֗ ִ ּ 𝔇ᧉꭑ𑄝𝗇 𝚳𝗈𝗍ꤕᥣ ֶָ֢
Відкрити в Telegram
Welcome to the 𝗗ᥱ𝗆𖹭ᥒ ꧑𖹭te𝙻 ⃝ 🪷˖ ˑ ˖ ˑYeah I know. I'm kinda weird and crazy. 🎡ˑ ᥱᥒ𝘁p𓂃 a psychotic psycholog Answer: @case_filess Archive: @Nanis_box Bot: @nanioweabot http://t.me/safeCht_bot?start=Osl6m5
Показати більшеІран150 342Категорія не вказана
565
Підписники
Немає даних24 години
+117 днів
+12630 днів
Архів дописів
Dear Levana in Supernatural:
MBTI: INTP
the wildflower growing in the middle of the darkness.هویت: لوانا یه شکارچیه، شکارچی ای که بیشتر از اینکه با تاریکی بجنگه، سعی میکنه درکش و بفهمتش. اون شکارچی ساده لوح یا بیش از حد خوش بینی نیست؛ فقط باور داره هیچ چیز به اندازه ای ساده نیست که بشه از روی ظاهرش قضاوتش کرد.
Best Friend: Jo Harvelleخب دوستی اون دو نفر اولش با تنفر از هم و کل کل های گاه و بی گاه شکل میگیره. لوانا تصمیم میگیره بره شکار.عه؟ پس جو هم برای اینکه کم نیاره اِلن رو میپیچونه تا بره. و بلاخره سر یکی از ماموریت ها وقتی مجبور میشن باهمدیگه همکاری کنن، متوجه میشن چه بند خوبی رو باهم تشکیل میدن و بعد از اون یه رفاقت ماندگار رو باهمدیگه میسازن.
relationship: Sam Winchesterسم جذب تفکر متفاوت لونا میشه. رابطشون با یه کراش دوطرفه شروع میشه، از اون نوع کراش زدن هایی که تو با دیدن طرف مقابل قند توی دلت آب میشه و خیلی زیاد ذوق میکنی. سم خیلی مراقب لواناست. همیشه و همه جا هواشو داره. رابطهشون پر از سکوتهای راحت، سوالهای عجیب و گفتوگوهای نصفهشب میشه.
Group: Sam + Dean + Castiel + Levana +Joتوی این گروه لوانا کسیه که همیشه تصمیات دیگران رو زیر سوال میبره، همرو به چالش میکشه و تا مطمعن نشده مسیری که دارن میرن درسته، هیچوقت توش قدم برنیمداره.برای همینجلوی خیلی از خرابکاری هارو میگیره.
Ellen Harvelle — mother/daughter codedبعد از صمیمتی که بین لوانا و جو شکل گرفت، الن هم به لوانا نزدیکتر شد. کم کم تبدیل شد به دختر دومش. الن پتانسیل های لوانا رو میدونه و بهش کمکمیکنه تا توشون پیشرفت کنه.
چطور داستان رو عوض میکردی؟لوانا شروع میکنه به پیدا کردن الگوهایی که پشت اتفاقات به ظاهر تصادفی وجود دارن. به جای اینکه فقط مبارزه کنه، دنبال نقطهای میگرده که میشه مسیر اتفاق رو تغییر داد.همین باعث میشه خیلی از اتفاق ها پیش از وقوع از بین برن. و اسیب های جانبی کمتر بشه. تو جلوی مرگ الن و جو رو میگیری.
و سرنوشتت؟تو یکی از معدود شخصیتهایی میشی که تاریکی رو میبینه ولی اجازه نمیدی که به درونت نفوذ کنه. به خاطر تغییراتی که ایجاد کردی داستان رو از جایی که چاک میخواست به جایی که نمیخواست کشوندی. اون هم که میونه خوبی با کارکتر هاش نداره.. چندین بار سم رو جلوی چشمات میکشه و مجبورت میکنه برای زنده نگه داشتنش تلاش کنی.. و وقتی در نهایت تورو درمونده پیدات کرد دست از سر سمی برمیداره ولی میاد سراغ خودت. یه آخرالزمان مخصوص خودت درست میکنه و مطمعنمیشه که بمیری. بعد از تجربه چندین مرگ پی در پی وقتی از بازی باهات خسته شد به عنوان اولین انسان به ایمپتی میری. ولی خب در نهایت ما اقایون وینچستر رو داریم که دارن تلاش میکنن نجاتت بدن. کیمیدونه بعدش چی میشه؟
Dear Lumin in Supernatural
MBTI: ENTP
the chaos you don't see coming until it's already changed everything.هویت: لومین از اون دسته شکارچی هاییه که کتاب قوانین رو میخونه تا فقط عکسشون رو انجام بده. اون باهوش، غیرقابلپیشبینی و متخصص پیدا کردن راههایی که هیچکس بهشون فکر نکرده. کسی که پشت شوخی و شیطنتش یه ادم با عقاید خیلی محکم نشسته.
