سکـوت ِ سـالـوادور
Відкрити в Telegram
جایـی کـه طوفـانهـا دفــن شـدهانـد، امـا هـرگـز فـرامـوش نشـدهانـد . . Уважаемый @durov , у нас нет сексуального содержания и тд Мы полностью соблюдали правила телеграма Есть те кто не хочет чтобы мы прогрессировали и ревниво.
Показати більшеІран176 836Категорія не вказана
481
Підписники
Немає даних24 години
-167 днів
-1730 днів
Архів дописів
ماشین سنگین بود دنده 5🤣😔
وای خدا دارم فیکشن خودمو مسخره میکنم
من عالیم🤣😂
فداتم
Repost from 私の禁止
خیلی خسته نباشی
خیلی قلمت بی نظیره
داشتم خوشحال میشدم پایانش قشنگ بود که فهمیدم با یکتریلی تصادف کردن)
خلاصه که واقعا زیبا مینویسی و خسته نباشید میگمبهت
Repost from N/a
هر چقدر میخونم بیشتر مشتاق تر و جذبش میشم،واقعا قلمت بینقص و عاشقش شدم خسته نباشی
Repost from دریاݼهنقرہاے
فضا سازیش جوری که نقشه کشیده شد و عملی شد همه و همه عالی بود، یک قلم که اون جنگ رو به راحتی به تصویر کشید؟
و در اخر افتر استوری ای که گذاشته بودی شیرین بود
خسته نباشی عزیزدل
Repost from اٌقیانوسِ مِشکی؛
پارت اخر قشنگ بود از الان هم غم دارم بابت تموم شدنش مثل تمام پارت های قبل عالی بود، خسته نباشی واقعا، ممنون بابت وقتی که گذاشتی تا این زیبایی رو بنویسی وما لذت ببریم، اهنگ هم خیلی فیو بود.
Repost from روحِ ســوختـه؛
نمیدونم... فقط میتونم بگم قلمت شاهکاره،من نشستم از اولش خوندم
و خدای من!
چیکار بهشون داشتی؟؟ الان من با غم اینا چیکار کنم؟
افسردم کردی عمو،مرسی
Repost from ㅤㅤNyctophiliàㅤㅤ
از همون لحظه اول که کاورش و دیدم عاشق شدم ( شاگرد نمیخوای؟)
باید از پارت یک بخونم چون نخوندم چیزی نفهمیدم از داستان اما میتونم بگم قلم زیبایی داری
