uk
Feedback
Land of souls

Land of souls

Відкрити в Telegram

⚔️ اینجا جایی‌ست برای آنان که از شکست نمی‌ترسند؛ جایی میان تاریکی، مرگ و شعله‌ای که هنوز خاموش نشده. ☠️ هر مرگ، یک درس 🔥 هر پیروزی، یک افسانه 🩸 هر قدم، نزدیک‌تر به پایان فایرلینک شراین: https://t.me/Gap_of_souls مالک: @The_impaler_hunter

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
598
Підписники
-724 години
-87 днів
+11730 днів
Архів дописів
photo content

Dear oh dear , what was it? The hunt ? The blood? Or the horrible dream? Oh it doesn't matter. It always come down to the Hunters helper to clean up of this sorts of messes. Tonight gehrman joins the hunt. اوه عزیزم،  چی بود؟ شکار؟ خون؟ یا رویای وحشتناک ؟ اوه  ،مهم نیست، این همیشه میفته به دوش شکارچیان که کمک کنن برای تمیز کردن این نوع آشفتگی ها. امشب گرمن به شکار میپیونده‌
𝑱𝑶𝑰𝑵 𝑼𝑺 Gehrman the first hunter | گرمن اولین شکارچی #dialogue #bloodborne

بریم سراغ یه استوری لاین دیگه رانی اولین دختر نیمه خدا در الدن رینگ و دومین فرزند راداگون و ملکه ماه سقوط کرده رنالا (  rennala the queen of the full moon) بود اون به مادرخودش علاقه بیشتری نسبت به بقیه داشت و وقتی پدرشون به اون خیانت کرد نسبت به پدرش بدبین شد و نفرت کمی از اون گرفت، رانی یک ایمپرین یا همونطور که قبلا هم گفتم کسانی هستن که واجد شرایط خدا شدن هستن. تنها خدای شناخته شده بازی مریکا بود که همون‌طور که گفتم به نمایندگی گریتر ویل یا اراده برتر ( greater will) به این درجه رسید، گریتر ویل در اصل خدای مطلق و بوجود آورنده لندز بیتوینه که بنظر میرسید میخواست توسط مریکا به اونجا حکم فرما بشه اما به دلایلی شکست خورد، رانی از اونجایی که در زمان اون ایمپرین دیگری وجود نداشت مورد توجه زیادی بود ولی اون نمیخواست به سرنوشت مریکا دچار بشه و بازیچه گریتر ویل بشه و از مریکا و گریتر ویل و قانون طلایی ( golden order ) بیزار بود پس تصمیم میگیره که به گلدن اوردر خیانت کنه‌. در اصل همه چیز از اینجا شروع میشه ، تعدادی بلک نایف ها ( black knifes ) که اساسین های شخصی مریکا بودن به دستور رانی به جایی که ملیکث قایم شده بود میرند و قسمتی از رون مرگ ( death rune) رو میدزدن و از اون برای کشتن گادوین استفاده میکنن. گادوین فرزند سوم مریکا و گادریک و به طور کل فرزند سوم اون بود. اون برخلاف دو برادر خود از احترام بسیار زیادی برخوردار بود و همه اون رو میپرستیدند ، اون قدرت باورنکردنی ای داشت و پیش مریکا از همه عزیز تر بود ولی توسط بلک نایف ها در یک شب که به شب بلک نایف ها ( the night of the black knifes) معروف بود توسط رانی کشته میشه ، مریکا از غم مرگ اون الدن رینگ رو میشکنه و تیکه های اون در لندز بیتوین پخش میشه ، راداگون سعی میکنه الدن رینگ رو تعمیر کنه ولی شکست میخوره و هردوی اونها یعنی راداگون