خاک بارون خورده ؛
Закритий канал
1 760
Підписники
-524 години
+5487 днів
+58930 днів
Архів дописів
1 761
حالا که پاییز شده هیچی بیشتر از خوندن فیکشن توی فصل مدارس و دانشگاه زیرپتو تا صبح با عذاب وجدان نمیچسبه پس زود برید لیستو چک کنید و فیک موردعلاقهتون رو پیدا کنید 🫵🏻❤️🩹
شرکت در تب ☎️
1 761
یه چنل نیاز داری که هر چی فیکشن از کوکوی/ویکوک هست رو گذاشته باشه و یه آرشیو کامل باشه تا هر وقت فیکشن نیاز داشتی معرفیهاشو چک کنی و نخوای یه عالمه بگردی که یه چیزی برای خوندن پیدا کنی؟ پس سریع بیا اینجا رو چک کن.
ㅤ❥៚ برای ورود به چنل کلیک کنید 📕
1 761
تهیونگ و جونگکوک ووکالیستهای یه بند دو نفرهی معروف موسیقی به اسم هولیگن هستن، چیزی که کسی ازش خبر نداره نالههاییه که کیم تهیونگ هر شب توی تخت برای هم گروهیش میکنه. اونا میگن هیچی جز سکس پارتنر نیستن ولی واقعیت یه چیز دیگهست.ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 🧣
1 761
تو دنیایی که امگا بودن میتونست سرنوشت یه آدم رو ازش بگیره، تهیونگ فقط یه چیز میخواست: زنده بمونه و تا جای ممکن از چشم حکومت دور بمونه. اما وقتی اسمش کنار جئون جونگکوک قرار گرفت، دیگه راه فراری باقی نموند. مردی که قدرت زیادی داشت، قوانین رو تعیین میکرد و برای انسانیت ارزش چندانی قائل نبود.ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 🧣
1 761
تهیونگ، پسری که یواشکی روی همسایهی جذاب و پلیبویاش کراش داره، حالا چی میشه اگه یه شب با شنیدن صدای جونگکوکی که اسمش رو ناله میکنه، از خواب بیدار شه؟ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 🧣
1 761
تهیونگ آیدل محبوبیه که با پاپیونهای رنگیاش شناخته میشه، ازطرفی جونگکوک امگاییه که بعداز چندین رابطهی شکستخورده ناامید شده و دیگه اجازهی نزدیکشدن کسی رو نمیده؛ ولی همهچیز وقتی تغییر میکنه که اتفاقی مسیرش با تهیونگ گره میخوره.ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 🧣
1 761
جئون جونگکوک وارث طردشدهای که از صاعقهی امپراتوری پدرش در امان نبود. حالا وکیل کیم، قاتلی که پرواز توی این طوفان رو بهش یاد میداد، چطور گذشتهی مرگبارش رو از جئونِ جوان مخفی میکرد؟ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 🧣
1 761
شاهزادهی طردشده، جئون جونگکوک، فکر نمیکرد اگه یه شب دزدکی برای کمک به دوستش، بعد از سالها به زادگاهش، یعنی قصر، برگرده، سر از حمام پری دریایی دربیاره. حالا چی میشه اگه دربارهی اون افسانهی قدیمیِ اشکهای مرواریدی پری کنجکاو بشه و ازش بخواد گریه کنه؟ اما واقعاً اشکهای پریهای دریایی به مروارید تبدیل میشن؟ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 🧣
1 761
تهیونگ امگای سلطنتی که به خاطر اتفاقی مجبور به ازدواج با ولیعهد جئون ها میشه اما چی میشه اگه بعد از نامزدیش با جفت حقیقیش شاهزاده جئون جونگ کوک روبه رو بشه؟ برای رسیدن شون بهم دیگه باید از چه مرز هایی عبور کنن؟ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 🧣
1 761
تهیونگ و جونگکوک هرکدوم به تازگی از آکادمی خیر و شر فارغالتحصیل شده بودن و الان باید تلاش میکردن تا هر روز ماموریت های خودشون رو با موفقیت پشت سر بزارن اما چی میشه که همون روز اول این فرشته و شیطان باهم تصادفی برخورد کنن تا دردسر هاشون شروع بشه؟ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 🧣
1 761
وقتی تهیونگ، امگای مذکر آلبالو، بهجای خواهرش شاهزاده ههاین مجبور به ازدواج با جئون جونگکوک، حاکم سرزمینسرد نِواریس میشه، نتیجهی این وصلت اجباری میتونه به عاشق شدن انیگما منجر بشه؟ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 🧣
1 761
جئون جونگکوک، آلفای خونخالصی که جوونیاش رو فدای باند مافیاش کرده، از بادیگارد شخصیش درخواست میکنه تا سکسپارتنرش بشه. اما آیرو درخواست رئیسش رو بنابر دلایلی رد میکنه. چون آلفای بادیگارد، برخلاف چیزی که رئیسش تصور میکنه، برای خدمت کردن وارد اون عمارت نشده...ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 🧣
1 761
همه چیز از اونجایی شروع شد که جونگکوک از دستفروش کنار دریا صدفی خرید؛ اما کی میدونست که اون صدف قراره جونگکوک رو به دنیایی ببره که فقط تو افسانهها ازش یاد میشه...؟ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 🧣
1 761
تهیونگ هیچوقت فکرش رو نمیکرد کراشش جئون جونگکوک که دوست صمیمیِ عموش بود، سر از سالن ماساژش دربیاره. پس تصمیم گرفت ازش با سبک جدیدی از ماساژدرمانی استقبال کنه و اسمش رو "هپیاندینگ" گذاشت.ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 🧣
1 761
تهیونگ با مینسو ميره دیت ولی غافل از اینکه جونگکوك نقشهکشي کرده تا بويفرندِ خواهر شو بدره و شانس خود شو امتحان کنه!ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 🧣
1 761
جئون جونگکوک به یه ایونت در ژاپن میره و عکسی خبرگذاریها منتشر میکنن، که مینگیو هم داخلش هست. این خبر باعث؛ خشم، عصبانیت و حسودی دوستپسرش تهیونگ میشه!ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 🧣
1 761
یك تصادف، تهیونگ رو به تعمیرگاه جونگکوك ميکشونه، مکانیك جذاب و جدياي که حاضر نیست ماشینش رو تعمیر کنه اما تهیونگ کوتاه نمیاد و جونگکوك براي خلاص شدن از دستش ماشین رو سریع تعمیر ميکنه اما بعدش اتفاقاتي ميفته که جدیت جونگکوك رو به هم ميریزه و احساساتي درونش بیدار ميکنهㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 🧣
