uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

ره‌آورد بهشت

ره‌آورد بهشت

Відкрити в Telegram

"هیچ نبشته نیست که آن به یکبار خواندن نیرزد" ابوالفضل ترکاشوند، دانشجوی زبان و ادبیات فارسی. @abtr7

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
340
Підписники
+124 години
+67 днів
+4630 днів
Архів дописів
از حواشی ضبط کردن دوره‌ی عروض😂

Repost from N/a
داداشمم داره سماعی میشه😂😂😂

Repost from N/a
Відеоповідомлення01:00

Kavire Del (Lo-Fi Cover).mp36.63 MB

دوستیِ دوست‌داشتنیِ من❤️‍🔥

Repost from N/a
سامان نداد بخت مرا شانه‌ی کسی دیگر برای زلف پریشان غزل بس است -متین دوستی-

امروز ناگهان به یاد ایام کنکور خود و دوستانم افتادم. چه رویاهایی داشتیم... یکی پزشکی می‌خواست و دیگری مهندسی نفت. چندتن فرهنگیان می‌خواستند و چندتن وکالت و قضاوت و... حال امروز به یاد عزیزان افتادم... چندنفر سر کارند و چند نفر بی‌کار. یکی مانند من سر در کتاب و یکی هم مانند آن جوان ناکام مرحوم در کف گور در حال خواب. هریک بی‌خبر از دیگری مشغول زندگی‌ این‌جهانی و آن‌جهانی خود هستیم... دوستی‌ها چه زود فراموش می‌شوند... البته دغدغه‌ها هم بی تاثیر نیستند... هریک هر لحظه برای بقا درحال زیستن هستیم... یادشان به‌خیر کاش آنان هم به یاد ما باشند.

شرح اصطلاحات عرفانی مثنوی را آقای مهدی‌زاده لطف می‌کنند و پیش می‌برند. پیشینه‌ای برای این حکایت ذکر نشده است. نیکلسون می‌گوید: «این داستان مثنوی را نخستین مأخذ شرقی می‌دانیم که در ادبیات غرب راه‌یافته و در فرهنگ عامه تأثیر کرده است.»¹ 1. ر.ک. شرح مثنوی معنوی مولوی، دفتر اول، ص ۵۷.

#نردبان_آسمان #مثنوی #مولوی #حکایت ۲ (۴) [پایانی] 11/ زیرا صیاد از برای صید مرغان صدای مرغ را تقلید می‌کند و چون مرغ به هوای هم‌جنس خود بر زمین می‌نشیند به دام صیاد می‌افتد از همین دست است کار فرومایگانی که سخن درویشان را بر زبان می‌رانند و مسیلمه کذاب¹ را پیغمبر قلمداد می‌کنند تا ساده‌دلان را بفریبند؛ غافل از آنکه کار مردان روشنی و گرمی است کار دونان حیله و بی‌شرمی است شیر پشمین از برای کَد² کنند بُومُسَیلِم³ را لقب احمد کنند بُومُسَیلِم را لقب کذاب ماند مر محّمد را اولوالالباب⁴ ماند آن شراب حق، ختامش⁵ مُشک ناب⁶ باده را ختمش بود گند و عذاب ____
1. از مردم یمامه و یکی از مدعیان نبوت بود که در اواخر عهد پیامبر (ص) ادعای پیامبری کرد. مردم یمامه و بنی حنیفه در سال ۶ یا ۷ یا ۱۰ هجری فرستادگان خود را برای قبول دعوت پیامبر (ص) به مدینه گسیل داشتند و مسيلمة ابن حبیب یکی از این فرستادگان بود که بعدها ادعای نبوت کرد و از همین رو به مسیلمه کذاب شهرت یافت وی به‌محض بازگشت به یمامه شروع به گفتن سخنانی سجع آمیز کرد و به‌این‌ترتیب می‌خواست آیاتی نظیر آیات کوتاه قرآن بیاورد. هنگامی که خبر حجةالوداع و خستگی و بیماری پیامبر (ص) در اطراف پیچید مسیلمه نامه‌ای به پیامبر (ص) نوشت و پیشنهاد کرد که دنیا را میان خود قسمت کنند و نیمی از زمین از آن مسیلمه و بنی حنیفه باشد و نیم دیگر از آن قریش پس از وفات پیامبر (ص) مسیلمه با زنی از بنی تمیم که او نیز مدعی نبوت بود ازدواج کرد و متحداً در گسترش دعوت خویش کوشیدند. سرانجام در زمان ابوبکر در سال ۱۲ هجری، ضمن جنگ سختی که میان سپاه اسلام با ایشان در گرفت مسیلمه کشته شد.
2. گدایی
3. مقصود همان مسیلمه کذاب است.
4. صاحبان خرد.
5. ختام مهر، گل یا موم یا هر چیز دیگری که با آن در چیزی را مهر کنند و بپوشانند.
6. اشاره به آیات ۲۵ و ۲۶ سوره مطففین است که می‌گوید می‌چشانند ایشان را از ویژه‌ترین شرابی مهر کرده؛ مهر آن از مشک.
ره‌آورد بهشت @rahavardebehesht

ابروی او به غمزه قوی دست و من ضعیف زورم نمی‌رسد به کمان، آه می کشم

خداروشکر دکتر به دادم رسیدن چون داشتم بخاطر منطق الطیر یه فشار مضاعف رو تحمل میکردم زبان پرندگان در این نقطه به پایان میرسه و منتظر دوره دکتر میمونیم

بعد مشورتی که با دوستان داشتیم، قرار شد که دورۀ بعدیمون شرح منطق الطیر باشه ... البته پیشنهادات زیاد بودن ولی خب فعلا به نظرم
بعد مشورتی که با دوستان داشتیم، قرار شد که دورۀ بعدیمون شرح منطق الطیر باشه ... البته پیشنهادات زیاد بودن ولی خب فعلا به نظرم منطق بهتره چون شرح صوتی خاصی ام نداره ... بعدش میشه کارهای دیگه ام کرد ... منبعمون قراره گزیدۀ استاد شمیسا باشه، ولی احتمالا خودم ابیات نکته‌دار دیگه‌ای رو هم اضافه کنم تا کارمون کامل‌تر بشه ... خلاصه گفتم بهتون بگم، تا اگه می‌خواین با دوره بخونیدش، فعلا دست نگه دارین ... هنوز وقتمون زیاده ... توکل بر خدا ...

sticker.webp0.06 KB

باور نمی‌کردم چنین بی‌حس شدن را ... حتی نمی‌خواهم تو را، حتی وطن را ... وقتی مرا دیدید، تسلیت بگویید ... دیشب عزیز از دست دادم؛ خویشتن را ... انگار راه آسمان را بسته بودند ... نشنید او هم آخرین فریاد من را ... آمد سر قبرش برای گریه کردن ... وقعی نهاد این بار، شیرین، کوهکن را ... ای عشق! وا کن این گِرِه را هم به دندان ... بدجور محکم بسته‌ام بند کفن را ...

شب رفت و حدیث ما به پایان نرسید شب را چه گنه؟ حدیث ما بود دراز...

بخش اول #زبان_پرندگان #منطق_الطیر #عطار خوانش و شرح ره‌آورد بهشت @rahavardebehesht

#زبان_پرندگان #منطق_الطیر ۱ #عطار خوانش منطق الطیر همراه با شرح بر اساس گزیده دکتر سیروس شمیسا (نشر قطره) متن ره‌آورد بهشت @rahavardebehesht

sticker.webp0.17 KB

میگن ۸۶عه