و مریکا ناپدید میشن و هرج و مرج به پا میشه ، نیمه خدایان از این فرصت استفاده کرده و هر کدوم تیکه ای از الدن رینگ رو برای خودشون برمیدارن و به جنگ با هم میپردازن ،رانی برای دور زدن دیگران و برای اینکه گریتر ویل و مریکا روی اون کنترل نداشته باشند و نتونن رد اون رو بگیرن جسمش رو با رون مرگ میکشه ولی روح خودش رو در یک عروسک میدمه و در یک کالبد دیگه زندگی میکنه و هیچ گریت رونی ( تیکه های بزرگ الدن رینگ) هم برنمیداره که کسی به دنبالش نیاد . همون‌طور که بالاتر گفتم رانی برای پیش برد نقشه هاش نیاز به ستاره ها داشت ولی رادان حتی با اینکه توسط اسکارلت رات دیوانه و بیمار شده بود باز هم با جادوی باورنکردنی خودش باعث شده بود که ستاره ها از حرکت به ایستند. در همین حین ما یعنی تارنیشد به لندز بیتوین میایم و بعد یه مدتی چشم رانی رو میگیریم و نظر اون رو جلب می‌کنیم. اون خودش رو در دیدار اول به ما جادوگر رنا معرفی میکنه و به ما یک زنگوله برای احضار خاکستر های روح ( spirit ashes) میده . بعد از مدتی ما شدوی اون رو هم پیدا میکنیم ( شدو محافظان شخصی ایمپرین ها بودند) که اسمش بلاید ( blaidd) هست و یک نیمه گرگینه بود . اون از ما درخواست کمک میکنه برای پیدا کردن یک خائن که بنظر میرسه به رانی خیانت کرده ولی اون اسمی از رانی نمیبره تا هویت اون معلوم نشه. بعد از انجام درخواست بلاید اون یک مدال به ما میده و از ما تشکر میکنه و میره . بعداز پیمودن راهی دراز یک آهنگر به نام ایجی ( iji) که یک غول هست ملاقات میکنید که خدمتگذار رانیه. جلوتر یک قصر بزرگ هست که رانی در اون مخفی شده ، بعد از دیدن رانی اون از ما که به یکی از خدمتگزاران اون تبدیل بشیم و بهش خدمت کنیم ، با قبول کردن درخواستش اون از ما میخواد که برادرش رادان رو بکشیم تا بتونه نقشش رو پیش ببره، بعد از کشتن برادرش اون به سفری میره تا نقشش رو تکمیل کنه. ما در راه اونو میبینیم و اون به ما میگه که بلاید توسط گریتر ویل و تو فینگرز دیوونه شده و میخواد اون رو بکشه چون یکی از وظایف دیگر شدو ها از بین بردن امپرین ها در زمانی مثل الان که ایمپرین تهدید جدی ای محسوب میشه هستن و از ما میخواد کار اون رو تموم کنیم. بعد از کشتن اون و باسی به نام آستل زاده ی طبیعی خلع ( Astel, Naturalborn of the Void) که اون هم با ستاره ها به لندز بیتوین میاد و جلوی نقشه های رانی وایمیسته چون به نوعی نگهبان ستاره ها بوده ما میریم و انگشتری از اتاق مادر رانی یعنی رنالا برمیداریم و رانی رو در حالی پیدا میکنیم که تو فینگرز خودش رو کشته. بعد ازدواج با اون نقشش کامل میشه و هم یک همسر موعود برای خدا شدن و هم شرایط لازم رو داره. اون به ما میگه که در ستاره ها منتظر ماست و بعد از اینکه کارمون تموم شد و الدن بیست رو از بین بردیم و به اردتری نفوذ کردیم با ما به لندز بیتوین حکمفرمایی میکنه و این اتفاق هم میفته. 𝑱𝑶𝑰𝑵 𝑼𝑺 #storyline #elden_ring #ranni_the_witch

