uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку 👈

Misty Moon

Misty Moon

Відкрити в Telegram

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
450
Підписники
Немає даних24 години
-177 днів
-9730 днів
Архів дописів
خطا کردم ای مَه..mp31.32 MB

1447284847643860739_50918856149428.mp36.19 MB

1709132618.mp33.90 MB

به سوی تو.mp33.18 MB

Bahare Man Gozashte Shayad.mp34.02 MB

Taher Ghoreyshi _ Soghati.mp39.16 MB

sina saiko - Bahman.m4a3.45 MB

بله. من آمادگی اینو دارم عزیز ترین افراد زندگیمو زیر سی ثانیه ترک کنم. چتای چند سالمو توی یک چشم بهم زدن پاک کنم. عکسایی که به جونم وصلنم همینطور. من آمادگی اینو دارم در لحظه هرچیزی رو در آن ثانیه آتیش بزنم و پشتم رها کنم و حتی خم به ابروم نیاد. من حتی حاضرم چیزای با ارزشم رو خودم از دست بدم، قبل اینکه از دست برن. زندگی رها کردن و حذف کردن چیزایی که قرار نیست‌ توی دنیای من باشن رو بهتر از هرچیزی به من یاد داده. وابستگی توی من مرده. هیچ رفتنی منو غافلگیر و غمگین نمی‌کنه. -دیاکو.

Youngka-Aura -musicdel.ir.mp36.01 MB

‏تو باعث شدی بارها از خودم بپرسم، مگه چی کم داشتم؟

«چه کسی پیروزِ جنگ شد؟» نمی‌دانم عزیزِ من؛ اما بی‌شک، کسانی که جوانیِ خود را باخته‌اند، ماییم.

چقدر دیر خوب شدی وقتی که دیگه ذوق هیچی و ندارم...

به کسانی که شب، در آرامش می‌خوابند، حسادت می‌کنم. برای من، شب نبردی با خاطراتم است.

‌ ‌ ‌‌بگیر بخواب، اون الان داره به یکی دیگه دوست دارم میگه

اشک‌هام رو میریزم ولی در آخر با خودم میگم همه‌ قدم‌هایی که تا به الان برداشتم قدم‌های بزرگی بودن، راه افتادم در حالیکه نمیتونستم به چیزی جز سیم‌ خاردارهایی که به پاهام فرو رفته بودن فکر کنم، حتی هنوز هم وقتی سر برمیگردونم به جای رد پا رد خون میبینم ولی ادامه میدم.

اصلیه؟ همونی که یک هفته باهاش بودی، یک ساله داری تلاش میکنی فراموشش کنی.

اگه یه دختر دیگه توجه‌ات رو جلب کرد یا کاری کردی که اون احساس کنه میتونه تو رو داشته باشه، هر چی بهت گفتم و هر چی احساس کردم رو فراموش کن.

‏دلم یه نوتیف جنجالی میخواد از شدت ذوقش گوشیم رو اونور پرت کنم.

یک بار میبخشه، دو بار فراموش میکنه، سه‌ بار نادیده میگیره و میگه دوستش دارم ولش کن، بعدش دیگه دلش پر میشه، حرف‌های تلخت و همه اون اتفاق‌های بد، مرور میشه تو‌ ذهنش میخواد پیشت بمونه ولی دیگه نمیتونه.