uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

کانون همخوانی شریف📖✨

کانون همخوانی شریف📖✨

Відкрити в Telegram

«یه روزی یه کتابی میاد که مسیر زندگیت رو تغییر میده!✨📖» اینجا پناهگاهی برای جان‌هاییست که در هیاهوی روزگار، به دنبال سکوتی برای خویشتن‌اند. به امید گسترش فرهنگ کتابخوانی و کتاب دوستی..🌱 گپ: @sutreading_gap

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
897
Підписники
+124 години
+27 днів
+10530 днів
Архів дописів
نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت پرده ی خلوت این غمکده بالا زد و رفت کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت درد بی عشقی ما دید و دریغش آمد آتش شوق درین جان شکیبا زد و رفت خرمن سوخته ی ما به چه کارش می خورد که چو برق آمد و در خشک و تر ما زد و رفت رفت و از گریه ی طوفانی ام اندیشه نکرد چه دلی داشت خدایا که به دریا زد و رفت بود آیا که ز دیوانه ی خود یاد کند آن که زنجیر به پای دل شیدا زد و رفت سایه آن چشم سیه با تو چه می گفت که دوش عقل فریاد برآورد و به صحرا زد و رفت.. #ابتهاج #شب‌چهل‌و‌هفتم #شب‌شعر 💫📖@sut_reading 💫📖@sutreading_gap

آیا تا حالا تو زندگی‌ات «اشتباهی» پیش اومده که اول بابتش خیلی ناراحت شده باشی، اما بعدها متوجه بشی که اون اشتباه، تو رو به یه مسیر بهتر یا ایده خلاقانه‌تری هدایت کرده است؟ (منطق شکل‌گیری این کتاب، همینه!) «اشتباهات، بن‌بست نیستند؛ بلکه خروجی‌هایی به سمتِ مسیرهای کشف‌نشده‌اند.» شاید شما هم شنیده باشید که زندگی ما از میلیون‌ها تصمیم ریز و درشت تشکیل شده. ولی به نظرم آجر دیگه معماری زندگی، *اشتباه‌ها* هستند. ترکیب اشتباه‌ها و تصمیماتی که بعد از اون‌ها می‌گیریم، بخش‌های مختلف زندگی ما رو شکل میدن. اگه شما هم مثل من یه روزی درگیر کمال‌گرایی و پرفکشنیسم بودین، یه شانس به این کتاب بدین. ژانر | #کتاب_کودک نویسنده | #کورینا_لویکن نشر | #پرتقال با ترجمه شبنم ابراهیمی‌پور 🔸 این کتاب رو هم می‌تونی تو طاقچه بی‌نهایت و فیدی‌پلاس پیداش کنی! ✍️@anahidsh 💫📖@sut_reading 💫📖@sutreading_gap

#معرفی_نویسندگان_خارجی کارلوس فوئنتس (۱۹۲۸ –۲۰۱۲ ) نویسنده مکزیکی و یکی از سرشناس‌ترین و مشهورترین نویسندگان اسپانیایی زبان آمریکای لاتین است. فوئنتس در پانـاماسیتی بـه دنـیا آمد، به روزنامه نگاری و رمان‌نویسی و نوشتن نمایشنامه و نقد ادبی پرداخت. او تـحصیلاتش را دنبال کرد و پیـشهٔ سیاسی پدرش را ادامـه داد و دارای مـناصب متعدد دولتی و دیپلماتیکی مثل سفارت بود و از این منظر فردی سیاسی است. فوئنتس از نویسندگان تأثیرگذار بر پیشرفت ادبیات آمریکای لاتین شناخته می‌شود و افتخارات زیادی را در زمینه ادبیات برای کشورش به ارمغان آورده است. هر‌چند که وی به عنوان کاندیدای احتمالی جایزه نوبل شناخته می‌شد، اما موفق به دریافت آن نشد. فوئنتس به دلیل موقعیت شغلی با فرهنگ و دانش جهانی آشنایی کامل داشت و سطح بالای اطلاعات و دانش ارائه شده در کتاب‌هایش همواره خوانندگان را تحت تأثیر قرار داده است. وی همچنین مدرس دانشگاه‌های مطرحی چون پرینستون، هاروارد، پنسیلوانیا، کلمبیا، کمبریج، براون و جورج میسون بوده است. کارلوس فوئنتس به عنوان یک داستان‌سرای ماجراجو و آزاداندیش، یک خواننده حساس و یک منتقد بی‌رحم برای کسانی که از قدرت سوء‌استفاده می‌کنند؛ شناخته می‌شود. او در آثار خود به تاریخ مکزیک و ناخودآگاه قومی اسطوره‌ای گم شده‌اش توجه دارد اما در ایـن نـگرش، مـبنا را تفسیر مدرنیستی و رویکرد غرب‌زده‌ای قرار می‌دهد که پانصد سال است بر زندگی مکزیک سـیطره دارد. فوئنتس در آثارش به مباحثی مانند هویت ملی و وضعیت اجتماعی پرداخته است. وی نویسنده‌ای بود که در طول عمر خود به کشورش وفادار ماند و برای مکزیک و هموطنانش نوشت، این موضوع سبب جایگاه ویژه‌ی او در سطح ملی شد. رمان‌های او دارای چشم‌اندازهای وسیعی است که ماهیت تاریخ کشورش را به تصویر می‌کشد. او به عنوان یک نویسنده بیشتر نظریه‌پرداز بود تا فردی سیاسی و برای عدالت و حقوق بشر فارغ از بحث‌های سیاسی؛ جایگاه خاصی قائل بود. نخستین مجموعه داستان‌های کوتاه فوئنتس در سال ۱۹۵۴ منتشر شد و در ۲۹ سالگی نخستین رمان خود با عنوان «جایی که هوا صاف است» را منتشر کرد. این رمان یک به دلیل نثر و همچنین استفاده از مکزیکوسیتی به عنوان کاراکتر اصلی، از پیشگامان رمان کلاسیک معاصر است. او در دهه ۱۹۶۰ رمان «آئورا» را نوشت که از فاخرترین آثار رئالیسم جادویی است و حتی مدتی در مدارس مکزیک تدریس می‌شد. وی جایزه‌ی ملی ادبی مکزیک را برای کتاب «ارکیده‌ها در مهتاب» برده و بر اساس یکی از بهترین کتاب‌هایش «بیگانه‌ی قدیمی» فیلمی آمریکایی ساخته شده است. فوئنتس در سال ۱۹۹۹ مدال افتخار بلیزاریو دومینکوئز را دریافت کرد. ✍🏻دکتر عرش اکمل 💫📖@sut_reading 💫📖@sutreading_gap