photo content

Ahh, kos, or some say kosm... Do you hear our prayers? As you once did for the vacuous rom. Grant us eyes , grant us eyes. Pl
Ahh, kos, or some say kosm... Do you hear our prayers? As you once did for the vacuous rom. Grant us eyes , grant us eyes. Plant eyes on our brains, to cleanse our beastly idiocy. The grand lake of mud, hidden now, from sight. The cosmos, of course! Let us sit about, and speak feverishly. Chatting into the wee hours of ... New ideas, of higher plane! اوه کاس یا به قول بعضی ها کاسم آیا دعاهای مارو مشنوی؟ همونطور که یک بار در رام پوچ انجام دادی. به ما چشم اعطا کن. به ما چشم اعطا کن. چشم هارا در مغز ما بکار تا حماقت هیولایی ما پاک شود. دریاچه بزرگ گل که از دید ها پنهان شده. کیهان، البته! بیاید بنشینیم و با شور و هیجان صحبت کنیم. گپ بزنیم تا پاسی از شب... ایده های جدید از سطحی بالاتر!
𝑱𝑶𝑰𝑵 𝑼𝑺 Micolash, host of the nightmare | میکولاش میزبان کابوس #dialogue #bloodborne

بریم سراغ استوری لاین میکولا میکولا فرزند مریکا و راداگون و دوقلوی ملنیا بود اون با نفرینی به دنیا میاد که اجازه بزرگ شدنش رو نمی‌ده ولی با این حال اون در جادو پیشرفت چشمگیری میکنه و بسیار جادوگر ماهری میشه. اون با اینکه یک پسر بود ظاهری بسیار زیبا و مسحور کننده داشت و تقریبا همه اون رو دوست داشتن به همین دلیل بود که اون رو میکولای عزیزتزین ( dearest miquella) مینامیدن ، خیلی ها اعتقاد دارن این بخواطر جادوی اون بوده که باعث گول زدن و مسحور کردن آدما میشه و به نوعی اقواشون میکنه و خیلی ها فکر میکنن که برعکسه و بخواطر ظاهر و ذاتش این جادو رو داشته که منطقی تره. میکولا وقتی میبینه که نمیتونه بزرگ بشه تصمیم میگیره با جادوی خودش یک هلیگتری ( haligtree) بسازه و با حبس کردن خودش اون تو به مدت زیادی نفرینش رو از بین ببره ، همون‌طور که گفتم وظیفه ی محافظت از اون رو خواهر دوقلوش ملنیا برعهده داشته. بعد از جنگ بزرگ لندز بیتوین که پس از ناپدید شدن ماریکا و به هم خوردن توازن قدرت شکل میگیره ملنیا به دستور میکولا برای کشتن رادان می‌ره که دلیلشو جلوتر میگم. و اون و کیلید رو با اسکارلت رات نفرین میکنه. در این بین موهگ ارباب خون ( mohg the lord of blood ) اون رو به سرزمین خودش یعنی موهگوین میبره که با تزریق خون خودش به اون اون رو دوباره به هوش بیاره و به همسر خودش برگزینه که بتونه اون رو به یک خدایه کامل تبدیل کنه و بعد به عنوان همسر اون قدرت رو به دست بگیره و امپراتوری خودش رو بنا کنه. یا این چیزی بود که موهگ فکر میکرد ولی در اصل میکولا با جادویه خودش اون رو مسحور کرده بود که اینکارو بکنه و اون رو بدزده ، دلیلی که ملنیا هم به دنبال موهگ نرفت این بود که میدونست اون داره طبق نقشه میکولا نقش آفرینی میکنه ولی چطور؟ میکولا بعد مرگ موهگ از بدن اون برای رفتن به سرزمین سایه ها ( land of shadow) استفاده میکنه که اونجا بتونه امپراتوری خودش رو دور از سرزمین میانه ( lands between) پایه گذاری کنه ، اون همچنین از روح موهگ برای آوردن روح رادان به اون سرزمین استفاده میکنه و اینجاس که موهگ میفهمه کامل رکب خورده . میکولا در سرزمین سایه ها به صورت آزادانه و بدون کنترل شدن یا نظارت توسط اطرافیانش یا گریتر ویل میتونست کارها و نقشه هاشو پیاده کنه و هیچ چیز نمیتونست جلوش رو بگیره و به همین دلیل اینکار هارو برنامه ریزی کرده بود . ولی بر خلاف انتظارش ما یعنی تارنیشد به سرزمین سایه ها میاد و سعی میکنه جلوش رو بگیره . نکته ی جالب اینجاس که میکولا مثل مادرش یعنی مریکا دو وجودیت داشت. یعنی چی؟ خب راداگون و مریکا در اصل یه فرد بودن. با اینکه توضیح و باورش سخته ولی اینطور هست و شاید دلیل نفرینی که رو همه ی بچه های اون دو نفر است هم همینه. میکولا هم یک ساید دیگری داشت که با خودش یکی بود و اسمش st.trina بود و زن  هم بود و خیلی ها میگن در اصل میکولا عاشق اون بوده! در راه ما اون رو ملاقات میکنیم و اون به ما میگه که میکولا رو باید متوقف کنیم. ما هم وقتی به میکولا رسیدیم اون روح رادان رو آورده به این سرزمین و با جادوی خودش اون رو تحت کنترل خودش در آورده و اون رو شوهر خودش کرده و تقریبا مثل مریکا یه خدای کامل شده. ولی ما با کشتن رادان جلوی میکولا رو میگیرم و هردوی اونها رو از این دنیا خلاص میکنیم . امیدوارم خوشتون اومده باشه❤️❤️ 𝑱𝑶𝑰𝑵 𝑼𝑺 #storyline #elden_ring #miquella_the_kind

