یک بار برای همیشه
Відкрити в Telegram
This time, I finish it once and for all.
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
367
Підписники
-724 години
-127 днів
+5330 днів
Архів дописів
عموی کوچیکم تو یه خونه زندگی میکردیم
بعد ازدواج کرد یه شهر دیگه رفتیم ولی دقیق شب قبل فوتش اومد خونمون صبحیمرقت سرکار منو گذاشت جلو مدرسه خیابون پایین تصادف کرد با دو دختر یکساله و۶ساله یتیم موندن
دختر کوچولوش میگه صدای بابام چطوری بود؟
خانمش میگه چطوری نگات میکرد؟
میان میگن آخرین حرفاش چی بود
یکی از اصلی ترین دلیلایی که من اینجام من پشت بمونم من این مسیر رو خراب کردم اون بود خیلی بهم ریختم به خصوص اولیش
اومدم میبینم موهاشو تراشیدن
تو یه اتاق کنارشم خوابه
تا صبح بیدار بمونم نگاش کنم؟
فردا فعلا نه💘
مامان بزرگم بمدتیه بعد فوت بابا بزرگم سرطان گرفته اومدم پیشش یه چند روزی🫠
