𝐓𝖾𝖾𝗑𝗂𝐎🆕
Відкрити в Telegram
"یه وَقتی ستونای قَلبَم رو چِشای سیاهِت بَنا شده بود." صندوقِ دریافتیِ نظراتِشما: @teexiobot
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
241
Підписники
+224 години
+227 днів
+2330 днів
Архів дописів
241
https://t.me/teexioxo/6668
زیباییِ هیسونگ روی استیج، زیباییِ خاموش یا دستآموز نبود؛ یک زیباییِ مسحورکننده، زنده و وحشی بود. وقتی میرقصید، انعطافِ نرمِ کمرش و انقباضِ ماهیچههای شانهاش با چنان ظرافتِ شوم و مغناطیسیای همراه بود که چشم برداشتن از او را غیرممکن میکرد.
واثها زیباترین توصیفی بود که از هیسونگه روی استیج خوندم😭😭😭😭😭😭😭😭😭
همش حقه
آنها هیسونگ را نه به عنوانِ یک انسان که بخشی از روحِ این گروه بود، بلکه به عنوانِ یک "ابزارِ بازاریابیِ تعلیقدار" میدیدند. آنها میخواستند انهایپن با دستِ خودشان، با درد و جای خالیِ هیسونگ کاسبی کنند تا سودِ کمپانی افت نکند.
دقیقا دقیقا هدفشون همین کوفتیهخخههههههه🤬🤬🤬🤬🤬🤬🤬🤬🤬🤬🤬🤬
بعضی وقتا... فقط بعضی وقتا، باید بهشون امیدِ واهی بدین. مگه چقدر سخته؟ نیازی نیست بیانیهی رسمی بدین یا چیزی رو تأیید کنید.»
یعنی میخواین بگین اون هینتای توی لایوا همش الکیه؟
امید واهی؟
واقعا خیلی کثافت و حرومزادهاین😡😡🤬🤬🤬🤬🤬🤬🤬🤬🤬🤬🤬🤬
وای چرا نمیمیرین همتون تا یه فندوم از شرتون راحت بشن؟
وای اعصابم ریخت بهم بخدا
😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
قلبم تیکه تیکه ست رسما
