uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

Hiraeth

Hiraeth

Відкрити в Telegram

مینویسم و خلق میکنم و ثبت میکنم برای بودن ... صدام کن فربد https://t.me/XBCHATBot?start=sec-cgehiefee

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
549
Підписники
-424 години
+197 днів
-2530 днів
Архів дописів
تمرین
+1
تمرین

گاهی غمی که تو سینه آدمی هست رو اگه کوهستان داشت از هم می‌شکافت. اما من مطمئنم زمین و کوهستان تحمل سنگینی قدم‌های تورا هم نخواهند داشت و درختان سرافراز و بید های مجنون هم در برابر اراده تو سر خم خواهند کرد ...

دانشگاه عزیزوم دلم برات تنگ‌ شده بود 📸
+1
دانشگاه عزیزوم دلم برات تنگ‌ شده بود 📸

انگار من از جایِ بریده‌ی زخمی در تنِ تو روئیده ام... #فروغ_فرخزاد #Dark_Ambient #Piano_Ambient 🇫🇷

شازده کوچولو، داستانی کوتاه اما خب کتابی هست که همیشه حرفی برای گفتن داره. تو هر دوره از زندگیم که باشم متناسب با حال روحس و نیازها و علایقم تو اون مقطع، شازده کوچولو هم برام معنا و مفهوم جدیدی پیدا میکنه و هیچوقت تکراری و یکنواخت نمیشه و برای همین جایگاه خاص و محکمی توی زندگیم داره. این روزا و این دوره به این فکر میکنم کسی که با کنجکاوی همه چیز رو میبینه و به اصطلاح نگاه میکنه و کمی جانب دار تر بگم، کسی که تاریخ فلسفه و حتی ادبیات رو دنبال میکنه به مانند مسافر کوچولو از این سیاره به اون سیاره میره و با مطالعه آثار و طرز تفکر هر شخص و نگریستن به جهان از منظر اون آدم، سیاره ای رو به مقصد بعدی با انبوهی از دستاورد ها یا حتی سوالات بیشتر و کنجکاوی عمیق تر ترک خواهد کرد. شاید واقعا حق با روباه بود، با چشم دل باید نگریست ... کسی که با چشم جان جهان رو ولو با همه تلخی‌هاش نگاه میکنه همیشه حرفی برای گفتن، خواهد داشت. کسی چه میدونه شاید در پس این سفر از خویشتن به خویشتن هم روزی خلبانی در بیابان دل تو گرفتار بشه و اونوقت هست که داستان تو برایش شنیدنی خواهد بود

📸
📸

photo content

یادداشت کوتاه خوبه آدم گاهی عاشقی کنه. بدون نگرانی و بیخیال از اینکه بعدش چی میشه، به خودش اجازه تجربه این حس رو بده. آدم عاشق و شیفته و شیدا، پا به هرجایی که بذاره با خودش صفا میاره

سقراط اولین نفری بود که همه چیز رو عقل می‌دونست. یعنی عقل رو تنها ابزار سعادت بشر به شمار میاورد. از جدل و دیالکتیک با مخالفان گرفته تا تشخیص درست و نادرست و اخلاقی و غیر اخلاقی و حقایق این دنیا، همه و همه فقط با عقل ممکن هست. ( بعدها دکارت هم به نوعی این حرفا رو زد و کمی چاشنی متافیزیکی هم به این موضوع اضافه کرد. ) نیچه این عقیده رو قبول نداشت؛ به زبان ساده بخوام بگم نقد نیچه به سقراط این بود که عقل مطلق، میل و شوق به زندگی رو در دراز مدت میگیره و فرصت برای رشد بقیه ابعاد انسان رو فراهم نمیکنه و انسان اگر رشد نکنه و خلاقیت نداشته باشه به موازاتش جامعه پژمرده و خشک میشه. معتقد بود این دیدگاه از سقراط شروع شد و در طول قرون وسطی و بعضا دوره هایی ادامه پیدا کرد و مایه سقوط تمدن ها و زوال بشریت بود. عقلانیت دگم که دائما تورو در موضع تضاد بین عقل و دل ، ایمان و کفر و این جهان و جهان پس از مرگ قرار میده و همواره در موضع بی‌ثباتی هستی و علایق و نیاز های روحی و جسمی و جنسی‌ات به مرور سرکوب و از بین میره و عملا اشتیاقی به لمس زندگی باقی نمیمونه و این به مرور منجر به نه گفتن به زندگی میشود. زندگی که هیچ شوق و فتحی درش نیست و همیشه به جهان پس از مرگ ارجاع داده میشه همه چیز. از این منظر، نیچه سقراط رو پست ترین انسان زمانه خودش می‌دونست. از دل این دیدگاه بود که نظریه اراده معطوف به قدرت خلق شد. قدرت، نه به معنای زورگویی به زیردستان و قدرت نمایی بلکه به معنای این که انسان توانایی این رو داره که به هرچیزی که دوست داره برسه و به دنبال خلاقیت و تمایلاتش بره و دل رو راهنمای مسیر زندگانی قرار بده و اون موقع هست که میشه گفت که ″ آری به زندگی ″

