کافه تراس در شب
Відкрити в Telegram
679
Підписники
-124 години
-37 днів
+3330 днів
Архів дописів
مود الآنم اونجاییه که صادق هدایت تو کتاب بوف کور میگه:
حس میکردم این دنیا برای من نبود،
برای یک دسته آدم های، بی حیا،پررو، گدامنش،نامرد و چشم دل گرسنه بود./:
شاید اگه تکنولوژی جوری بود که میشد الان
آدمایِ مورد علاقمو از تو گوشی بکشم
بیرون ، همین الان از پنجره گوشیمو پرت میکردم پایین ./:
من سرم درد میکند ، کمرم هم درد میکند و افکارم هم جور غریبی شدهاند ، گویی آنها هم درد میکنند ؛ امروز غمگینم .
داستایفسکی
فقط کافیه تو روزای اول یکی چپ بهم نگاه کنه که کله خودمو خودشو باهم بکوبم به دیوار./:
و از قضا من امروز کلاس حسابداری هم داشتم و تازه برگشتم از کلاسی که اصلا تشکیل نشده و گفتن آخر هفته تشکیل میشه
و بله کلاس رانندگی نرفتم و به جاش امتحان دادم که اونقد عجله ای بود اصلا نمیدونم خوب از پسش بر اومدم یا نه
من ساعت سه امتحان پایان ترم داشتم که همین که رفتم آزمون بدم گفت ساعت ۵امتحانه و تاریخش عوض شده بود بدون اینکه بگن/:
من قرار بود صبح ثبت نام کنم برا آزمون رانندگی جلسه تمرینی گرفته بودم رفتم بهم گفتن عصر ساعت ۵بیا
