uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

𝐷𝑟𝑒𝑎𝑚 𝐶𝑎𝑠𝑡𝑙𝑒🩰🪽

𝐷𝑟𝑒𝑎𝑚 𝐶𝑎𝑠𝑡𝑙𝑒🩰🪽

Відкрити в Telegram

.𝑹𝒆𝒎𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 𝒘𝒉𝒐 𝒚𝒐𝒖 𝒂𝒓𝒆.🩷🪞

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
207
Підписники
Немає даних24 години
-37 днів
-730 днів
Архів дописів
چشم یا دریچه روح؟ ✨ (این نقاشیام رفرنس داشتن 🎀) ابزار : گوشی و انگشت عزیزم 😂❤️
+4
چشم یا دریچه روح؟ ✨ (این نقاشیام رفرنس داشتن 🎀) ابزار : گوشی و انگشت عزیزم 😂❤️

Repost from ·Alaska, Alaska·
فرصت‌ها رو خراب می‌کنی چون مدام از خودت می‌پرسی: «اگه شکست بخورم چی؟ اگه همه رو ناامید کنم چی؟» قبل از این‌که دنیا ردت کنه، خودت خودت رو رد می‌کنی و انقدر حواست به همه‌‌ی چیزهایی که ممکنه خراب بشن هست که جلوی همه‌‌ی چیزهایی که می‌تونستن خوب پیش برن رو می‌گیری.

Sydney Rose - 5 More Minutes (1).mp38.94 MB

_فن آرت کتاب اخگری در خاکستر 🔥✨ گایز این کتاب چهار جلدی فانتزی, خاورمیانه ای حماسی و عاشقانست و بشدت پیشنهادش میکنم. قلبتونو
+3
_فن آرت کتاب اخگری در خاکستر 🔥✨ گایز این کتاب چهار جلدی فانتزی, خاورمیانه ای حماسی و عاشقانست و بشدت پیشنهادش میکنم. قلبتونو لمس میکنه☁️🌝 #معرفی_کتاب

_بهترین کتابهای فانتزی که تا حالا خوندم : اخگری در خاکستر ⚔☄ ناتوان🌿 سنگدل 🥀 پیکارگسل🌬 دسته چهارم 🖤 مغازه خودکشی 🍷 فابل🌊 #معرفی_کتاب

با فوتوشاپ پخته شده~✨🩵 𝔻𝕚𝕘𝕚𝕥𝕒𝕝 𝕒𝕣𝕥
با فوتوشاپ پخته شده~✨🩵 𝔻𝕚𝕘𝕚𝕥𝕒𝕝 𝕒𝕣𝕥

_کتاب خوندن خطرناکه ؛ عاشق جاهایی میشی که وجود ندارن و آدم‌هایی که هیچوقت ملاقاتشون نمیکنی💘

𝕆𝕙 𝔼𝕞𝕡𝕥𝕪..🎹✨

_Morning💓🎻🧑‍🩰

شبتون پر ستاره و آروم ✨🪉
شبتون پر ستاره و آروم ✨🪉

به یاد آنان که جسارت بیشتری از ما داشتند ، حرف مارا بلند تر فریاد زدند، و امروز در کنار ما نیستند 💔🕯

دست گلش رو گذاشته بود و رفته بود. داشتم فکر میکردم یعنی قلبش چقدر شکسته و غمگین بوده؟ :)🫗
دست گلش رو گذاشته بود و رفته بود. داشتم فکر میکردم یعنی قلبش چقدر شکسته و غمگین بوده؟ :)🫗

𝔸𝕟𝕒𝕤𝕥𝕒𝕤𝕚𝕒✨🤎

گایززز نقاشی جدیدم که از کار سم یانگه تموم شد🥹 _لازمه اشاره کنم با گوشی و انگشت کشیدمش؟ 👀 _چطور شده؟🌟🪿
گایززز نقاشی جدیدم که از کار سم یانگه تموم شد🥹 _لازمه اشاره کنم با گوشی و انگشت کشیدمش؟ 👀 _چطور شده؟🌟🪿

New York City(MP3_160K).mp32.74 MB

من نمیدونم باید از زندگی متنفر باشم یا شخص خاصی یا چی؛ الان فقط متنفرم و دلم گریه میخواد.

Repost from ·Alaska, Alaska·
صبح توی مترو در حالی‌که کم‌کم داشت بغضم می‌گرفت، از انسان‌ها ناامید شده بودم و از تعجب نمی‌دونستم باید چی کار کنم، دیدم یک نفر داره باهام صحبت می‌کنه. هندزفریم رو درآوردم و گفتم: «بله؟» گفت: «می‌گم که من خیلی ترسیدم. تو هم ترسیدی؟ من وقتی خیلی می‌ترسم تند تند حرف می‌زنم، می‌شه با تو حرف بزنم؟» تمام مسیر رو چسبیده بودیم به هم، دست همدیگه رو گرفته بودیم و تند تند صحبت می‌کردیم. خیلی بامزه بود که وسط یکی از عجیب‌ترین روزها یک غریبه‌ی جالب پیدا کردم که تنها نباشم.

4_5958395644270871626.mp33.01 MB