photo content

How did you get in here ... Oh it's no matter What brings you to old yharnam? I've no interest in any further up, but you must not disturb this place. The beasts do not venture above , and mean no harm to anyone. If you still insist on hunting them then I will hunt you first . You understand me? Yes very good. I no longer dream but i was once a hunter too... There is nothing more horrific than a hunt... In case you failed to realize... The things you hunt , they are not beasts they are people , one they you will see. چطوری اومدی اینجا؟ اوه اهمیت نداره ، چی تورو به یارنام قدیمی کشونده؟ من خیلی به چیزایه بیشتر اهمیت نمیدم ، ولی تو نباید مزاحم این مکان بشی. هیولا ها به بالا نمیان و این به این معنیه که اونا به هیچکس صدمه نمیزنن. اگه هنوز به شکار کردنشون اصرار داری پس من اول تورو شکار میکنم ، میفهمی چی میگم؟ اوه خیلی خوبه من دیگه رویا نمیبینم ولی منم یه زمانی شکارچی بودم... هیچ‌چیز وحشتناک تر از شکار نیست... اگه هنوز متوجه نشدی ، چیزهایی که شکار میکنی انسانن نه هیولا. یه روز خودت میبینی.
𝑱𝑶𝑰𝑵 𝑼𝑺 Retired hunter djura | شکارچی بازنشسته ژورا #dialogue #bloodborne

You there , hunter. didn't you see the warning? Turn back at once. Old yharnam, burned and abandoned by men, is now home only
You there , hunter. didn't you see the warning? Turn back at once. Old yharnam, burned and abandoned by men, is now home only to beasts. They are of no harm to those above. Turn back... ...or the hunter will face the hunt هی تویی که اونجایی، شکارچی. هشدار رو ندیدی؟ همین الان برگرد. یارنام قدیمی، سوخته و ممنوع شده توسط مردها،الان فقط خونه ی هیولاهاس. اونا برای افراد اون بالا هیچ آسیبی ندارن. برگرد... یا شکارچی شکار رو تجربه میکنه...
𝑱𝑶𝑰𝑵 𝑼𝑺 Retired hunter djura | شکارچی بازنشسته ژورا #dialogue #bloodborne

