صُراحی
Відкрити в Telegram
"که همچو چشم صُراحی زمانه خونریز است" 🍃🤍 شعر، متن ادبی، موسیقی و کمی حال خوش ...
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
533
Підписники
-224 години
+117 днів
+7430 днів
Архів дописів
530
میترسم که خیلی دوستت بدارم؛
آنقدر که تو را گم کنم، دلتنگت شوم تا مرز درد،
و بعد برایت اشک بریزم،
انگار میهنم را از دست دادهام !
غسان کنفانی
530
پخته نخواهی شد،
مگر بعد از آنکه احساس کردی سرشار از سخنی،
ولی لازم نمیدانی به کسی چیزی از آن بگویی....
جبرانخلیلجبران
530
شب تاریک و سنگستان و مو مست
قدح از دست مو افتاد و نشکست
نگهدارندهاش نیکو نگهداشت
و گرنه صد قدح نفتاده بشکست
باباطاهر
530
انگار نبض جهان را در دست میگیرم!
وقتی هر صبح؛
با صدایِ قلبی که برای من کوک کردهای
بیدار میشوم...!
مینا آقازاده
530
گزیدم از میان مرگها اینگونه مردن را:
تو را چون جان فشردن در بر، آنگه جان سپردن را
حسین منزوی
530
قلب خاک خوبی دارد
در برابر هر دانه که در آن بنشانی، هزار دانه پس میدهد
اگر ذرهیی نفرت کاشتی، خروارها نفرت درو خواهی کرد
و اگر دانهیی از محبّت نشاندی، خرمنها بر خواهی داشت ...
نادر ابراهیمی
530
مرا جوری در آغوش بگیر که انگار فردا می میرم
+ و فردا چطور ؟
جوری در آغوشم بگیر که انگار از مرگ بازگشته ام
نزار قبانی
530
در آبهای جهان قایقی است
و من، مسافر قایق
هزارها سال است سرود زنده دریانوردهای کهن را به گوش روزنه های فصول می خوانم
و پیش می رانم
مرا سفر به کجا می برد ؟
سهراب سپهری
📷ZA
530
_ کی همدیگر را ملاقات می کنیم؟
+ پس از جنگ
_ و جنگ کی تمام می شود ؟
+ آنجا که با هم دیدار کنیم
محمود درویش
530
از نسیم سـحر آموختم و شعلهی شمع
رسم شوریدگی و شیوهی شیدائی را
صبح سرمیکشد از پشت درختان خورشید
تا تماشا کند این بزم تماشـائی را
شهریار
530
زخمی اگر بر قلبت بنشیند،
تو نه مىتوانی زخم را از قلبت وابکنی و نه مىتوانی قلبت را دور بیندازی.
زخم، تکهای از قلب توست.
زخم اگر نباشد، قلبت هم نیست.
زخم اگر نخواهی باشد، قلبت را باید بتوانی دور بیندازی.
قلبت را چگونه دور مىاندازی؟ زخم و قلبت یکی هستند.
محمود دولت آبادی
