𝖱𝖾𝗌𝗍 مـدفـنِ سـرخ
Відкрити в Telegram
جایـی کـه طوفـانهـا دفــن شـدهانـد، امـا هـرگـز فـرامـوش نشـدهانـد . . Уважаемый @durov , у нас нет сексуального содержания и тд Мы полностью соблюдали правила телеграма Есть те кто не хочет чтобы мы прогрессировали и ревниво.
Показати більшеІран134 464Категорія не вказана
483
Підписники
Немає даних24 години
-137 днів
+1330 днів
Архів дописів
Repost from N/a
--------------------------------------------------------------------
𝗡𝗮𝗺𝗲: Pandora
𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: Anthony & Jamas
𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: Drame, Angest, Romance, Mafia, Mystery, Historical, Western.
𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿: Niloufar
𝗣𝗮𝗿𝘁: 2
--------------------------------------------------------------------
Repost from N/a
𝗡𝗮𝗺𝗲: Pandora
𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: Anthony & Jamas
𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: Drame, Angest, Romance, Mafia, Mystery, Historical, Western.
𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿: Niloufar
𝗣𝗮𝗿𝘁: 2
--------------------------------------------------------------------
گاهی اوقات، پنهان موندنِ یک حقیقت میتونه مانع از آسیبهای احتمالی باشه.
پس چرا من دلم میخواست کاشفِ حقایقهای پرخطر باشم؟
--------------------------------------------------------------------
#FICTION - #BL - #PANDORA
Repost from N/a
You died ﺗﻮ ﻣﺮدی And I didn’t even cry و ﻣﻦ ﺣﺘﻰ ﮔﺮﻳﻪ ﻧﻜﺮدم No not a single tear ﻧﻪ ﺣﺘﻰ ﻳﺪوﻧﻪ اﺷﮏ And I’m sick of waiting patiently for someone that won′t even arrive و ﻣﻦ از اﻳﻨﻜﻪ ﺻﺒﻮراﻧﻪ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻛﺴﻰ ﻫﺴﺘﻢ که ﺣﺘﻰ ﻧﻤﻴﺎد ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪه ام
Repost from 𝐗𝖮︎
پک پین شده + کپشنش و همین پیام رو فور کنید
یک پست مشخص کنید ازتون فور شه +۸۰ ویو بگیرید
اینجا جوین باشید حتما ،
Repost from 𝗌𝖺𝖿𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾
در تلاطم قلبی که برای تو چنین بی قرار است ، خودت آرامشی
آه از آن چشمانت .. هلالی ظریف که در امتدادش به کنج چشمانت خواهم رسید، در آن نقطه رازآلود که ایمانم را دوباره به دست میآورم و پس از سال ها سرگردانی ، محراب خویس را مییابم .
هربار چشم در چشم تو میدوزم ، در کهکشان سیاه درونش فرو میروم و هیچ هراسی نیست از تاریکیای که مرا دربر میگیرد ، زیرا که روشنایی برای من در همان تاریکی معنا شده . بی آنکه بفهمم تمام تنم مطیع میشوند ، در برابر عشقی که هم باعث فراموش کردن نفس کشیدن است و هم ، نفسی تازه میدهد ..چشمانت پناه و نگاهت دلگرمی من است نگاهم کن که من هربار بیشتر در عمق وجودت گم شوم ، بگذار تماممن در وجود تو حل شود و نشود تشخیص داد کدام تپش ازآن کدام قلب است .
مگذار هیچ اندوهی ، آرزوهایت را خفه کند و برایت تبدیل به کابوس شود ، مگذار همانند سیاهچالهای قلبت را ببلعد اگر همهچیز بر علیه ما و تلخی روزگار بیشتر شد بدان من باز هم درست درکنارتو میایستم و نمیگذارم تنها شوی ، میمانم تا در ازدحام روزهای دشوار ، صدای آشنایی باشد که تو را به آرامش فرا بخواند چنان آرامشی که در جانت بنشانم که دردهایی که قلبت تحملشان کردهبود را به فراموشی بسپاری و هیچ طوفانی نتواند اندکی از حالترا برهم بزند . اگر روزی رسید که دیگر توان باز کردن چشم هایم را نداشتم .. میخواهم در قلب تو جاودانه بمانم و آخرین میراث من انعکاس نگاه تو در چشم های من باشد.. بگذار نگاهت بگوید روزی قلبی بود که تمام شوقش بودن کنار تو بود یک لحظه در جوار تو بودن برای من از ابدیتی که تویی در آن نباشد ، ارزشمندتر است چه سود از عمری که بگذرد و گوشهایم هیچ صدایی از تو نشنود ؛
اگر تمام این سال ها را زندگی بنامند ، من همین سالی که کنارت بودم را زندگی مینامم .
Repost from 𝗌𝖺𝖿𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾
ای ماهِمن،پیشرویت چه حاجت بهماهِ در آسمان
وقتی که در گوشه چشمت جهانی هست نهان
مرا یک بار در عمق نگاهِ خیره خود دفن کن
ورنه این دل صدهزار بار رفت به رسم عاشقان
خوشا آنکس که گره خورد نگاهش به نگاهت
چشم میدوزد به تو و میگیرد چشم ز جهان
