سردرگم
Відкрити в Telegram
859
Підписники
-524 години
+477 днів
+2330 днів
Архів дописів
859
حسین
اون تایم هایی که خیلی سرحال بودی رو دیدم میخوام بهت بگم که تو هنوزم همون ادم مهربون و قشنگی
حتی الان که تو داخل خودت نمیبینی اینارو من بجای تو خوبیاتو میبینم
859
نمیخواهم کسی معنای مرا حدس بزند
یا بگوید حق با توست؛
فقط بگذارید در سایهی خودم بمانم، دور از دستِ نجات.
من دیگر جانِ مقابله با «من»های شما را ندارم.
اینو خودم نوشتمش
859
https://t.me/HxConfused/22999
تو هر جوری شبت صبح هم بشه
تو خیابون هم سیر کنی
باز حق نداری جا بزنی
صد ها جاویدنامی که داشتیم تو خیابون میخابیدن
باز جا نزدن
ادما از امثال تو دور میشن
از کسایی مثل تو ترد میشن
چون ضعیفین
چون نمیتونید مرد بودنتون دنبال کنید
کاش اونقدری قوی بودی که میگفتم میرم و برمیگردم و موفق میبینمت پسر
859
هنوزم ادمایی هستن که زندگیو میتونن برات رنگی کنن یا حداقلششش افسرده نیستن با اونا ارتباط برقرار کن و روحتو خوب کن همین.
859
https://t.me/HxConfused/22989
اره هستی نباشی هم همش تو خودتی
یا ادم حس میکنه یه ادم پوچی
از بس دنبال ضعفی
یکم به خودت بیا
من دختر طلاقم
یادم نمیاد کی بابام بهم پول داده باشه
یادم نمیاد مامانم کی بهم گفتع دوست دارم یا بچمی یا ذره ای حس بهم داده باشه
عاشق شدم کیرخوردم
داداشمو از دست دادم
رفیقم خودکشی کرد
صدها بلای بدتر از این
ولی الان حتی یادم نمیاد کی گریه کردم
میدونی چرا؟
چون تلنگر شد که نه مرگ میتونه ارومم کنه
نه توخودم بودن و ضعف نشون دادن
یا نمیدونم به عشق و کصشرا توجه کردن
و نه حتی ارزش اینو میدونم که بخام واسه عشقی که بچه بازی بوده گریه. کنم
چیزی ک پایین کشیدم
یا برای کسی نگران باشم
یا بخام حتی خودمو سرزنش کنم
میدونی چرا جامعه داره زن رو قوی نشون میده؟
چون شما جا زدین ولی ما تا تهش رفتیم و میریم
