌
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
282
Підписники
+6124 години
+637 днів
+5930 днів
Архів дописів
کمتر از دو ساعت دیگه، تابستون از تقویم کنار میره و من امشب، برخلاف آنچه باید، بیشتر از اینکه دلخوشِ اومدن باشم، در سوگِ رفتن نشستم. انگار یك فصل فقط قرار نیست تموم شه؛ چیزي در من هم داره از پشتِ این شب عبور ميکنه و دیگه به همون شکل سابق برنمیگرده. فردا، پاییز با تموم هیاهوي خاموشش از راه میرسه؛ دبیرستان آغاز میشه و در کنارش، کاري که مدتها فقط در حدِ فکر بود، به بخشي از روزهای واقعیم تبدیل میشه. زمانم دیگه فقط متعلق به خودم نیست؛ میون درس، کار، مسئولیت و هزار فکرِ ریز و درشت، باید راهي براي خودم هم باز کنم. شاید اینا از بیرون اتفاقات بزرگي به نظر نرسن، اما براي من، شبیه ورق خوردنِ صفحهایه که پشتش دیگه اون زندگيِ قبلیو نمیشه بهسادگي پیدا کرد.
علاقه دارید بیشتر شعر بنویسم؟ البته قرار فلسفهگویي، ادبیات و تاریخ هم سرجاشه.
سحر آمد، ولي از چشمِ من خوابِ تو کم نشد
سپیده بر لبِ شب زد، ولي این شب کم نشد
تمامِ عمرِ شب با صبحِ ما پیوندي ز یاد است
عجب، هر بار صبح آمد، غمِ ما نیز کم نشد
