uk
Feedback
ㅤ bambevan

ㅤ bambevan

Відкрити в Telegram

ㅤ 있어 kiss me & hee `z club ㅤ ㅤ www . @ev2anbot

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
506
Підписники
+224 години
+47 днів
+9030 днів
Архів дописів
هیسونگ به معنای واقعی پسر د ویکنده.

اگه هیسونگ پسر د ویکند نیست پس!؟؟؟

واقعا انقدر ع ا ل ی بود که من لال شدم اصلا نمی‌دونم چی بگم.

زندگیم به دو قسمت تقسیم شد. قبل دیدن این شاهکار و بعد دیدنش.

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ death of me ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌official MV : ( 🎥 )

sticker.webp0.00 KB

عاشقتممم بوس بهت

چه ست خوشگل بلایی کردید خسته نباشید عسلیا

sticker.webp0.37 KB

‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌  ‌table #17 order ‌ ‌ ‌    ‌‌ ‌‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌  ‌nyc ! ‌ ‌ ִ ۫ ぃ

Repost from aussie girl 's

Repost from aussie girl 's
ㅤ elle ‘s 🎐 dear diary ㅤ      disney girland

‌ ‌‌ ‌ ‌legendary luv : jay ’s bundle ‌ ‌ ‌ ‌‌ 3 rd 흡혈귀 🤩 blood sucker

° ᨳ 🍂 𝆹𝅥 𝆹𝅥 ෧ °、🧡 𓂃ᡴꪫ
𝘓𝘪𝘬𝘦 𝘵𝘩𝘦 𝘧𝘪𝘳𝘴𝘵 𝘣𝘭𝘰𝘰𝘮 𝘰𝘧 𝘴𝘱𝘳𝘪𝘯𝘨, 𝘰𝘶𝘳 𝘴𝘵𝘰𝘳𝘺 𝘣𝘦𝘨𝘢𝘯 𝘲𝘶𝘪𝘦𝘵𝘭𝘺, 𝘸𝘪𝘵𝘩 𝘵𝘸𝘰 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵𝘴 𝘧𝘪𝘯𝘥𝘪𝘯𝘨 𝘸𝘢𝘳𝘮𝘵𝘩 𝘪𝘯 𝘦𝘢𝘤𝘩 𝘰𝘵𝘩𝘦𝘳’𝘴 𝘱𝘳𝘦𝘴𝘦𝘯𝘤𝘦.🌿
𝙂𝙚𝙣𝙧𝙚: 𝘼 𝙜𝙚𝙣𝙩𝙡𝙚 & 𝙥𝙧𝙚𝙩𝙩𝙮 𝙖𝙘𝙦𝙪𝙖𝙞𝙣𝙩𝙖𝙣𝙘𝙚🌼
𝙐𝙣𝙠𝙣𝙤𝙬𝙣: @HhloveEn7Bot
𐙚𐙚__ 𝓱𝓮𝓮𝓱𝓸𝓸𝓷 ° 𝜗𝜚 ☆、

اواخر ماه مارچ بود. نسیم خنک بهاری،درختان سبز رنگ رو به رقص در میاورد و در زیر درختان سبز،دو پسر از هوای دلنشین لذت میبردند.
+4
اواخر ماه مارچ بود. نسیم خنک بهاری،درختان سبز رنگ رو به رقص در میاورد و در زیر درختان سبز،دو پسر از هوای دلنشین لذت میبردند. "جیا،مرسی که اومدیم اینجا" "خواهش میکنم بیبی،من هر جایی که باعث خوشحالی تو شه میبرمت" "وای جیا،چقدر تو خوبی" بلافاصله بعد از حرفش بوسه ای نرم بر لبان پسر گذاشت. "من اصلا بابت اینکه همسری مثل تو دارم،پشیمون نیستم" پسر بزرگتر لبخندی زد و ایندفعه او پیش قدم برای بوسیدن لبای پسر کرد. بعد از دو دقیقه از هم جدا شدند و پسر کوچیکتر،روی زیرانداز دراز کشید. نسیم خنک دیگری وزید و باعث رقصان شدن درختان شد. "وونی،سردت نیست؟" "نه جیا" مشغول نوازش موهای نرم، پسر کرد،جونگوون از حس آرامشی،که از مردش میگرفت لبخند ملیحی زد،ناخوداگاه چشماش روی هم افتاد و به خواب شیرینی رفت. پسر همچنان،مشغول نوازش موهای پسر بود،ناگهان با دیدن ابرای پف پفی در آسمان،سرشو چرخوند که پسر رو صدا کنه،با دیدن چشمای بسته پسر،لبخندی زد و بوسه ای به پیشانی،پسر هدیه داد. جونگوون،تکونی خورد ولی از شدت،خستگی چشماشو،باز نکرد. پسر همچنان،مشغول نوازش موهای همسرش،بود و از هوای خنک،لذت میبرد.
𝖩𝖺𝗒𝖶𝗈𝗇𓍯

Repost from əcho⁷
𝐌𝐲 𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 🔞

Repost from N/a

Repost from N/a
🫯She picked you? Mask slipping? Sunoo & jungwon🦊🐱

Repost from N/a