⸸𝗩𝗸𝗹𝗮𝗻𝗱
Відкрити в Telegram
⊹ چـنـل ویـکوکلـند⸸ ⊹ بزودی فیکشـن [رالـیِ کثیـف] با قلـم کائِـل⸸
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
511
Підписники
+124 години
+197 днів
+7430 днів
Архів дописів
510
عشق تنها یک کلمه برای نامگذاری احساسات نیست؛ نه حداقل برای من. نه، برای منِ جونگکوکی که اول عاشق شد، بعد بزرگ شدن رو یاد گرفت... عاشق شد و توی همون عشق بزرگ شد. عشق برای من معنیِ اکسیژن رو میده؛ معنی زندگی. از وقتی که به خاطر دارم با عشق تو نفس کشیدم و زندگی کردن رو یاد گرفتم. تو زندگی کردن رو یادم دادی؛ تو با عاشقت زندگی کردن رو یادم دادی. و منم پسر بچهای شدم که با عشق تو زندگی کرد تا بزرگ بشه و آزادانه باهات همراه باشه. اما گلِ عشقی که توی وجودم کاشتی بعد از یک مدت توقف ناپذیر شد؛ رشد کرد و چنان بزرگ شد که تمام وجودم رو، روح و جسم رو در بر بگیره و از من فردی بسازه عاشقتر از هر عاشقی... حتی عاشقتر از خودِ تو! تو جوونهای از گل عشقت رو توی وجودم کاشتی و اون بیمهابا توی وجودم رشد کرد و از تو پیشی گرفت... پیشی گرفت و شد دلیلِ زندگی من! شد برق چشمهام وقتی میبینمت. شد لبخند رو لبهام وقتی نگاهم میکنی. شد ضربانِ قلبم وقتی برام میخندی. اون عشق برای من شد هویتی که همه باهاش من رو بشناسن.و بله؛ اینطوری شد که گفتن: تهیونگ اول عاشق شد اما جونگکوک بیشتر! -𝒕𝒆𝒙𝒕
510
دیالوگ های مورد علاقه تون از لاو می پلیز رو گروه رمز و نظرات بفرستید عزیزانم)))
با این هشتگ:
#𝑳𝒐𝒗𝒆𝑴𝒆𝑷𝒍𝒔
510
→ Challenge~
′این پست رو فور کنید چنلهاتون تا بر اساس وایب چنلتون یه ویدیو، عکس و یه آهنگ تقدیمتون کنم.
ویدیو و عکس از بایستون بین پسرای بنگتنئه، پس مشخص کنید.
Limit: فعلا ببینیم چند نفرتون شرکت میکنن.
510
ازم خواسته بودید ویسی که تهیونگ برای جونگکوک ضبط کرده بود رو خودم پادکست کنم.
باید بگم که فعلا وقت نمیکنم و دورم انقدری شلوغ هست که نتونم تمرکز کنم.
اما به وقتش حتما میسازمش.
شما هم اگر خواستید و صدای بوسیدنیتون شرایطش رو داشت میتونید اینکار رو انجام بدید.
510
Repost from N/a
به پاییز بگویید آرام بگذرد
اینجا ایران است؛
پس از او، زمستان با غمی جانکاه میآید.
510
Repost from N/a
به زمستان بگویید آرام بگذرد
اینجا ایران است؛
پس از او، زمستان با غمی جانکاه میآید.
510
- تو مال منی تهیونگی. میفهمی تهیونگ؟ تو مال منی. مال خودِ خودم. تو حق نداری بری؛ حق نداری تهیونگ! + حق ندارم جونگکوک... میدونم. من قرار نیست جایی برم. - پس چرا رفتی؟ چرا ولم کردی؟ دیدی بدجور وابستهات شدم ترسیدی؟ دیدی بدجور مجنونت شدم بیمعرفتی سراغت اومد؟ + ببخش من... - ببخشم.. تو قلب منی، روح منی... تو وجودی کیم. نمیتونم نبخشم!-𝒆𝒅𝒊𝒕
