rotten
Відкрити в Telegram
269
Підписники
Немає даних24 години
-17 днів
-130 день
Архів дописів
269
این خانم کوچولو یه دختر فضول و لجوجه و خیلی ام حواس جمعه و مثل بابابزرگش عاشق روزنامه خوندنه و تقریبا هرچی میخونه توی ذهنش میمونه با بچه های دیگه خیلی کنار نمیاد خصوصا چون اونا اسمشو و لباساشو مسخره میکنن کتی که تنش میکنه کت نوجوونیای بابابزرگشه بخاطر همین خیلی قدیمی و یکم داغونه مدرسه رو تقریبا همیشه میپیچونه ولی گاهی اوقات بابابزرگش قفلی میزنه که یه دختر کوچولو اینجا چیکار میکنه این تایم نباید مدرسه باشه؟ بچه ام چون تنها کسی که واقعا به حرفش گوش میده و نمیخواد ناراحتش کنه بابابزرگشه هر از چند گاهی روزایی که بابابزرگش قفلی میزنه میره مدرسه از معلم قبلیش اصلا خوشش نمیومد چون هردفعه که میرفت مدرسه بهش گیر میداد و دعواش میکرد و آخرین بار بهش گفت سرپرستت باید بیاد مدرسه! دفعه ی بعد که بابا بزرگش گفت برو مدرسه بچه این رفت سمت ساختمون ولی دلش نمیخواست بره تو که یه خانم مهربون مچشو گرفت و گفت من معلم جدیدتونم خانم معلم ما یه خانم خیلی باهوش و با انگیزه و مهربونه و جایگزین معلم قبلیه که به دلایلی رفت حالا این خانم یکم فرانسوی ام بلده شانسکی توی حرف کشیدن از ادما ام خیلی خوبه هرکس باهاش حرف میزنه ناخواسته سفره دلشو باز میکنه اها راستی اقایی روزنامه نگار یه اقای خجالتی و خسته و به شدت منظمه و پتانسیل بالایی داره ولی توی ارتباط گرفتن با ادما استرسیه و خودشو دست پایین میگیره میخواست خبرنگار بشه ولی بخاطر خجالتی بودنش خودشو عقب کشید خونه دار خوبی ام هست#Petyfee
269
مامانش وقتی خیلی کوچیک بود میاره میذارتش پیش بابابزرگش و میره بعد بابا بزرگه حافظه اش یکم ضعیف بوده ولی اینو بزرگ میکنه و بهش خوندن و نوشتن یاد میده تا یجایی که بخاطر غم و غصه آلزایمرش قدرتی میزنه یکم داغون میشه چشماشم هرروز ضعیف میشه بعد دیگه پتیفی شروع میکنه از بابابزرگش مراقبت میکنه و هرروز براش روزنامه میورده میخونده بابابزرگش جوونیاش خبرنگار بوده عاشق روزنامه خوندن بوده و از طرفی بخاطر آلزایمر انگلیسی ام خیلی یادش رفته بود ولی بازم پتی براش روزنامه میورد میخوند بابابزرگش از یجایی به بعد صداش میکرده petite-fille (اسمش یادش می رفته) اینم فکر میکنه اسمشه😭 حالا یسری اتفاقا و اینا این دختر کوچولو با یه اقاهه که توی چاپخونه کار میکنه یجورایی دوست میشه بعد بابابزرگش که عملا خونه نشین بوده یروز که پتیفی بیرونه این میره بیرون گم و گور میشه بچه نه دوستی داره نه آشنایی آها راستی مامانش ولش کرد رفت فرانسه چون بچه نمیخواست و میخواست فشن دیزاینر و فلان بشه اون کلاهه ام که سرشه کلاه مامانش بوده#Petyfee
269
Repost from N/a
If you as an Iranian woman who advocates for women’s rights in Iran, doesn’t talk about what afghan women are also going through rn then idk what to tell you just throw your advocacy out the drain
269
+7
سلامم سوگلم دوستام بهم میگن سنجد ۱۷ سالمه و اینجا نقاشیامو میذارم یجورایی ارت استایل مشخصی ندارم و هنوز دارم چیزای مختلفو امتحان میکنم و اوسیامو نشون میدم اگر از کارای من خوشتون اومد قدمتون روی چشمD:
