Matt.
Відкрити в Telegram
If you can't understand my silence , don't ask for my words. The loudest parts of me have never made a sound 🦌 . @OldRaccbot INFJ — 🏳️⚧️
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
601
Підписники
+124 години
+447 днів
+15830 днів
Архів дописів
602
میدونی حقیقتا این قضیه بخاطر تفاوت سن و فاصله نسل هاست تو هزار ساله هم بشی اونا قراره یک نگاه بالا به پایین داشته باشن راهشم اینه که سعی نکنی خودتو بهشون ثابت کنی ، برا خودت و اطرافیانت الردی ثابت شده هستی
602
برای من این بود
اون قسمتی ک بزرگ شدی، یه چیزایی خوبی حالیته، تو جمع بزرگا هم قرار میگیری ولی همه بچه حسابت میکنن و باید سرتو ب در و دیوار بزنی ک بفهمن توهم یه گوهی هستی.
602
فایده ای جز جا موندن از همون احساس گذرا و گرانقدر نداره
زندگی قراره نیست تهش بهمون جایزه بده همش تو همین روز های خودمونه
602
دقیقا. دقیقا. طرز فکرت کاملا پختهس و کمیاب.. ادمای زیادی دیدم که یه جورایی با بی معنا نشون دادن خودشون و زندگیشون بیخیال چیزای دیگه ام شدن و من همیه اینطوری بودم که اره، باور کنین منم میدونم زندگی خیلی فاکداپه ولی همینه که هست؟ زندگی همیشه همین بوده
ذات شادی همینه یک احساس گذرا و عمیقه عملا ما بین مشکلات و غم هامون گاهی هم شاد میشیم و زندگی میکنیم و این پوچی گرایی
602
اینکه باید قبول کنیم زندگی به خودی خودش معنایی نداره، ولی بازم نمیتونیم دست روی دست بذاریم و تلف شدنش رو تماشا کنیم. بعضیا از این میگن که اکه تا تهش جلو بری چقدر تجربه ارزشمندیه. معنای زندگی خود زندگیه. فکر کنم کل زندگی همینه که فرو میپاشیم و هی خودمونو از اول میسازیم تا اخرش.
602
دوما، مشخصه چقدر سخت بوده اما ما نباید یادمون بره که مسئولیت پذیری تحمیلی نیست، هر کسی مسئول خودش و کار های خودشه و اگه یک درصد ما برای کسی جز خودمون کاری میکنیم نوعی لطفه نه وظیفه (نباید فراموشش کرد)
602
Repost from N/a
بنظر من مسئولیت داشتن کلا یعنی بزرگ شدن ،سخت سخت ترینش برام هندل کردن کارایی که برای من نیست و یکی سپرده به منه بنظر من این نشون دهنده اینه که به اندازه کافی بزرگ شدم که یکی دیگه بهم اعتماد میکنه
602
من بهت افتخار میکنم که بالخره به این سطح رسیدی، این خیلی مهمه و البته سخت و باید خودت هم به خودت افتخار کنی که از پسش بر میای
602
https://t.me/MatinGraySoul/6383
Aaaa
فکر کنم اینکه به این نتیجه برسم افراد خودشون مسئول بزرگشدن خودشونان
یعنی گذشتهء هیچکس توجیهی برای بد موندن رفتار حال حاضرش نیست، و اون آدم با همهچیز موظف بوده و هست خودش رشد شخصیتی ایجاد کنه و از اون اتفاق بد گذر کنه
خیلی سخت بود چون هربار که میخواستم با این توجیه رفتار تکرارشونده عزیزی رو قبول کنم باید یادآوری میکردم که self-respect داشته باشم و اجازه سواستفاده فرد مقابل رو از مهربونیم ندم. بسیار سخت و ناراحت کننده بود اما دارم یاد میگیرم
602
من با این بخش موافق نیستم این به نوعی سرکوب احساسیه ، دلخوری حتی اگه با طرف مقابل حل نشه نباید دفن بشه، در خودت حل بشه و کالبد شکافی شه خیلی بهتره
اما توقعاتمون رو موافقم ، توقع داشتن چیزیه که بعدا خودمون رو میبره تو شوک
602
https://t.me/MatinGraySoul/6383
در واقع زمانی که متوجه شدم
از هیچکس نباید توقع داشته باشم، چه بیجا چه به جا چه هر چیزی
وقتی فهمیدم باید بگذرم، باید برای ارامش خودمم که شده از خیلی چیزا گذر کنم و دلخوری رو توی دلم نگه دارم
602
کاملا باهات موافقم
جواب خودمم به این سوال چیزی مثل چیزیه که تو گفتی ، پذیرش یکی از سخت ترین بخش های بزرگ شدن هست و بود
602
https://t.me/MatinGraySoul/6383
نمیدونم واقعا اما فکر میکنم سختترین قسمتش این بود که فهمیدم بزرگ شدن لزوماً یعنی جواب همهچیز رو پیدا کردن نیست. یه جایی تصور میکردم هرچی بزرگتر بشم، بیشتر خودمو میشناسم و تصمیمام واضحتر میشن، ولی برعکس، بعضی وقتا فقط سوال هام عمیقتر شدن. اینکه یاد بگیری با چیزهایی که نمیتونی تغییرشون بدی کنار بیای، بدون اینکه وانمود کنی برات مهم نیستن، به نظرم یکی از سخت ترین قسمتهای بالغ شدنه.
602
میدونین واقعا جالبه، چون ما ها هم ببشتر از اونچه که فکر میکنیم شبیه ایم هم به اندازه قابل توجهی از هم متفاوت! دریچه دیدگاه تعریف هرکسی از -سختی- و زندگی متفاوته
اینبرام خیلی جذابه
602
اتفاقا بخاطر همین این موضوع رو انتخاب کردم، اینطوری بودم که
چقدر دلم میخواست یبار ادما جمع بشن و بیان راجب اینکه چقدر بزرگ شدن براشون سخت بوده صحبت کنن