حالا که استوری لاین رادان رو گفتیم بزارید ملنیا هم بگیم ملنیا قوی‌ترین باس فایت بازی و حتی از لحاظ داستانی قوی‌ترین زن لندز بیتوین و مبارزی که معروفه به اینکه هیچوقت شکست رو تجربه نکرده هست ، البته بعضی ها اعتقاد دارن رانی ممکنه قدرتمند تر باشه ولی چون نه در داستان و نه در بازی مبارزه یا نشانه ای از قدرتش ندیدیم نمیتونیم تصمیم بگیریم. همون‌طور که در استوری لاین مزمر گفتم همه ی فرزندان راداگون و مریکا دارای نفرین هستن و ملنیا هم از این قضیه استثنا نیست. ملنیا و برادر دوقلوی اون میکلا جفتشون ایمپرین یا همونطور که قبلا گفتم کسانی هستن که واجد شرایط خدا شدن هستن. میکولا نفرینش نمیزاره که رشد کنه و ملنیا به بیماری ای به نام اسکارلت رات آلوده میشه که باعث میشه بدنش به پوسیدگی برسه و گوشتش فاسد بشه. میکولا تصمیم میگیره که برای شکست دادن نفرینش و رشد کردن خودش رو داخل جایی به نام هلیگتری ( haligtree) که خودش اون رو درست کرده حبس کنه . ملنیا که برادرش رو خیلی دوست داشته قسم میخوره که تا آخرین نفس از اون مخافظت کنه و میشه محافظ شخصی اون تا کسی جرعت نکنه به اون نزدیک بشه. بعد از ناپدید شدن مریکا و هرج و مرج در سرزمین میانه ملینیا میره تا با رادان مبارزه کنه و همونطور که در استوری لاین رادان گفتم ملنیا تا حدی شکست میخوره پس تصمیم میگیره اسکارلت رات خودش رو آزاد کنه و رادان و کیلید رو آلوده کنه. نکته جالبی که تو استوری لاین رادان نگفتم اینه که موقع این اتفاق ملنیا تو گوش رادان بهش میگه که (( میکولا منتظره)) که شک رو برمی‌انگیزه که یعنی ملنیا از نقشه میکولا با خبر بوده؟ بعد از تموم شدن جنگ ملنیا به پیش برادر خود برمیگرده ولی میبینه که موهگ ارباب خون ( mohg lord of blood ) اون رو دزدیده و برده ولی ملنیا بجایه رفتن دنبال اون جایی که هست باقی میمونه و از سر جاش تکون نمیخوره ( دلیلشو فردا تو استوری لاین میکولا میگم) . زمان میگذره تا تارنیشد میاد و کار اون رو تموم میکنه و برای اولین بار اون رو شکست میده. 𝑱𝑶𝑰𝑵 𝑼𝑺 Malenia the goddess rot  | ملنیا الهه پوسیدگی #storyline #elden_ring #goddes_rot_malenia

photo content

Good hunter , you've done well, night is near it's end. Now i will show you mercy. You will die, forget the dream, and awake under the morning sun. You will be freed from this terrible hunters dream . شکارچی خوب ، کارتو خوب انجام دادی، شب داره به اتمامش نزدیک میشه . حالا من بهت رحم میکنم. تو میمیری، این رویا رو فراموش میکنی، و زیر نور آفتاب بیدار میشی. تو از این رویای شکارچیان وحشتناک رها خواهی شد.
𝑱𝑶𝑰𝑵 𝑼𝑺 Gehrman the first hunter | گرمن اولین شکارچی #dialogue #bloodborne

