𝐾𝖺ğı𝗍 𝐺𝖾𝖼𝖾𝗅𝖾𝗋 ָ࣪ ੭
Відкрити в Telegram
330
Підписники
Немає даних24 години
+87 днів
+7830 днів
Архів дописів
Repost from N/a
ما چهارتا دوستیم ؛ چهار روح بی گناه :
ـــ آلپرن زرد که کمتر دیده میشه
ـــ بوراک که از هممون بامرام تره
ـــ کان آروم ترین جمعه
ـــ و من اولاش کوروغلو لیدرشونم🙂↕️
Repost from ꫂ᭪݁𝘕𝘪𝘤𝘢𝘳𝘵𝘪𝘷𝘦 ⋆⟡
این پیام رو فور کنید آهنگ موردعلاقه تونو بفرستید به سلیقه تون نمره بدم و باهم گوشش بدیم🍋🟩
حقیقتا بی صبرانه منتظرم پرورژشون با کانال دولتی تموم شه و برن پروزه دیجیتال که هارمونیشون حیف نشه🗣🗣
Repost from 𝖸𝖾𝗌̧𝗂𝗅 𝓢ı𝗋𝖽𝖺𝗌̧ı𝗆 𖥔 ݁ ˖ 🐑
من اونموقع عاشق این عکساش با یه فن بودم✨️ ؛
با تمام وجودم غمگین بودم که آستپه هیچوقت قرار نیست با این استایلِ سفید سبز و این موهای بهمریختهاش پست بزاره😭💚
ففط باید از یه فن تشکر کنیم که اگر نبود همین سلفیهای قند و خوشتیپ هم نداشتیم🧿🧿
واقعا خیلی خوشگلی آستپه🙏🏻🥹😭
#Ulaş
Repost from N/a
Deniz Şahit Oldu.
«اگر یک روز برای کسی که دوستش داری اتفاقی بیفتد، میتوانی به زندگی ادامه بدهی؟»
شخصیتها:
🩺 Akgün Alkan | آکگون آلکان
۳۲ ساله | پزشک ارشد
آرام، شوخطبع، پرانرژی و کمی دردسرساز؛ مردی که پشت شوخیها و لبخندهایش، عمیقتر از چیزی که نشان میدهد عاشق جیلین است.
👮🏻♀️ Ceylin Yalçın | جیلین یالچین
۳۰ ساله | کمیسر ارشد
مغرور، جسور، باهوش و لجباز؛ زنی که هیچوقت از یک پرونده عقب نمیکشد، حتی وقتی خطر درست روبهرویش ایستاده باشد.
مقدمه:
سالها قبل، جیلین از آکگون دو سؤال پرسید؛ سؤالهایی که شاید آن زمان فقط بخشی از یک گفتوگوی ساده بودند.
« نقطهضعف آکگون آلکان تا ابد کارش میمونه؟»
«ممکنه یه نفر وارد زندگیت بشه و اولویتهات رو تغییر بده؟»
آکگون آن روز جواب روشنی نداشت.
اما سالها بعد، جواب هر دو سؤال را میدانست.
فقط نمیدانست که قرار است برای پیدا کردن جوابشان، همهچیز را از دست بدهد.
یک پرونده.
یک دریا.
و عشقی که قرار بود آخرین شاهد زندگیشان باشد.
دریا شاهد بود.
