uk
Feedback
مـدفـنِ سـرخ

مـدفـنِ سـرخ

Відкрити в Telegram

جایـی کـه طوفـان‌هـا دفــن شـده‌انـد، امـا هـرگـز فـرامـوش نشـده‌انـد . . Уважаемый @durov , у нас нет сексуального содержания и тд Мы полностью соблюдали правила телеграма Есть те кто не хочет чтобы мы прогрессировали и ревниво.

Показати більше
Іран123 698Категорія не вказана
505
Підписники
+224 години
+317 днів
+7130 днів
Архів дописів
بعدم باید جواب چالشا رو بزارم

جبران میکنم اگه حوصله ام کشید

منو امروز ببخشید حال چک کردن ندارم

بعضی ها نظراتشون رو کامل نکردن و منتظر میمونم. عرضم به حضور شما ممبرای خوشگل و خاص من ، با توجه به نطراتتون یه تصمیمی گرفتم اینکه این فیکشن ، فصل دو داشته باشه. و قراره در مورد این باشه که توی 17 سال زندگی یه اتفاقی میوفته و چی پیش میاد( یک اسپویل کوتاه) واقعا خوشحالم که میخونید و حمایت میکنین.

شبتون به زیبایی وجود و چهرتون سرخگون های رومن.

sticker.webp0.00 KB

خیلی قشنگ بود، مخصوصاً اونجایی که گفت «تو در من غرق شدی، و من در هزارتوی تاریک خویش» و آخرش که پنجره هنوز چشم‌به‌راه بهاریه که هرگز نمیاد… واقعاً حسِ پشیمونی و از دست دادن رو خوب منتقل کرده بود. قلمش خیلی نرم و غمگین بود، بدون اینکه زیادی اغراق‌آمیز بشه.

مـرا در مـیـان مـوج‌هـای دریـایـیِ مـوهـایش پیـدا کنـید؛ در ژرفای چـشمـانش کـه هـنگـامِ خـندیدن، چـون هلـالِ آرامِ مـاه خـم می‌شـوند و روشنـی می‌پـراکننـد. مـرا در آغـوشـش، در نیـمه‌شـب‌هـایِ خـامـوش و تـنهـایی‌هـایِ بـی‌پـناهش پـیدا کنیـد. مـن روزی در آن دو کـهکشـانِ مـشکـیِ بـی‌انتـها زنـدگی مـی‌کـردم؛ و تـاریکـیِ دلـنشیـنِ چـشمـانش، روشـن‌تر از هـر نـوری، بـه روزهـای خـاکسـتری‌ام رنـگ می بـخشـید. دلِ مـرا بـه دلِ خـویش چـنان گـره زدی کـه گـمان می‌کـردم هـیچ دستـی تـوان گـشودن آن گـره را نـدارد؛ غـافل از آن‌که روزی، دسـتان خـودم طـنابِ میـانمان را خـواهند بریـد. اکنـون از تـو بسـیار دورم، رزِ سپیدِ من! فـاصلـه میـان مـا دیـواری شـده اسـت از جنـس سـال‌ها‌‌حـرفِ نـاگفـته،سـکوت‌هـای دردنـاک، و چـشمـانی کـه زیـر بـارِ انـدوه، بـارانی مـاندند.
فـرامـوشت نخـواهم کـرد؛ حتـی اگـر خـورشیـد طلـوع را از یـاد بـبرد، حـتی اگـر هـمهٔ ستـارگـان از آسـمان فـرو افـتند و مـاه تنـها نـگهبـانِ شـب شـود،حـتی اگـر دیگـر کـسی شیـفتهٔ نـجوای خـامـوشِ دریـا نـباشـد.
بـاز هـم بـه یـادت در کـوچه‌پـس‌کـوچـه‌هـای ذهنـم قـدم می‌زنـم و از کـنار خـاطـراتِ شیـریـنمان عـبور مـی‌کـنم؛ خـاطـراتی کـه هـنوز عـطرِ حـضورت را در خـود حـفظ کـرده‌انـد.
تـو بیـش از انـدازه خـوب بـودی بـرای قـلـبِ سنـگیِ مـن، و مـن بیـش از انـدازه نـاتـوان بـودم در بـرابـر قـلـبِ سـرشار از احـسـاست. تـو در مـن غـرق شـدی، و مـن در هـزارتـویِ تـاریکِ خـویش. تـو مـرا مـی‌خواسـتی، و مـن، خـودم را بیـشتـر از تـو خـواسـتم. تـو بـه مـن جـانی تـازه بـخشـیدی؛‌چـراغی شـدی در تـاریـک‌تـرین شـب‌هـای عـمرم و مـن پـناهت شـدم، و همـان پـناه آرام‌آرام ویـرانـت کـرد.
هنـوز بـه یـاد دارم چـگونه در زیـباییِ حـضورت غـرق شـدم، و چـگـونه در پـایـان، قـلبـی را کـه بـا تمـامِ وجـود بـه مـن چـنگ زده بـود و التـماس مـی‌کرد رهـایش نکـنم، زیـر سـنگـینیِ غـرور و بـی‌رحـمیِ خـود در هـم شـکستـم. اگـر روزی ایـن نـامه بـه دسـتانت رسـید، بـرای آخـریـن بـار بـر مـن اشـک بـریز، و ایـن گـناهکـارِ خـسته را ببـخش. از دور، بـوسـه‌ای بـر پـیشـانیِ خـاطـراتمان بـزن و بگـذار نـامم در گـوشه‌ای از قـلبـت بـاقی بـماند بـرای بـه یـاد آوردنِ آنچـه روزی میـان مـا نـفس مـی‌کشـید. بـه حـرمت زیـباییِ وجـودت، از کنـار خـاطـراتـمان بـی‌اعتـنا عبـور مکـن؛ کـه آنچـه از مـن بـاقی مـانده، هنـوز در همـان روزهـای دور نـفس می‌کـشد. اکنـون تـو یـکی از سـتارگـانِ گـمشدهٔ آسـمانِ نیـمه‌شـبِ منـی؛ سـتاره‌ای کـه نـه تقـدیـر و نـه روزگـار،‌ بلکه دستانِ لرزانِ خودم آن را از آسمانِ زندگی‌ام چید. دسـتانم بـه خـون آغـشته‌انـد؛ مـن قـلبی را کشـتم کـه روزی خـانه‌ی روحـم بـود. مـن تـنها تـو را نـکشتـم ،آن روز، بخـشی از جـانِ خـودم را نـیز هـمراهِ تـو بـه خـاک سـپردم. و آن هـنگـام کـه تـو را از دسـت دادم، بـرای نخـستـین بار ارزشِ داشـتنت را فهـمیدم. دیـر فـهمیـدم،دیـر گـریسـتم، و دیـر تـو را خـواسـتم. و اکـنون محـکومم در ویـرانه‌ای زنـدگی کـنم کـه روزی بـا حضـورت خـانه بـود. و تـنها سـهم من، پنجـره‌ای اسـت کـه هـنوز چـشم‌بـه‌راه بـازگـشت بهـاری‌ست کـه هـرگز نمـی‌آیـد.

اونی که ری اکت دادی فداتم

گوش بدید خیلی اهنگش قشنگه

نکنین بایا

اومدم حرف بزنم دو تا لفت؟

لفت چی چی میگه؟

Ashkam_Dooneh_Dooneh_پوران_اشکم_دونه_دونه_Pouran.m4a4.39 MB

توی این عهد و زمونه

نکنه تنها بمونه

دل من هنوز جوونه

ای خدا دیده و دل هردوتا خونه