photo content

بریم برا استوری لاینی دیگه از الدن رینگ ژنرال رادان ( general radahn) دومین فرزند راداگون و رنالا است. اون پدر و برادر بزرگ تر خودش گادوین ( godwyn) رو خیلی میپرستیده و علاقه داشته مثل اونها بشه. اون توی شمشیر زنی با دو شمشیر استاد میشه ، وقتی که اسب موردعلاقه خودش رو ملاقات میکنه و میخواد سوارش بشه بخواطر وزن زیاد خودش نمیتونه اینکار رو بکنه پس این تبدیل به محرکی میشه برای اون تا جادوی جاذبه رو یاد بگیره . بعد از استاد شدن در جادوی جاذبه اون میتونه سوار اسبش بشه . وقتی پدرشون از مادرشون جدا میشه و به مریکا میپیونده رادان انقدر در جادوی جاذبه خودش استاد شده که میتونه ستاره ها رو از حرکت بازداره . معلوم نیست اون به خواست خودش یا به درخواست پدرش یا مریکا اینکارو میکنه ولی اون ستاره هارو نگه میداره. به همین دلیل رانی که خواهر کوچک اونه در نقشه هاش برای خدا شدن و شکست دادن گریتر ویل یا اراده برتر ( greater will) که همونطور که در استوری لاین هایه قبلی گفتم خدایه سازنده بازی و خدایی که مریکا رو منصوب کرد بوده شکست میخوره . در  سمت دیگه  اون درخواست برادر ناخونده کوچک ترش یعنی میکولا برای ازدواج رو نادیده میگیره ( میدونم خیلی گیه😂😂) میکولا یک امپرین یا به زبان ساده کسانی که برای خدا شدن واجد شرایط هستن بود و اونها مثل مریکا به یک همسر فرهیخته و قوی برای اینکه کامل خدا بشن نیاز دارن و میکولا رادان رو انتخاب کرد ولی رادان درخواست اون رو رد میکنه. یعنی رادان در این لحظه نقشه دو ایمپرین بسیار قدرتمند که میتونستن خدا بشن رو خراب میکنه و از خدا شدن اونها جلوگیری میکنه . این یکی دیگه از نشانه هایی بود که چرا به اون قوی‌ترین ژنرال میگفتن. بعد از غیب شدن مریکا و هرج و مرج در سرزمین میانه رادان مجبور میشه با ملنیا مبارزه کنه . رادان فرمانده جناح کیلید که در اون زمان خیلی سرسبز و خوش آب و هوا بود بوده و ملنیا به تنهایی از برادر خودش یعنی میکولا که خودش رو در یک هلیگتری ( haligtree ) حبس کرده بود مراقبت میکرد. بعد از مبارزه بسیار تنگت تنگ اونها ملنیا که میبینه تقریبا نمیتونه در برابر رادان پیروز بشه اسکارلت رات خودش رو آزاد میکنه و رادان و خیلی سرباز ها و کیلید رو آلوده میکنه و دلیل اینکه در بازی کیلید مکانی با آسمون قرمز و خشک و ترسناک و بی آب و علفه هم همینه. در زمان مبارزشون موهگ که میبینه ملنیا رفته میکولا رو میدزده و به سرزمین خودش موهگوین میبره . (به اون داستان بعپا میپردازیم) رادان که توسط اسکارلت رات آلوده شده دیوانه و سرگردان در کیلید میگرده و حتی از سربازهاش تغذیه میکنه ، ژنرال پر افتخار حالا تبدیل به یه غول بی شاخ و دم و وحشی شده. کسانی که رادان رو میپرستن فستیوالی برگزار میکنن و همگی با هم تلاش میکنن رادان رو شکست بدن . و ما هم جزوی از اون فستیوالیم . بعد شکست دادن رادان بالاخره ستاره ها به حرکت در میان و رانی میتونه نقشه خودشو جلو ببره. در همین حین میکولا روح رادان رو با خودش به سرزمین سایه میبره و اونو تبدیل به همسر خودش میکنه و به هدفش میرسه ولی ما با رفتن به اونجا و کشتن رادان به نقشه شوم میکولا پایان میدیم . امیدوارم خوشتون اومده باشه❤️❤️ 𝑱𝑶𝑰𝑵 𝑼𝑺 General radahn | ژنرال رادان #storyline #elden_ring #general_radahn

