uk
Feedback
‍ 𝖦𝗅𝖺𝗌𝗌𝖱𝖾𝖿𝗅𝖾𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇𝗌

‍ 𝖦𝗅𝖺𝗌𝗌𝖱𝖾𝖿𝗅𝖾𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇𝗌

Відкрити в Telegram

𝖤𝗅𝗅𝖾 é𝗍𝖺𝗂𝗍 𝗆𝗈𝗇 𝐆𝐨𝐥𝐝𝐞𝐧 𝐁𝐫𝐨𝐰𝐧. › 𝖳𝗂𝗄𝖳𝗈𝗄 : @‍g‍l‍ass.reflections ‍› 𝖨𝗇𝗌𝗍𝖺𝗀𝗋𝖺𝗆: @‍g‍l4‍ssreflections._ ♍ . 𝖲𝗁𝖾/𝖧𝖾𝗋 . 𝖨𝖭𝖥𝖩-𝖠 . 𝖧𝗎𝗆𝖺𝗇𝗂𝗍𝗂𝖾𝗌

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
216
Підписники
-224 години
+17 днів
-330 днів
Архів дописів
El Tiburon Latin Band.m4a3.82 MB

CAN'T SAY NO (GALE).mp32.03 MB

1|6 - Dark Vacay - Cigarettes After Sex (320).mp38.29 MB

اگر امنیت بیشتري وجود داشت، شاید هر شب، بي‌آنکه نگرانِ خلوتيِ خیابان‌ها باشم، قدم‌هایم را به دلِ شهر مي‌سپردم؛ در خیابان‌هاي خالي‌اي که تنها با نورِ زرد و نارنجيِ چراغ‌هاي شهري روشن‌اند، ایرپادها در گوشم و پلي‌لیستم در سرم، کیلومترها راه مي‌رفتم و براي چند ساعت، جهان را فقط به اندازهٔ موسیقي، نور و قدم‌هایم کوچك مي‌کردم؛ بي‌آنکه هر صداي دور یا سایهٔ ناشناسي مجبورم کند مسیرم را عوض کنم.

Wicked Game.mp35.16 MB

𝖳𝖺𝗉 𝗍𝗈 𝗏𝗂𝖾𝗐 𝗍𝗁𝖾 𝗉𝗈𝗌𝗍.

آن روزها را نمي‌شود تنها با نامِ یك اعتراض به خاطر آورد؛ بعضي فصل‌ها پیش از آنکه در تقویم ثبت شوند، در حافظهٔ آدمي حك مي‌شوند. همه‌چیز از نامي آغاز شد که به‌سادگي نمي‌شد از کنارش گذشت؛ ژینا، و بعد خیابان‌هایي که هرکدام شاهدِ بخشي از روایتي شدند که دیگر در چهار دیوارِ یك خانه یا در سکوتِ یك شهر نمي‌گنجید. "زن، زندگي، آزادي." کم‌کم از یك شعار فراتر رفت و به سه واژه بدل شد که هرکس معناي آن را از جایي در زندگيِ خودش مي‌خواند؛ زني که حق انتخاب مي‌خواست، جواني که آینده‌اي را طلب مي‌کرد که در آن ترس، مترادفِ زندگي نباشد، و خانواده‌اي که ناگهان فهمید نامِ عزیز از دست‌رفته‌اش مي‌تواند در میان هزاران صداي دیگر طنین بیندازد. خیابان‌ها پر از صدا شدند، اما در پسِ آن همه فریاد، سکوت‌هاي بسیاري نیز دفن شد؛ عکس‌هایی که قاب شدند، نام‌هایی که بر سنگ ماندند، دست‌هایي که به خانه بازنگشتند و چشم‌هایي که از آن پس، جهان را همان جهانِ پیش از آن روز ندیدند. تاریخ همیشه با پیروزي و شکست نوشته نمي‌شود؛ گاهي با چیزهایي نوشته مي‌شود که دیگر نمي‌توان به شکل سابق به آن‌ها بازگشت. با پرسشي که یك‌بار در ذهن نسلي افتاد و دیگر به‌آساني خاموش نشد؛ با انساني که براي نخستین‌بار از خودش پرسید سهمِ من از زندگي چیست، و چرا باید براي ساده‌ترین شکلِ انتخاب، تاواني چنین سنگین پرداخت؟ "زن، زندگي، آزادي." در حافظهٔ بسیاري از ایرانیان، بخشي از همان سال‌هایي شد که خیابان، دانشگاه، خانه و حتي سکوتِ آدم‌ها معناي دیگري پیدا کرد؛ فصلي تلخ و پرهزینه که هنوز دربارهٔ معنایش، پیامدهایش و جایگاهي که در تاریخ معاصر ایران خواهد داشت، روایت‌هاي متفاوتي وجود دارد.
› یك نام، یك فصل، یك حافظه. ۲۵ شهریور ۱۴۰۵ — ۱۶ سپتامبر ۲۰۲۶

مرا از روي خاموشي، به صد تفسیر سنجیدند ولي از آنچه پنهان بود، به یك تعبیر نرسیدند
مرا از روي خاموشي، به صد تفسیر سنجیدند ولي از آنچه پنهان بود، به یك تعبیر نرسیدند