بیکلام🪷✨ 💫📖@sut_reading 💫📖@sutreading_gap

🎼✨اشعار منتخب دیشب

من به تو خندیدم چون که می‌دانستم تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی پدرم از پی تو تند دوید و نمی‌دانستی باغبان باغچه همسایه پدر پیر من است من به تو خندیدم تا که با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من و سیب دندان‌زده از دست من افتاد به خاک دل من گفت: برو چون نمی‌خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را... و من رفتم و هنوز سال‌هاست که در ذهن من آرام‌آرام حیرت و بغض تو تکرارکنان می‌دهد آزارم و من اندیشه‌کنان غرق در این پندارم "که چه می‌شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت؟" #فروغ‌فرخزاد #شب‌چهل‌و‌ششم #شب‌شعر 💫📖@sut_reading 💫📖@sutreading_gap

🌱✨🎻 💫📖@sut_reading 💫📖@sutreading_gap

کتاب فقر احمق می‌کند از آن دسته کتاب‌هایی است که بعد از خواندنش، نگاه آدم به «فقر»، «کمبود» و حتی رفتارهای روزمره‌ی خودش عوض می‌شود. این کتاب را دو پژوهشگر برجسته، سندهیل مولاینیتن و الدِر شفیر نوشته‌اند و تلاش کرده‌اند به یک سؤال مهم پاسخ بدهند: «چرا آدم‌هایی که درگیر کمبود هستند، گاهی تصمیم‌هایی می‌گیرند که از بیرون غیرمنطقی به نظر می‌رسد؟» اما نکته‌ی جذاب کتاب اینجاست که نویسنده‌ها فقط درباره‌ی فقر مالی حرف نمی‌زنند. آن‌ها مفهوم «کمبود» را خیلی گسترده‌تر می‌بینند؛ کمبود پول، کمبود وقت، کمبود توجه، کمبود انرژی و حتی کمبود آرامش ذهنی. ایده‌ی اصلی کتاب این است که وقتی ذهن انسان درگیر کمبود می‌شود، بخشی از ظرفیت فکری‌اش اشغال می‌شود. مثلاً کسی که مدام نگران اجاره خانه، قسط، بدهی یا خرج فرداست، نمی‌تواند با آرامش و تمرکز کامل تصمیم بگیرد. ذهن او در حالت «بقا» قرار می‌گیرد. همین موضوع باعث می‌شود اشتباه‌های بیشتری رخ بدهد؛ نه به خاطر کم‌هوشی، بلکه به خاطر فشار دائمیِ کمبود. کتاب با مثال‌های واقعی، آزمایش‌های روان‌شناسی و داستان‌های ملموس نشان می‌دهد که فقر فقط خالی بودن جیب نیست؛ فقر می‌تواند ذهن انسان را خسته، محدود و گرفتار تصمیم‌های کوتاه‌مدت کند. نویسنده‌ها می‌خواهند ما به جای قضاوت کردن آدم‌ها، شرایط ذهنی و فشارهایی را که تجربه می‌کنند بهتر بفهمیم. یکی از مهم‌ترین نتیجه‌هایی که کتاب به آن می‌رسد این است که بسیاری از مشکلات افراد فقیر، فقط با «نصیحت» حل نمی‌شود. وقتی ذهن زیر فشار شدید کمبود است، برنامه‌ریزی بلندمدت، تمرکز و کنترل تصمیم‌ها سخت‌تر می‌شود. بنابراین اگر جامعه یا سیستم‌ها بخواهند واقعاً به افراد کمک کنند، باید این فشار ذهنی را هم در نظر بگیرند. سبک کتاب بسیار روان، علمی و در عین حال داستانی است. برخلاف خیلی از کتاب‌های روان‌شناسی یا اقتصادی، خشک و سنگین نیست. مثال‌هایی که می‌زند باعث می‌شود حتی مفاهیم پیچیده هم قابل لمس شوند. این کتاب برای کسانی مناسب است که: • به روان‌شناسی رفتار انسان علاقه دارند • می‌خواهند نگاه عمیق‌تری به فقر و تصمیم‌گیری داشته باشند • درگیر استرس، شلوغی ذهن یا کمبود وقت هستند • یا دوست دارند کتابی بخوانند که هم علمی باشد و هم روی نگاهشان به زندگی اثر بگذارد. فقر احمق می‌کند از آن کتاب‌هایی است که فقط اطلاعات نمی‌دهد؛ بلکه زاویه‌ی دید انسان را تغییر می‌دهد. بعد از خواندنش، احتمالاً هم خودت را بهتر می‌فهمی و هم آدم‌های اطرافت را کمتر قضاوت می‌کنی. ✍🏻@reza_yarm 💫📖@sut_reading 💫📖@sutreading_gap