صُراحی
Відкрити в Telegram
"که همچو چشم صُراحی زمانه خونریز است" 🍃🤍 شعر، متن ادبی، موسیقی و کمی حال خوش ...
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
531
Підписники
+224 години
+47 днів
+7730 днів
Архів дописів
534
عزیز من!
تو گرچه تکیه گاه منی، اما خود، در تنهایی، ساقه ی باریک یک گل مینایی. مگذار حتی نسیم یک اضطراب، این ساقه ی نازک را مختصری خم کند. شکستن تو، در هم شکستن من است.
ما چیزی را که با ایمان ساخته ایم با سودا خراب نخواهیم کرد.
نادر ابراهیمی
534
گيريم
خنجر حرف تو بر پهلوی باورها نشست؛
نوشدارويی...
شرابی...
شيونی...
شعری به كارش می كنيم؛
دل كه چركين شد،
چكارش می كنيم ...!؟
شفیعی کدکنی
534
و من چگونه بی تو نگیرد دلم؟
اینجا که
ساعت و
آیینه و
هوا
به تو معتادند.
و انعکاس لهجهی شیرینت
هر لحظه زیر سقف شیفتگیهایم می پیچد …
حسین منزوی
534
آدم ها ﺭﻭﺯﯼ ﻣﻌﻨﯽ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ
ﻣﯽﻓﻬﻤﻨﺪ و ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎﯾﺸﺎﻥ
ﻣﯽﺷﻮند
ﮐﻪ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ
ﻣﻮﺍﺟﻪ ﺷﻮﻧﺪ ...
ژوزه ساراماگو
534
زندگانی یک بار است و بیش از یک بار هم نیست؛
یک بار.
همان یک بار که نسیم صبح را به سینه فرو می دهیم،
همان یک بار که عطش خود را با قدحی آب خنک فرو می نشانیم،
همان یک بار که سیبی را گاز می زنیم
و همان یک بار که تن در آب می شوییم؛
یک بار... یک بار و نه بیشتر.
بعد از آن
دیگر تمام عمر را ما دنبال همان چیزها می دویم،
در پی لذت اول ...
محمود دولت آبادی
534
مقدار یار همنفس چون من نداند هیچکس
ماهی که بر خشک اوفتد قیمت بداند آب را
سعدی
🎙همایون شجریان
534
برای یک مرد؛ هیچ شکنجه ای
بالاتر از آن نیست که قابل ترّحم باشد
ایستاده مردن،
بهتر از زانو زده زیستن…
آلبرکامو
534
تو همان شیرینیِ دوران کودکی هستی
که میگذاشتند بالای کمد !
و من هنوز
دستم به تو نمیرسد ...
مريم قهرمانلو
534
از نظر هوشنگ ابتهاج: « این دردناکترین شعر فارسیه. و حتی معتقده این دو بیت هزار بار از شعر حافظ موثرتره! و شعر فردوسی هم به پای این شعر نمیرسه! »
و ابتهاج در ادامه میگه:
«این آدم عامی (شاعر) میخواسته دردشو بگه و درنمونده بلکه توفیق کامل پیدا کرده؛ نه معانی میدونسته نه بیان. اینها سرمشق هنری آدمند... لحن ساده و عمیق دردی که تو این شعر وجود داره، به خاطر اینه که اون نمیخواسته " هنر" به وجود بیاره. و فقط دردشو گفته.
فرق اینه!
این زبان مردم عادی این سرزمینه! »
ناشناس
534
کوله باریست پر از هیچ
که بر شانه ماست ...
گله از دست کسی نیست،
مقصر دل دیوانه ماست
قیصر امین پور