Best Friend: Dean Winchesterاز همون اول جذب شخصیت های Sarcastic هم شدن. ترکیبی که میتونه دنیا رو به آتیش بکشه؟ دوتا احمق با سلول های مغزی یکسان ولی در عین حال شدیدا قابلاعتماد برای هم. ولی خب.. باهم زیاد دعوا میکنین.
relationship: Crowleyبله. دقیقا کروالی. احتمالا سمی قراره خیلی سرت غر بزنه... لومین و کروالی دو نفر که هیچکدوم حاضر نیستن کوتاه بیان و هر مکالمهشون تبدیل به یک بازی ذهنی میشه. خیلی گند میزنین بهمدیگه ولی جفتتون از کل کل هایی که باهم میکنین خیلی زیاد لذت میبرین.
Group: Dean + Sam + Crowley + Lumin + Rowenaلومین کسی که معمولا نقشهی همرو خراب میکنه تا کاری که خودش فکر میکنه درسته رو انجام بده. معمولا براش مهم نیست که کی چه گندی زده، خودش همش میره وسط بحث ولی خب تلاششم میکنه تا یکم جمع رو کنترل کنه.
Bobby Singer — father/ daughter coded.خب لومین از هیچکسی غیر بابی حساب نمیبره. از اولشم همیشه بهش احترام میذاشت و تلاششو میکرد تا کسی باشه که بابی بتونه روش حساب باز بکنه. وقتی همه دارن سر لومین داد میزنن که نه اون کارو نکن، بابی فقط با یه چشم غره اونو سر جاش میشونه. خیلی از شبا کنار آتیش باهم مشروب میخورن و از سکوت شب لذت میبرن.
چطور داستان رو عوض میکردی؟با وجود تو خیلی از پرونده هایی که باعث مرگوینچسترا میشدن، باعث مرگ خودت شدی😊. به خاطر تو کروالی خیلی زود با وینچسترا شروع به همکاری کرد و دیگه دشنمشون نموند. تو جلوی مرگ کروالی رو گرفتی و رابطش رو با رویینا درست کردی. تو کم کم تاثیرت رو روی ادم های اطرافت گذاشتی و به خوبی اونهارو تغییر دادی.
و سرنوشت؟احتمالا چند بار همه فکر میکردن مردی، چند بار هم خودت باعث میشدی همه فکر کنن مردی، فقط برای اینکه بعدا با یه سوپرایز برگردی. ولی در نهایت زنده میمونی.. هیچوقت بازنشسته نمیشی و تا وقتی که زنده ای به شکار کردن ادامه میدی، همیشه به سم خانوادش سر میزنی چون به دین قول دادی که مراقب برادر کوچیکترش باشی.
Repost from N/a
Dear Levana in Supernatural:
MBTI: INTP
the wildflower growing in the middle of the darkness.هویت: لوانا یه شکارچیه، شکارچی ای که بیشتر از اینکه با تاریکی بجنگه، سعی میکنه درکش و بفهمتش. اون شکارچی ساده لوح یا بیش از حد خوش بینی نیست؛ فقط باور داره هیچ چیز به اندازه ای ساده نیست که بشه از روی ظاهرش قضاوتش کرد.
Best Friend: Jo Harvelleخب دوستی اون دو نفر اولش با تنفر از هم و کل کل های گاه و بی گاه شکل میگیره. لوانا تصمیم میگیره بره شکار.عه؟ پس جو هم برای اینکه کم نیاره اِلن رو میپیچونه تا بره. و بلاخره سر یکی از ماموریت ها وقتی مجبور میشن باهمدیگه همکاری کنن، متوجه میشن چه بند خوبی رو باهم تشکیل میدن و بعد از اون یه رفاقت ماندگار رو باهمدیگه میسازن.
relationship: Sam Winchesterسم جذب تفکر متفاوت لونا میشه. رابطشون با یه کراش دوطرفه شروع میشه، از اون نوع کراش زدن هایی که تو با دیدن طرف مقابل قند توی دلت آب میشه و خیلی زیاد ذوق میکنی. سم خیلی مراقب لواناست. همیشه و همه جا هواشو داره. رابطهشون پر از سکوتهای راحت، سوالهای عجیب و گفتوگوهای نصفهشب میشه.
Group: Sam + Dean + Castiel + Levana +Joتوی این گروه لوانا کسیه که همیشه تصمیات دیگران رو زیر سوال میبره، همرو به چالش میکشه و تا مطمعن نشده مسیری که دارن میرن درسته، هیچوقت توش قدم برنیمداره.برای همینجلوی خیلی از خرابکاری هارو میگیره.