photo content

Hunters have told me about the church... About the gods and their love. But do the gods love their creations? I'm a doll created by you humans... Would you ever think to love me? Of course i do love you . Isn't that how you made me? شکارچیان درباره کلیسا بهم گفتن... درباره خدایان و عشقشون . ولی آیا واقعا خدایان مخلوقاتشون رو دوست دارن ؟ من یه عروسکم ساخته دست شما انسان ها... تاحالا به دوست داشتنم فکر کردی ؟ البته که من تورو دوست دارم . مگه خودتون اینطوری درستم نکردید؟ این جمله دال یکی از قشنگ ترین و شاید کفر آمیزترین جمله هایی هست که تو عمرم شنیدم که باعث میشه همه مدتی بخواطر حرف های اون به فکر فرو برن آیا خدایان مارو دوست دارن؟ Doll | عروسک
𝑱𝑶𝑰𝑵 𝑼𝑺 #dialogue #bloodborne #edit

بریم سراغ یک استوری لاین دیگه از الدن رینگ مورگات (morgott)  که قبل تر به عنوان مارگیت (margit)  میشناختیمش فرزند اول مریکا و گادفری و کلا اولین فرزند مریکا هست اون و برادر خودش موهگ ( mohg) یک اومن ( omen ) بودن اومن ها موجود پشمالو و تقریبا گنده ای هستن که شاخ های زیادی رو سرشون دارن وپوست کلفتی هم دارن . قبل از دوران گولدن اوردر اونها به عنوان نماد نیک بختی شناخته میشدن ولی در زمان مریکا و گلدن اوردر اونها نماد شومی بودن و به همین دلیل مریکا اون هارو به یه سیاهچال میفرسته و شاخ های اون هارو قطع میکنه تا کسی از وجودشون با خبر نشن. مورگات علاوه بر اینها دارای یک بیماری مخصوص اومن ها هم هست که بعضی از اومن ها از بدو تولد اون رو دارن و به نفرین اومن ( omen curse ) معروفه. بعد از ناپدید شدن مریکا و هرج و مرج در سرزمین میانه ( lands between) اون و برادرش فرار میکنن . موهگ به کارهای خودش میپردازه و ذره ای برای مریکا و سرزمین میانه اهمیت قائل نیست شاید چون دورش انداختن و شاید بخواطر ذاتش. ولی مورگات که فرصت رو قنیمت میشمره تاج و تخت لیندال پایتخت سلطنتی ( leyndell royal capital) که پایتخت سرزمین میانه بوده رو بدست میگیره. با اینکه از بدو تولد از سوی پدر و مادرش طرد شده بوده به دنبال تایید اونها حتی وقتی دیگه اونجا نیستن بوده و راهشون رو ادامه میده و حتی هم نوعان خودش رو شکار میکنه همونکاری که مریکا میکرد . وقتی میشنوه خبر هایی در استورمویل ( stormvil ) و قلعه اون هست بدل خودش رو میفرسته اونجا که ما با اون به عنوان مارگیت فایت میدیم و شکستش میدیم. در آخر در جلوی اردتری ( erdtree ) ظاهر میشه تا جلوی مارو از رد شدن و وارد شدن بهش بگیره ولی توسط ما شکست میخوره. و از آخرین نفس هاش برای نفرین کردن ما استفاده میکنه. در آخر گادریک که مثل مریکا از اون بخواطر اومن بودنش بدش نمیومد اون رو در آغوش میگیره و در لحظه مرگ پسرش برای اون مقداری اشک میریزه. شاید در آخر مورگات به هدفش که توجه پدر یا مادرش بود رسید. امیدوارم خوشتون اومده باشه ❤️❤️ 𝑱𝑶𝑰𝑵 𝑼𝑺 Morgott the omen king | مورگات شاه اومن #storyline #elden_ring #morgott_the_omen_king

