『آوای دریا』
Відкрити в Telegram
3 287
Підписники
+16024 години
+4117 днів
+1 03330 днів
Архів дописів
3 286
از دست دادن لزوما معنیش این نیست که یکی از زندگیت رفته باشه؛
یه وقتام هست که میبینیش ولی حرفی برا گفتن نداری، میبینیش ولی دیگه هیچی بینتون مثل قبل نیست، اونجاست میفهمی خیلی وقته از دست دادیش.
A
3 286
هرکس سزاوار یک نفر است
که بتواند به چشمهایش نگاه کند و بگوید:
تو کافی هستی، با تمام زخمهایت، بینقصی.
-بریتنی سیچری
3 286
مثل عروس خان که میداند "پسرزا" نیست
حس میکنم عمر خوشی هایم به دنیا نیست
ته ماندهی یک قهوه ی تلختم که مدت هاست
در من کسی دیگر پی تعبیر فردا نیست....
وابستگی تلخ است هنگامی که میفهمی
آنقدرهایی که خودش میگفت تنها نیست....
نفرین به دست خالی و این دل سپردن ها
نفرین به من، نفرین به تصویری که زیبا نیست
از بی تفاوت بودنم هم درد میبارد
یعنی گلوی بغض کرده اهل حاشا نیست
تنهایی گنجشک باران خورده ایی هستم
که در خیابان هم برایش ذره ایی جا نیست
عاشق که باشی تازه میفهمی که گاهی مرگ
چیزی بجز دل کندن از دلبستگی ها نیست
دیشب نشستم با خودم از زندگی گفتم
گفتم ببین حال دلم خوب است،اما نیست...
3 286
دائم سعی میکنی دل هیچکس را نشکنی، اما به خودت که نگاه میکنی میبینی قلبت پارهپاره است.
A
3 286
من میروم؛
و کلید این خانه ی دلگیر را زیر هیچ گلدانی نخواهم گذاشت.
دلتنگ که شدی آمدی نبودم
نگرد؛
باران هرگز شبیه آنچه بود،
به آسمان بر نمی گردد.