Ellen Harvelle — mother/daughter codedبعد از صمیمتی که بین لوانا و جو شکل گرفت، الن هم به لوانا نزدیکتر شد. کم کم تبدیل شد به دختر دومش. الن پتانسیل های لوانا رو میدونه و بهش کمکمیکنه تا توشون پیشرفت کنه.
چطور داستان رو عوض میکردی؟لوانا شروع میکنه به پیدا کردن الگوهایی که پشت اتفاقات به ظاهر تصادفی وجود دارن. به جای اینکه فقط مبارزه کنه، دنبال نقطهای میگرده که میشه مسیر اتفاق رو تغییر داد.همین باعث میشه خیلی از اتفاق ها پیش از وقوع از بین برن. و اسیب های جانبی کمتر بشه. تو جلوی مرگ الن و جو رو میگیری.
و سرنوشتت؟تو یکی از معدود شخصیتهایی میشی که تاریکی رو میبینه ولی اجازه نمیدی که به درونت نفوذ کنه. به خاطر تغییراتی که ایجاد کردی داستان رو از جایی که چاک میخواست به جایی که نمیخواست کشوندی. اون هم که میونه خوبی با کارکتر هاش نداره.. چندین بار سم رو جلوی چشمات میکشه و مجبورت میکنه برای زنده نگه داشتنش تلاش کنی.. و وقتی در نهایت تورو درمونده پیدات کرد دست از سر سمی برمیداره ولی میاد سراغ خودت. یه آخرالزمان مخصوص خودت درست میکنه و مطمعنمیشه که بمیری. بعد از تجربه چندین مرگ پی در پی وقتی از بازی باهات خسته شد به عنوان اولین انسان به ایمپتی میری. ولی خب در نهایت ما اقایون وینچستر رو داریم که دارن تلاش میکنن نجاتت بدن. کیمیدونه بعدش چی میشه؟
Dear Luna in Supernatural:
MBTI: INTP
the quiet mind that notices what everyone else misses.هویت:لونا از اون دسته شکارچی هاییه که بیشتر از اینکه اهل درگیری مستقیم باشه، متخصص تویه پیدا کردن الگوها. ولی اینجوری نیست که مستقیم خودشو وارد دعوا نکنه، اگه لازم باشه از زور بازوش هم استفاده میکنه. چون از سن پایین شکارچی شد اولش همه دست کمش میگرفتن، ولی کم کم وقتی هوشش رو دیدن فهمیدن که چقدر اشتباه میکردن.
Best Friend: Castielیه رابطه عجیب دوستی بین لونایی که کنجکاو راجب فرشته ها بدونه و کستیلی که کنجکاوه راجب انسان ها بدونه.. کس سوال های عجیب مپیرسه و لونا خوب میدونه که چطوری جوابشو بده که هم فراموش نشدنی باشه و هم هیجان انگیز. لونا حس میکنه کستیلیکه از عواطف انسانیش سر در نمیاره روی دینکراشه پس قراره بهش کمککنه که به احساس واقعیش پی ببره~
relationship: Sam Winchesterسم خیلی زود متوجه میشه که لونا مغز فعالی توی حل کردن مسائل داره. رابطشون Friends to lovers-slow burn عه. اول بحث و همکاری و رفاقت، بعد اعتماد و بعد یک وابستگی خیلی شدید. ولی لونا خیلی وقته که روی سم کراشه، معلومه که از یه پسر قد بلند با موهای افشون و افکار عجیب خوشش میاد! ولی توی نزدیک شدن بهش گند میزنه پس تلاششو میکنه تا دوسش بمونه ولی غافل از اینکه این حس دو طرفس.
Group: Sam + Dean + Castiel + Charlie + Luna +Bella + Rowenaلونا استعداد عجیبی توی یاد گرفتن سریع داره، اون معمولا تلاشمیکنه تا تصمیمات اشتباهی که وینچسترا میگیرن رو درست کنه. اون مرکز گروهه و کسیه که بقیه ترجیح میدن بهش تکیه کنن. رابطه خوبی با همشون داره و کسیه که کمتر کسی ترجیح میده باهاش دعوا کنه. کمتر کسی به جز رویینا!!
Charlie — sibling-codedلونا برای چارلی وقیقا همون خواهر کوچکتریه که همیشه میخواسته داشته باشه. کسی که همیشه پایش باشه، باهاش تا خوده صبح حرف بزنه، باهاش درد و دل کنه.. و بدونه همیشه یکنفر رو داره که کنارشه.چارلی بیاندازه مراقب لوناست.
چطور داستان رو عوض میکردی؟با اطلاعات.اول از همه که بلا رو نجات میدادی چون معتقد بودی هوشی که داره برای گروه شما بشدت نیازه. اون شب وقتی دین داشت میرفت تو مسیر مخالف رو طی کردی و به بلا کمککردی تا جون سالم بدر ببره. از استعدادت برای یاد گرفتن جادو از روینا استفاده کردی و جلوی خیلی از فداکاری های بیخود رو گرفتی.