photo content

A corpse... should be left well alone. Oh. I know very well. How the secrets beckon so sweetly. Only a honest death will cure you now. Liberate you.from wild curiosity یه جنازه باید به حال خودش ول بشه. اوه من میدونم اسرار چقدر خودشونو شیرین جلوه میدن. فقط یه مرگ حقیقی می‌تونه تورو درمان کنه. آزادت کنه. از این کنجکاوی وحشیانه.
لیدی ماریا شاید این رو با طعنه بگه و مخاطب فکر کنه خودش رو میگه از اونجایی که هانتر به نظر میرسه دستش رو به سمت ماریا میبره تا اون یا شمشیرشو لمس کنه ولی با تفکر عمیق تری میفهمیم که حقایق بیشتری پشت حرف های مریا نهفتس حقیقت هایی که به گذشته بر میگرده. بریم واسه یه استوری لاین سوپرایزی لیدی ماریا ( lady maria ) یک دختر کوچیک توی یه خانواده اشرافی کوچیک بوده ، وقتی که بلادلاست در یارنام شایع میشه و بیشتر یارنام رو فرا میگیره اون و خانوادش سعی میکنن از یارنام فرار کنن ولی یه هیولا ( beast) میاد و کل خانوادش رو میکشه ، لیدی ماریا اونموقع حدودا ۹ سال سن داشت ولی تونست آسیب جزئی به اون هیولا بزنه . بعدش گرمن اولین هانتر (gehrman) میاد و نجاتش میده ، مریا که چیزی برای از دست دادن نداره تصمیم میگیره که خودش یک شکارچی بشه . به مدت ها بعد برمیگردیم . مریا قوی ترین شکارچی زن و بهترین شریک گرمن هست . از سمت برگنورث ( byrgenwerth ) به ماریا و گرمن و چند فرد از هیلینگ چرچ به نام های  لارنث و مستر ویلم و میکولاش دستور داده میشه تا فیشینگ هملت ( fishing hemlet) رو بگردن چونکه جسد یک گریت وان به اسم کاس ( great one kos)که یکجورایی خداهایه بازی هستن اونجا افتاده و بنظر میرسه مردم اونجارو با خون گریت وان آلوده کرده ( بیماری بلادلاست از خون گریت وان ها میاد) ، گرمن و مریا با بی‌رحمی تمام مردم اونجارو سلاخی میکنن تا کاس رو پیدا کنن و در آخر اون رو پیدا میکنن و میرن تا گزارش تحقیقات رو بدن. مردم فیشینگ هملت که کاس رو میپرستیدند اون هارو نفرین میکنن و از کاس میخوان اونهارو به بدختی بکشونه که یک ان پی سی از فیشینگ هملت هست که هنوز هم داره اونهارو نفرین میکنه و میتونید ببینیدش ‌ (احتمالا بعدا به اون میپردازم). بعدش کاس که صدای مردم رو میشنوه و از مریا و گرمن خشمگین میشه جفت اونهارو طلسم میکنه . گرمن به دلیل اینکه با یک گریت وان دیگه قرارداد داشته طلسم روش کار نمیکنه ولی هر شب کابوس های وحشتناکی میبینه. ولی مریا طلسم روش کار میکنه ، در یک برج ساعت بقل فیشینگ هملت به یک خواب ابدی میره که توی اون کابوسی تمام نشدنی میبینه. وقتی ما بهش میرسیم طلسمش شکسته میشه و برای کشتن ما قدم برمیداره ولی ما زودتر میکشیمش ، دلیل اینکه به ما درباره یه جنازه و حقایق هشدار داد احتمالا خودش نبوده و منظورش کاس بوده که این اتفاق رو برای اون ها رقم زده و به ما میگه حقایق پشت این دنیا خیلی زیبا و بی‌خطر نیستن همینطور که برای اونها نبودن. امیدوارم خوشتون اومده باشه و با ری اکشن هاتون بهم انرژی بدید ❤️❤️ 𝑱𝑶𝑰𝑵 𝑼𝑺 Lady maria of the astral clocktower| لیدی ماریا از برج ساعت استرال #storyline #bloodborne #dialogue