کافه تراس در شب
Відкрити в Telegram
678
Підписники
+324 години
+107 днів
+7430 днів
Архів дописів
- میدانم آدم درست من نبود . .
اما من دلم برای روز هایی ك هنوز این واقعیت را نفهمیده بودم تنگ شده :)))!
در همین که شکم درد دارم و دارم به غمگین ترین حالتای زندگیم فکر میکنم یه لیوان بزرگ دارم چای سبز میخورم و حس میکنم یه غمگین باکلاسم.
هیچکاری نمی تونم بکنم؛ روی تخت، خسته و کوفته، افتادم. ساعت به ساعت افکارم میگردند، میگردند در همان دایرههای ناامیدی و ترس. حوصلهام به سر رفته. هستیِ خودم منو به شگفت انداخته؛ چقدر تلخ و ترسناکِ وقتی که آدم هستیِ خودش رو حس میکنه (:
این احساس پر از نا امیدی از کجا سر چشمه میگیره که خوبی داری میگی میخندی یهو آوار میشه سرت و همونجا سکوت غم افکار پر از تلاتم یواش یواش گوشه کنارت جمع میشن.
Repost from Real life vampire
این پیام رو فور کنید تا چنلتون رو نقد کنم و بگم چیکار کنید که بهتر بشه.
اسپم نباشه محتوا داشته باشه.*دوست داشتید جوین بدین.
سلام عزیزم مینی ماگه و برای دانشگاه و سرکار رفتن خیلی پیشنهاد میکنم من تا سه ،چهار ساعت امتحان کردم
و چقد قشنگ میشه اگه آدم امنی پیدا کنی که تو این روزا بتونه بهت توجه کنه،فکر کنم آدم امن من مامانمه بدون اینکه چیزی بگم برام بستنی و خوراکی خریده چون میدونه تو این روزا بدنم به شدت گرم میشه و دلم فقط خوراکی میطلبه.
وقتی تو دوره پی ام اس کوچیکترین توجه ها و کوچیکترین بد رفتاریا میشن مرکز توجه بدنت