و سرنوشتت؟تو قدرتمند شدی، در نبرد های بی شماری شرکت کردی، از جادوت و هوشت برای تغییر شرایط استفاده کردی اما در نهایت همین قدرت زیاد بهت صدمه زد. قدرت بدنیت رو کاملا از دست دادی، در آخر بلا رو از دست دادی و نتونستی دوباره نجاتش بدی. جادوت کم کم محو شد و تنها چیزی که برات مونده بود چیزی بود که از همون اول داشتی یعنی هوشت. پس وقتی خودتو جمع و جور کردی رفتی پیش بابی و بعد از اون تلاش کردی تا راهش رو ادامه بدی.
Dear Bambi in Supernatural:
MBTI: ISTP
the quiet one who looks harmless until things go wrong.هویت: بامبی میشه از اون دسته شکارچیهایی که زیاد حرف نمیزنن و ترجیح میدن قبل از اینکه بقیه حتی بفهمن مشکلی وجود داره، خودشون سرنخ رو پیدا، و مشکل رو حل کرده باشن.. اون خیلی به قوانین سنتی شکارچیها اهمیت نمیده؛ اگه یه روش بهتر داشته باشه، حتی اکه استاندارد نباشه، همونو انجام میده. ظاهری آروم و دوستداشتنی داره ولی وقتی اوضاع جدی میشه، رفتارش کاملا عوض و سرد و جدی میشه.
Best Friend: Dean Winchesterیه دوستی کاملا غیرمنتظره که به خوبی جواب داده. چرا؟ چون اون دوتا خیلی خوب همدیگرو درکمیکنن. دین حرف میزنه، بامبی گوش میده. بامبی سکوت میکنه، دین سکوتشو بهمنمیزنه. رابطشون از اون رفاقتاییه که لازمنیست باهم حرف بزنن تا بدونن طرف مقابل چیمیخواد.
relationship: Sam Winchesterاین رابطه قراره خیلی slow burn بشه.🌚🙏🏻 سم اولش جذب اون بخش آرام و مرموز بامبی میشه؛ کسی که برخلاف بقیه، برای جلب توجه تلاش نمیکنه.بامبی هم کمکم به سم اعتماد میکنه، چون سم یکی از معدود آدمهاییه که سعی نمیکنه سکوتش رو بشکنه یا مجبورش کنه احساساتش رو توضیح بده.
Group: Dean + Sam + Castiel + Charlie + Bambi +Jo +Crowleyبامبی شکارچی تکرو گروه که زودتر از همه میره سراغ مشکلات و بقیرو خبر نمیکنه اماهمیشه براشون سر نخ میزاره. خوشش نمیاد تویگروه بحثی پیش بیاد برای همین وقتی اتفاقی می افته سعی میکنه زود اونو حل بکنه.و به روی خودش نمیاره که چارلی قبلا روش کراش بوده😔
Bobby Singer — father/daughter codedبعد ازمرگ همسرش و رفت و امد پسر ها همراه با جان بابی خیلی تنها شد. پس تصمیمگرفت بچه ای رو به سرپرستی بگیره تا بهش اموزش بده. از همون اولشم از جربزه ای که بامبی داشت خوشش اومد. اونا باهم میرن شکار، ماشینتعمیر میکنن، شب و روز در حال مشروب خوردنن، باهم زیاد دعوا میکن ولی در نهایت عاشق همدیگن.
چطور داستان رو عوض میکردی؟بنظرم به خاطر پیوند عمیقی که با وینچستر ها داره به صورت کلی روند داستان رو خیلی زیاد عوض میکنه. جلوی تصمیم های بی فکر سم و دین رو میگیره؛ بهخصوص دین. احتمالا جلوی مرگ جو و اِلن و چارلی رو میگره. کروالی رو بعد از مرگش برمیگردونه و کمک میکنه تا رابطش رو با رویینا بهتر کنه. به همشون یه فضای امن هدیه میده و تلاش میکنه تا بقیه روی روابطشون باهم کار کنن و اینقدر الکی دشمن تراشی نکنن.
و سرنوشتت؟زنده میمونی. چون خوب یادگرفتی که چطوری جون سالم بدر ببری. بعد از بابی راه اونو ادامه میدی. هیچوقت بازنشسته نمیشی و بر خلاف سم، که تصمیم میگیره زندگی آرومی داشته باشه، تو به شکار ادامه میدی. برای مدت طولانی برای دین، بهترین دوستت عزاداری میکنی و بعد یه شکست کامل تو رابطت با سم.. تا مدت ها از هم فاصله میگیرین ولی در آخر، بهش برمیگردی.