نمیدونم چرا ولی فعلا ترجیح دادم به همین مقدار نوشتن بسنده کنم. در حالی که میتونستم بیشتر بگم

امروز چیزی موقع ثبت این قاب منو تکون داد. نمیدونم اسمش رو چی بزارم یا با چه کلمه ای حسم رو توصیف کنم. حسم هیچ ربطی به موارد این عکس نداره. بازهم نمیدونم. اگه بخوام دربارش بیشتر بگم، میتونم بگم زندگی زمان انقدر سریع میگذره و زندگی انقدر بالا و پایین داره که حتی ممکن هست خودت رو هم فراموش کنی؛ یادت بره چیا میگفتی چه قول هایی داده بودی به خودت و حتی باید دوباره با خودت مرور کنی کی هستی و چه نگاهی به اطرافت و زندگی داشتی. دلت میخواد دوباره برای چیزهایی که حتی نداشتیشون هم کمی مرثیه سرایی کنی و اجازه بدی به خودت نقش و نگار های کوچه پس کوچه ها و خیابون ها ناخودآگاهت رو کمی ببرن به سمت و سوی افکار زیبا ولی شاید کمی غم انگیز ...

📸
📸

Нехай думка, як той ворон, Літає та кряче, А серденько соловейком Щебече та плаче... بگذار فکر، مانند آن کلاغ، پرواز کند و قارقار زند، و دلِ کوچک مثل بلبل، نجوا کند و گریه کند... تاراس شوچنکو ـ شاعر اوکراینی

🖊️ #هنر_من
🖊️ #هنر_من

تجربه به من نشون داده شما در دو صورت قوی‌ترین و جسورترین ورژن از خودتونو به نمایش میذارید یکی وقتی که همه چی دارید و پشتتون به قدرتتون به داراییتون به جایگاهتون گرمه دوم وقتی هست که هیچ چیز ندارید و در لبه پرتگاه هستید؛ در استیصال مطلق اونوقت هست که جسور میشید و با تن و روحی خسته آخرین تلاش خودتونو میکنید اگه شکست بخورید حداقل وجدانتون راحته منفعل نبودید و با وجود آخرین تلاش ها، شکست خوردید و تموم میشه همه چیز . ولی اگه کسی از دل این استیصال و ناکامی با شجاع ترین نسخه از خودش زنده بیاد بیرون، بدون اغراق اون شخص فاتح زندگی خواهد بود ...

+1
#Dream_Pop 🇺🇸

امروز مشغول بقیه کتاب بودم و خودم رو غرق کلمه به کلمه و پاراگراف به پاراگراف کتاب کرده بودم تا اینکه بخشی از کتاب از فاز روانشناسی خارج شد و کمی به فلسفه پرداخت؛ کمی درباره سقراط صحبت کرد و جلوتر به نیچه اشاراتی داشت و نقدهایی که به سقراط وارد کرده بود و بحث های زرتشت نیچه و اراده معطوف به قدرت و رابطه همه اینها با مبحث خودشناسی، که تموم صحبت های کتاب حول محور این کلمه هست. قسمت های فلسفی رو با هیجان و دقت می‌خوندم و امروز رو حس کردم چیز مفیدی یاد گرفتم. تو این حال و هوا بودم که ناخودآگاه گفتم این مطالب رو به خاطر بسپارم و پدربزرگ رو که دیدم درباره اینها باهاش مشورت کنم و دیدگاهش رو بشنوم اما ... اما یکهو انگار که سیلی به صورتم زده باشن، جا خوردم و یادم اومد پدربزرگ مدتهاست که رفته ولی من هنوز با این قضیه نتونستم کنار بیام. یادم نبود که خیلی وقت هست که نیستی و من تا آخر عمر باید این حرفها رو تو سینه خودم نگه دارم . ✍🏻 یادداشت ۲۰ خرداد ۱۴۰۵

من از محبتِ دنیا، دل آن‌چنان کندم که هرچه ناز کند شوقِ التماسم نیست.. #Atmospheric_Black #Ambient_Black #Black_Metal 🇦🇺

واقعیت این هست وقتی روزهای خوبی رو آرزو می‌کنیم، ایده آل ترین حالت ممکن از زندگی رو تو ذهن خودمون تصور کرده‌ایم و اون رو برای یکدیگر خواسته ایم. حقیقت شاید این هست که تو هیچ نقطه ای از کره زمین زندگی ایده آل نبوده و نمی‌تونه باشه چرا که رنج و سختی و چالش با انسان عجین شده و تفکیک این دو از هم غیر ممکن هست‌. اما خبر خوب این هست که میتونیم بجای روزهای خوب، خواستار صبر زیاد برای همدیگر باشیم؛ آدمی صبرش که زیاد باشه، روزهای سخت رو با تحمل و حفظ آرامش پشت سر خواهد گذاشت و روزهای معمولی رو با دل خوش زندگی خواهد کرد . ✍🏻 یادداشت ۱۹ خرداد ۱۴۰۵