uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

خاک بارون خورده ؛

خاک بارون خورده ؛

Закритий канал

محفل ویکوک شیپرا ✨ 𝖡𝗈𝗍 @KOKOrainbot لفت= بن

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
1 755
Підписники
+124 години
+5457 днів
+59330 днів
Архів дописів
سوتی نیس ولی خب... میخوام بدونم فقط منم که شبایی که مامان بابام برنامه داشته باشن متوجه میشم؟😭😭😭😭😭😭😭😭 اینجوری نیس که صدایی چیزی بیاد ولی کلا میفهمم از رو یسری چیزای دیگه😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭

ری اکت خنده بازه

وای یدونه دیگ یادم اومد کلاس نهم اینا بودیم بعد امتحان رفتیم پارکینگ خونه دوستم اینا داشتیم فیلم مسخره بازی می‌گرفتیم آهنگ گذاشته بودیم منم مثلا داشتم باله میرقصیدم یهو دیدم بابای دوستم داره نگام می‌کنه:) گفت چیزی نیست ورزش صبحگاهیه

حالا خوبه چیزی نگفت 😭😭

توی مدرسه بودیم داخل راهرو بعد یکی از بچه های اکیپ مزه پروند همه پاره شده بودیم وحشتناک و خودمونو از دلدرد به زمین کثیف راهرو میکشیدیم بعد معلمی که باهاش کلاس داشتیم اومد با یه نگاه وحشتناک از بغلمون رد شد وای💔

sticker.webp0.14 KB

هیچی دیگه نه ماه صبر کردم دنیا نیومد بچم گفتم شاید دو قلوعه ۱۸ ماه نیازه

به مامانمم گفتم حامله ام اینقدر بهم خندید گفت تا ازدواج نکنی حامله نمیشی گفتم شدم حالا چیکار کنم ( نمی‌دونستم چطور بچه دار میشن)

وای بچه ها این سوتی نیست ولی ده سالم بود خب من لاغر بودم شکم اینا نداشتم بعد عید خیلی چیز میز خوردم شکم یکم کوچولو در اوردم بعد دیدم نبض میزنه هیچی دیگه فکر میکردم حامله ام شبا با گریه می‌خوابیدم میگفتم چیکار کنم چطور سقط اش کنم

وای خدایی این چی بود😂😂😭

پارت قبل و پرتقال:

یدونه دیگه‌ام هست خلاصشو بگم تو ویلا بودیم رفتیم استخر من لباسامو جا گذاشتم اونجا شوهر رفیقم رفت بره تو داد زدم نره دویدم سمت استخر بعد سرامیک بود منم خیس بود پاهام لیز خوردم پرت شدم تو بغل شوهر دوستم بهم خوردیم زمین زنشم بجای اینکه منو بلند کنه هر هر می‌خندید رفتمم بلند شم دوباره سر خوردم افتادم روش تهش عمم اومد بلندم کرد🙏🏻

منم فکر میکردم فقط مامانم فکر هامو میخونه نمی‌تونستم به هیچی فکر کنم😭😭

من یه مدت فک میکردم با ادما ارتباط فیزیکی برقرا کنم حتی لمس ساده فکرامو میخونن اون موقع بچه بودم یه شب ساعت ۳ پاشدم رفتم بیرون مامانم اومد گفت کجا میری گفتم هیچ جا بعدشم همینجوری اومدیم تو

چی گفتی تو:))) وای آدم اون لحظه دوست داره آب بشه بره زمین

یه شب داشتم فیک میخوندم بعد قشنگ لحظه اسماتش خوابم برد بعد فردا صبحش رفتم باشگاه بعد تایم باشگاهم با مامانم یکیه مامانم زودتر رفته بود من که رفتم باشگاه تا رفتم تو زمین مامانم گفت اون چی بود تو گوشیت داشتی میخوندی و راجب سکس دوتا پسر بود:))

sticker.webp0.09 KB

https://t.me/c/3858737709/1391 منم همینطور🧘🏻🤣

شت میخواستم بپرسم زنده ای دیدم هستی دیگه همین مهمه

سوتی بدتر‌از اینکه مامانت گرایشتو بفهمه🥹